عصر ایران؛ علی بهاری -کتاب «عزاداران بَیَل» یکی از آثار شناختهشدهٔ غلامحسین ساعدی* است که با رویکردی انتقادی به زندگی روستایی، خرافات و فقر در جامعهٔ زمان خود میپردازد. با این حال، بررسی دقیقتر داستانهای این مجموعه، نقاط ضعف و تناقضاتی را در شخصیتپردازی و منطق روایی اثر نشان میدهد که توجه به آنها برای درک بهتر لایههای کتاب ضروری است.
نخستین نکتهٔ قابل تأمل، شخصیت «مشدی اسلام» است که بهنظر میرسد نمادی از دین اسلام است. مردم سادهدل روستا در مواجهه با بحرانها و مشکلات لاینحل خود به او پناه میبرند؛ اما در عمل چیزی عایدشان نمیشود و راهکارهای مشدی اسلام برای حل معضلات روستا ناکارآمد جلوه میکند. گویا ساعدی میخواهد ادعا کند دین در دنیای جدید، با وجود کارکردهایش، در حل مشکلات ناکارآمد است.
عزاداران بَیَل مجموعه هشت داستان پیوسته دربارهٔ فلاکتهای مردمان روستایی به نام بَیَل است
این کتاب اولین بار در سال ۱۳۴۳ چاپ شده است
با وجود این، شخصیتپردازی مشدی اسلام بهخوبی درنیامده و دچار تناقضهای جدی است. نویسنده او را فردی مقید، صادق و خیرخواه تصویر میکند، اما در عین حال نشان میدهد که او شراب مینوشد و در مراسم عروسی مطربی میکند. معمولاً متدینان و تقواپیشگان چنین رفتارهایی ندارند و این تضاد آشکار به باورپذیری شخصیت او لطمهٔ جدی وارد کرده است.
علاوه بر ضعف در شخصیتپردازی، برخی عبارات و دیالوگهایی که ساعدی در دهان اهالی روستا گذاشته، چندان باورپذیر و منطبق بر واقعیتهای فرهنگی نیستند. مثلاً در بخشی از کتاب، پیرزنی عبارت «السلام علیک یا الله» را بر زبان میآورد؛ در حالی که بعید است هیچ مسلمانی در طول تاریخ اسلام به خداوند متعال سلام داده باشد.
از دیگر مواردی که به باورپذیری داستان آسیب میزند، نمایش اغراقآمیز خرافهباوری در میان روستاییان است. در یکی از داستانها، اهالی روستا یک وسیلهٔ مربوط به نظامیان آمریکایی را بهاشتباه «ضریح» یک امامزاده میپندارند، برایش بارگاه برپا میکنند و پیرامونش به عزاداری میپردازند.
در نهایت آمریکاییها میآیند، این ضریح قلابی را از جا میکنند و با خود میبرند. پذیرش این سطح از جهل مطلق و خرافهگرایی، حتی برای یک روستای دورافتاده نیز دشوار است.
در بُعدی دیگر، نگاه نویسنده به تقابل فقر و دینداری نیز جای نقد دارد. در بخشی از داستان، با فرا رسیدن قحطی، اهالی روستا برای دزدی و غارت به روستای مجاور حمله میکنند.
احتمالاً مراد ساعدی از این تصویرسازی آن است که نشان دهد انسانها در شرایط سخت معیشتی، دین و اخلاق دینی را کنار میگذارند. هرچند این انتقاد فیالجمله و در مورد برخی افراد صادق است، اما نمیتوان آن را به عنوان یک قاعدهٔ کلی پذیرفت؛ چه آنکه در دنیای واقعی، متدینان بسیاری هستند که حتی در سختترین شرایط معیشتی نیز از باورهای دینی و اصول اخلاق اسلامی دست نمیکشند و شرافت خود را حفظ میکنند.
در مجموع، خواندن این کتاب خالی از لطف نیست و میتواند چند ساعتی ذهن مخاطب را به خود مشغول کند و او را به تأمل وادارد.

قبر غلامحسین ساعدی در گورستان پلاشز پاریس