فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۱۸۶۴
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۲ - ۲۰-۰۲-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۱۸۶۴
انتشار: ۱۱:۰۲ - ۲۰-۰۲-۱۴۰۵
گزارشی از «تاملات سیاسی علامه طباطبایی»

«حکومت انسانی»؛ عقلانیت و تقدم تربیت بر سیاست

«حکومت انسانی»؛ عقلانیت و تقدم تربیت بر سیاست
علامه سیاست را فرع بر تربیت می‌داند. جامعه‌ای که از نظر اخلاقی و فکری رشد نیافته باشد، با هیچ ساختار سیاسی – چه فردسالار و چه دموکراتیک – به عدالت پایدار دست نخواهد یافت. آنچه سرنوشت حکومت را تعیین می‌کند، سطح مسئولیت‌پذیری و فضیلت شهروندان است.

عصر ایران؛ علی بهاری - گزارش حاضر کوششی است برای بازخوانی منسجم و پیوسته‌ی کتاب «تأملات سیاسی علامه طباطبایی» نوشته آیت‌الله محمد سروش محلاتی؛ اثری که در سال‌های اخیر، هم‌زمان با گسترش بحث‌ها درباره نسبت اندیشه دینی و سیاست در ایران، توجه بیشتری یافته است.

 اندیشه سیاسی علامه طباطبایی، فیلسوف و مفسر برجسته معاصر، از جهات گوناگون محل گفت‌وگو بوده است: برخی آن را همسو با قرائت رسمی از حکومت دینی دانسته‌اند و برخی دیگر بر فاصله و تفاوت‌های آن تأکید کرده‌اند. کتاب سروش محلاتی تلاشی است برای بازخوانی دقیق‌تر این اندیشه و رفع برخی ابهام‌ها، با تمرکز بر آثار فلسفی و تفسیری علامه، به‌ویژه المیزان.

نقطه عزیمت بحث، تبیین فلسفه شکل‌گیری حکومت در نگاه علامه است. او با تحلیلی واقع‌گرایانه از سرشت زندگی اجتماعی آغاز می‌کند: انسان‌ها دارای خواسته‌ها و منافع متنوع و گاه متعارض‌اند و هر فرد به طور طبیعی در پی تأمین نیازهای خویش است. این وضعیت، امکان تزاحم و تعدی را افزایش می‌دهد و از همین‌رو وجود قدرتی برتر برای تنظیم روابط و جلوگیری از تجاوز ضروری می‌شود.

حکومت، در این چارچوب، نهادی است برای مهار تعارض‌ها و برقراری نظم. علامه با نگاهی تاریخی نشان می‌دهد که جوامع بشری مسیرهایی متفاوت را آزموده‌اند: از حکومت‌های مطلقه تا نظام‌های مشروطه و سپس اشکالی از جمهوری. در پس این تحولات، دغدغه اصلی کاهش ظلم و کاستن از هزینه‌های استبداد بوده است.

در این تحلیل، فرد اصالت دارد و اجتماع ابزار تحقق بهتر مصالح انسانی است. پذیرش زندگی جمعی نه از سر نفی فردیت، بلکه برای تأمین منافع و پیشگیری از آسیب‌هاست. از این رو حکومت دو کارکرد بنیادین پیدا می‌کند: نخست جلوگیری از ستم و تعدی، و دوم هماهنگ‌سازی نیروها و استعدادهای گوناگون جامعه برای دستیابی به پیشرفت.

 شریعت نیز در همین چارچوب فهم می‌شود. به باور علامه، انسان به اقتضای طبیعت خود گرایش دارد دیگران را در خدمت منافع خویش گیرد؛ بنابراین نیازمند قانونی بازدارنده است. خداوند بخشی از این هدایت را در فطرت انسان نهاده و بخشی را از طریق وحی بیان کرده است.

با این حال، دین متکفل بیان همه جزئیات اداره جامعه نیست؛ اصول و چارچوب‌های ثابت را عرضه می‌کند و تدبیر امور متغیر را به عقل و تجربه انسانی می‌سپارد. از همین منظر است که علامه تفسیر «اولی الامر» به فقها را بی‌دلیل می‌داند و تخصص فقهی را به‌تنهایی کافی برای مدیریت سیاسی نمی‌شمارد.

بحث عدالت در اندیشه علامه نیز بر پایه همین انسان‌شناسی شکل می‌گیرد. او از این پیش‌فرض آغاز می‌کند که انسان در پی بهره‌گیری و سود است، اما برای دستیابی به بیشترین منفعت ناچار است منافع دیگران را نیز لحاظ کند. عدالت در نتیجه نوعی موازنه میان منافع پدید می‌آید؛ موازنه‌ای که بقای اجتماع را ممکن می‌سازد. این تحلیل البته با نقدهایی روبه‌رو شده است.

شهید مطهری آن را تقلیل‌گرایانه می‌داند و معتقد است رفتار انسانی را نمی‌توان صرفاً با سودجویی توضیح داد؛ زیرا انسان قادر است بر پایه محبت، ایمان یا آرمان از منفعت شخصی چشم بپوشد.

برخی نیز شباهت‌هایی میان نظریه علامه و دیدگاه متفکرانی چون برتراند راسل دیده‌اند. با این همه، سروش محلاتی تأکید می‌کند که برداشت‌های دیگر از نظریه عدالت علامه – مانند آن چه جناب داوری اردکانی به علامه نسبت می‌دهد - گاه با عبارات صریح او سازگار نیست و نمی‌توان به‌سادگی آن را به مرحوم طباطبایی نسبت داد.

کتاب تاملات سیاسی علامه طباطبایی

یکی از محورهای مهم کتاب، نسبت فقه و اخلاق است. علامه از یک‌سو توحید را سرچشمه همه فضایل می‌داند و اخلاق را برخاسته از جهان‌بینی الهی تلقی می‌کند، و از سوی دیگر بر پیوند ناگسستنی احکام فقهی و ارزش‌های اخلاقی تأکید دارد.

او در تفسیر برخی آیات – از جمله آیه ۲۲۹ سوره بقره – با تفکیک رایج میان «احکام فقهی الزام‌آور» و «توصیه‌های اخلاقی غیرالزامی» مخالفت می‌کند و معتقد است مجموعه این دستورها در قالب «حدود الهی» عرضه شده‌اند و نباید آنها را از هم گسست. از نگاه او، جامعه‌ای که به اجرای صوری فقه بسنده کند و از اخلاق غفلت ورزد، از روح دیانت فاصله گرفته است.

در همین چارچوب، علامه به مسئله قلمرو دین نیز می‌پردازد و با این برداشت که قرآن درباره همه امور جهان سخن گفته مخالفت می‌کند. تعبیراتی مانند «تبیاناً لکل شیء» را باید در سیاق هدایت فهمید؛ یعنی قرآن بیانگر هر آن چیزی است که برای هدایت انسان لازم است، نه اینکه متکفل توضیح همه جزئیات علمی و تجربی باشد. این تفسیر، راه را برای پذیرش نقش عقل و دانش بشری در سامان‌دهی امور اجتماعی باز می‌گذارد.

از برجسته‌ترین مباحث کتاب، تحلیل مفهوم «استبداد دینی» است.

علامه، متأثر از میراث فکری آیت‌الله نایینی، به خطر پیوند خوردن قدرت سیاسی با قداست دینی توجه دارد. تفاوت نگاه او با نایینی در این است که نایینی بیشتر از حمایت نهاد دین از سلطنت استبدادی سخن می‌گفت، در حالی که علامه نسبت به ادغام کامل قدرت دینی و سیاسی هشدار می‌دهد؛ وضعیتی که در آن حاکمیت خود را تجسم اراده الهی معرفی می‌کند و هرگونه مخالفتی را معادل خروج از دین می‌شمارد.

به باور او، چنین استبدادی تنها بر جسم انسان‌ها سلطه ندارد، بلکه ذهن و ایمان آنان را نیز در اختیار می‌گیرد. وی ریشه‌های تاریخی این پدیده را در مسیحیت و اندیشه حلول جست‌وجو می‌کند، اما احتمال بروز آن در جوامع اسلامی را نیز منتفی نمی‌داند. در برابر این خطر، او از تعبیر «حکومت انسانی» بهره می‌گیرد؛ حکومتی که حتی در صورت اتکا به رأی اکثریت، حقوق اقلیت را پاس می‌دارد و خود را فراتر از نقد نمی‌نشاند.

در ادامه، مسئله اجرای شریعت و حدود اجبار مطرح می‌شود. علامه با استناد به آیاتی مانند «وَما عَلَی الرَّسولِ إِلَّا البَلاغُ المُبین» یادآور می‌شود که وظیفه اصلی پیامبر ابلاغ پیام است، نه تحمیل آن.

 پذیرش دین باید آگاهانه و آزادانه باشد. او میان الزام‌های عقلی – مانند ضرورت مقابله با جرم و حفظ امنیت – و سایر حوزه‌ها تمایز می‌نهد و معتقد است نمی‌توان هر حکمی را با توسل به زور اجرا کرد. اجبار تنها در جایی موجه است که عقلا آن را برای صیانت از حقوق عمومی ضروری بدانند.

آزاداندیشی علامه در روش علمی او نیز آشکار است. حواشی او بر اسفار و شیوه مواجهه‌اش با روایات نشان می‌دهد که در پذیرش اخبار، به‌ویژه خبر واحد، احتیاط می‌کرد و قرآن و عقل را بر دیگر منابع مقدم می‌داشت. این رویکرد انتقادی در المیزان به‌روشنی دیده می‌شود.

علامه طباطبایی

 او همچنین آزادی را ارزشی اساسی می‌دانست و آن را بر امنیتِ ناشی از تسلیم در برابر ظلم ترجیح می‌داد. برخلاف برخی دیدگاه‌های فقهی که پرهیز از هرگونه اعتراض به حاکم ستمگر را به دلیل احتمال ناامنی توصیه می‌کنند، علامه خطر استمرار استبداد را گاه بیش از آشوب‌های کوتاه‌مدت می‌دانست.

در بحث ساختار دین و حکومت، علامه میان احکام ثابت الهی و مقررات متغیر تمایز می‌گذارد. او حتی گامی فراتر نهاده و تصریح می‌کند که دین در حقیقت همان احکام ثابت است و مقررات متغیر، هرچند ممکن است در چارچوب مصالح اسلامی وضع شوند، ذاتاً جزو دین به شمار نمی‌آیند. این تفکیک، امکان انعطاف در نظام سیاسی را فراهم می‌سازد و مانع از آن می‌شود که همه تصمیم‌های حکومتی رنگ تقدس بگیرد.

یکی دیگر از نوآوری‌های مهم علامه، تفکیک میان «وحی» و «رأی» پیامبر است. او برای پیامبر سه شأن قائل می‌شود: دریافت و ابلاغ وحی، قضاوت در اختلافات و اداره جامعه. تنها شأن نخست مستقیماً بر وحی مبتنی است و دو شأن دیگر به تدبیر و تشخیص پیامبر در شرایط تاریخی خاص مربوط می‌شود.

بدین‌ترتیب، همه تصمیم‌های سیاسی پیامبر لزوماً بخشی از دین جاودانه نیستند، بلکه برخی از آنها راه‌حل‌هایی متناسب با مقتضیات زمان بوده‌اند. در مسئله عصمت نیز علامه آن را در حوزه دریافت، ابلاغ و عمل به وحی قطعی می‌داند، نه در همه جزئیات تصمیم‌گیری‌های شخصی و مدیریتی.

در نهایت، علامه سیاست را فرع بر تربیت می‌داند. به تحلیل او، پیامبر اسلام پیش از تأسیس حکومت در مدینه، سیزده سال در مکه به پرورش فکری و اخلاقی جامعه پرداخت و همین تربیت بود که امکان شکل‌گیری نظمی نوین را فراهم ساخت.

جامعه‌ای که از نظر اخلاقی و فکری رشد نیافته باشد، با هیچ ساختار سیاسی – چه فردسالار و چه دموکراتیک – به عدالت پایدار دست نخواهد یافت. آنچه سرنوشت حکومت را تعیین می‌کند، سطح مسئولیت‌پذیری و فضیلت شهروندان است.

به این ترتیب، تصویری که از دریچه این کتاب از اندیشه سیاسی علامه طباطبایی به دست می‌آید، تصویری است پیچیده و چندلایه: تأکید بر عقلانیت و نقش انسان، تمایز میان دین ثابت و تدبیر متغیر، حساسیت نسبت به استبداد دینی، پیوند وثیق فقه و اخلاق، و تقدم تربیت بر سیاست.

این مجموعه نشان می‌دهد که اندیشه او نه به سادگی در قالب‌های رایج «حکومت دینی» می‌گنجد و نه با «جدایی کامل دین و سیاست» کاملا سازگار است، بلکه افقی می‌گشاید که در آن دین چارچوب‌های ارزشی و هدایتی را فراهم می‌کند و انسان مسئول، با تکیه بر عقل و تجربه، نظم سیاسی خویش را شکل می‌دهد.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
واکنش ترامپ به طرح پیشنهادی ایران درباره مذاکرات: کاملا غیرقابل قبول است موانع اجرای مدل اینترنت چین در ایران؛ چرا کپی‌برداری ممکن نیست؟ افزایش پروازهای جمع‌آوری اطلاعات آمریکا بر فراز کوبا هشدار نسبت به پیامدهای وابستگی بیش از حد دانش‌آموزان به تلفن همراه بقائی: تاریخ برای آنان که عبرت نمی‌گیرند دوباره تکرار می‌شود کاخ سفید: ترامپ عصر چهارشنبه وارد پکن خواهد شد طوفان ۱۲۲ کیلومتری زابل را درنوردید؛ دید افقی به ۸۰۰ متر رسید دانش‌ آموزان افغانستانی یاد شهدای مدرسه میناب را گرامی داشتند پاسخ ایران به آمریکا چه بود؟ اعلام رسمی برنامه سفر ترامپ به پکن؛ پرونده ایران و روسیه روی میز مذاکرات ادعای جدید ترامپ: ایرانی‌ها ۴۷ سال ما را «گول زده‌اند» ماموریت ویژه سازمان حسابرسی برای شناسایی بدهکاران ارزی؛ متخلفان به مراجع قضایی معرفی می‌شوند گروگان‌گیری پیکر دو برادر شهید فلسطینی در سردخانه‌های اسرائیل جزئیات مرحله جدید طرح کالابرگ الکترونیکی؛ عرضه لبنیات ارزان‌تر از هفته آینده تماس تلفنی نتانیاهو با ترامپ