فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۳۲۷۶
تاریخ انتشار: ۱۱:۱۴ - ۲۶-۰۲-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۳۲۷۶
انتشار: ۱۱:۱۴ - ۲۶-۰۲-۱۴۰۵

جدایی آرام کشورهای عربی خلیج فارس از آمریکا 

جدایی آرام کشورهای عربی خلیج فارس از آمریکا 
از دیدگاه حاکمان عرب ترتیبات فعلی به طرز خطرناکی نامتقارن به نظر می‌رسد. ایالات متحده می‌تواند جنگ را آغاز کند، نیروها را جابجا کند و در نهایت عقب‌نشینی کند. اما شش کشور خلیج فارس از نظر جغرافیایی به طور دائم در کنار ایران گرفتار می‌مانند.

برای دهه‌ها، واشنگتن با پادشاهی‌های خلیج فارس به عنوان ستون‌های ثابت قدرت آمریکا در خاورمیانه رفتار می‌کرد. حضور نظامی ایالات متحده در آنجا به شبکه‌ای گسترده و به هم پیوسته از پایگاه‌ها و زیرساخت‌ها تبدیل شد که در قطر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، کویت و عمان امتداد داشت.

به گزارش عصرایران، وبگاه آمریکایی "هیل" در مقاله ای به قلم " برهما چلانی"  با اشاره به جدایی آرام کشورهای عربی خلیج فارس از آمریکا پس از جنگ 40 روزه اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نوشت: 

این کشورها میزبان نیروهای آمریکایی بودند، سلاح‌های آمریکایی خریداری کردند و خود را با اولویت‌های منطقه‌ای واشنگتن همسو کردند. در عوض، آنها انتظار پاداش نهایی را داشتند: محافظت زیر چتر امنیتی آمریکا.

این معامله اکنون در حال فرسایش است - و شاید در حال فروپاشی.

مهمترین تغییر ژئوپلیتیکی در خاورمیانه امروز در تهران، تل‌آویو یا آنکارا اتفاق نمی‌افتد. این تغییر بی‌سروصدا در درون دربارهای سلطنتی شیخ‌نشین‌های خلیج فارس در حال وقوع است، که در حال ارزیابی مجدد این موضوع هستند که آیا ایالات متحده هنوز یک ضامن امنیتی قابل اعتماد است یا صرفا قدرتی است که از قلمرو آنها استفاده می‌کند و آنها را در معرض انتقام قرار می‌دهد.

جنگ ترامپ با ایران این ارزیابی مجدد را به طرز چشمگیری تسریع کرده است.

وقتی ایالات متحده، در هماهنگی با اسرائیل، در 28 فوریه امسال جنگ علیه ایران را آغاز کرد، کشورهای عربی خلیج فارس همکاری کردند. هواپیماهای جنگی آمریکایی از پایگاه‌هایی در خاک آنها عملیات انجام می‌دادند. ترامپ عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی را به عنوان شرکای "عالی" معرفی کرد و در عین حال متحدان ناتو و شرکای هند و اقیانوس آرام را به دلیل امتناع از شرکت در این جنگ به سخره گرفت.

اما این ستایش، مشکل عمیق‌تری را پنهان می‌کرد: کشورهای خلیج فارس متوجه شدند که حمایت از عملیات نظامی آمریکا هزینه‌های فاجعه‌باری برای آنها به همراه دارد، زیرا تاسیسات انرژی و کارخانه‌های آب شیرین‌کن آنها هدف انتقام ایران قرار گرفت. حاکمان عرب خلیج فارس نظاره‌گر بودند که ایالات متحده منابع نظامی عظیمی  (از جمله ناوشکن‌های مجهز به Aegis و رهگیرهای پیشرفته) را برای محافظت از اسرائیل در برابر حملات تلافی جویانه ایران مستقر کرد، در حالی که کشورهای خلیج فارس هزینه حملات آمریکا را متحمل شدند.

به نظر می‌رسد این تجربه اساسا محاسبات آنها را تغییر داده است.

نقطه عطف دیگر اخیرا زمانی رخ داد که ترامپ "پروژه آزادی" را اعلام کرد، یک ابتکار نیروی دریایی ایالات متحده برای اسکورت کشتی‌های تجاری از طریق تنگه هرمز پس از اختلال در ترافیک دریایی در این تنگه. واشنگتن این ماموریت را به عنوان نشانه‌ای از عزم و اراده می‌دانست. تهران آن را به عنوان یک تشدید تنش تلقی کرد. پادشاهی‌های خلیج فارس آن را یک فاجعه بالقوه می‌دانستند.

عربستان سعودی از اعطای دسترسی ایالات متحده به حریم هوایی و پایگاه‌های خود برای پشتیبانی از عملیات خودداری کرد. کویت نیز از این اقدام پیروی کرد. قطر، که به دنبال کاهش تنش بود، محدودیت‌هایی را برای فعالیت از پایگاه هوایی "العدید"، بزرگترین تاسیسات نظامی ایالات متحده در خاورمیانه، اعمال کرد. بدون همکاری کشورهای خلیج فارس، این ماموریت به سرعت از نظر لجستیکی و سیاسی ناپایدار شد. ترامپ پس از عبور تنها دو کشتی با پرچم ایالات متحده از تنگه، ناگهان آن را به حالت تعلیق درآورد.

در واقع، کشورهای خلیج فارس یک ابتکار نظامی بزرگ آمریکا را وتو کردند - چیزی که تنها یک سال پیش تقریبا غیرقابل تصور بود. تنها پس از آنکه ترامپ عملیات را متوقف کرد، دولت‌های خلیج فارس دسترسی ایالات متحده به پایگاه‌ها و حقوق پرواز بر فراز این منطقه را احیا کردند و تاکید کردند که چنین همکاری دیگر خودکار نیست، بلکه مشروط است.

واشنگتن مدت‌ها با این فرض عمل کرده بود که پایگاه‌های خلیج فارس اساسا در صورت تقاضا در طول بحران‌ها در ازای حمایت نظامی آمریکا در دسترس هستند. با این حال، اکنون کشورهای خلیج فارس به طور فزاینده‌ای سوال متفاوتی می‌پرسند: حفاظت برای چه کسی؟

از دیدگاه آنها، ترتیبات فعلی به طرز خطرناکی نامتقارن به نظر می‌رسد. ایالات متحده می‌تواند جنگ را آغاز کند، نیروها را جابجا کند و در نهایت عقب‌نشینی کند. اما شش کشور خلیج فارس از نظر جغرافیایی به طور دائم در کنار ایران گرفتار می‌مانند. در هرگونه رویارویی بین واشنگتن و تهران، پادشاهی‌های خلیج فارس به اهداف خط مقدم تبدیل می‌شوند.

درسی که به نظر می‌رسد این کشورها از درگیری‌های اخیر آموخته‌اند، بسیار واضح است: آنها سکوهایی برای قدرت آمریکا هستند، نه شرکای برابر در حفاظت آمریکا. این درک، یک تغییر استراتژیک عمیق را به دنبال دارد.

به نظر نمی‌رسد کشورهای خلیج فارس دیگر مایل به اعمال همسویی خودکار با واشنگتن باشند. در عوض، آنها به سمت چیزی که می‌توان آن را "بی‌طرفی" نامید، حرکت می‌کنند. در واقع، آنها جهان‌بینی ترامپ را دوباره بر خود ایالات متحده اعمال می‌کنند.

"اول آمریکا" به طور فزاینده‌ای با "اول خلیج فارس" پاسخ داده می‌شود.

این بدان معناست که پادشاهان خلیج فارس در مورد اینکه از کدام عملیات آمریکایی حمایت می‌کنند، بسیار گزینشی‌تر می‌شوند. این تغییر فراتر از دسترسی نظامی است. کشورهای بزرگ خلیج فارس در حال تنوع بخشیدن به مشارکت‌های دفاعی خود، خرید فناوری‌های غیرآمریکایی و بررسی ترتیبات امنیتی جایگزین هستند. برخی از دولت‌های خلیج فارس نیز در حال تشدید تماس‌های دیپلماتیک با رقبای منطقه‌ای، از جمله خود ایران، هستند.

برای آنها، کاهش تنش دیگر صرفا دیپلماسی نیست؛ بلکه حفظ استراتژیک خود است.

این باید واشنگتن را عمیقا نگران کند. کل معماری سلطه منطقه‌ای آمریکا - عملیات هوایی، استقرار نیروی دریایی، هماهنگی اطلاعاتی و امنیت انرژی - به همکاری تقریبا بی‌قید و شرط کشورهای خلیج فارس وابسته بوده است. آن دوران ممکن است رو به پایان باشد.

از قضا، خود ترامپ به تسریع این روند کمک کرده است. رویکرد معامله‌گرایانه او به اتحادها، حاکمان خلیج فارس را متقاعد کرد که روابط با واشنگتن دیگر ریشه در تعهدات استراتژیک پایدار ندارد، بلکه در محاسبات هزینه-فایده متغیر است.

هنگامی که اتحادها جنبه معامله‌گرایانه پیدا می‌کنند، شرکا طبیعتا شروع به پرسیدن این سوال می‌کنند که آیا این معامله همچنان ارزشمند است یا خیر. به نظر می‌رسد پادشاهی‌های خلیج فارس به طور فزاینده‌ای معتقدند که این‌طور نیست.

پیامدهای این امر بسیار فراتر از بحران فعلی ایران است. اگر کشورهای خلیج فارس میزبانان بی‌میل عملیات نظامی آمریکا شوند، توانایی واشنگتن برای اعمال قدرت در سراسر خاورمیانه به طرز چشمگیری کاهش خواهد یافت. ایالات متحده ممکن است هنوز هم سخت‌افزار نظامی بی‌نظیری داشته باشد، اما سخت‌افزار به تنهایی بدون دسترسی قابل اعتماد، پایگاه و حمایت سیاسی کافی نیست.

این پارادوکس استراتژیکی است که اکنون واشنگتن با آن مواجه است. واشنگتن با دوری گزیدن از متحدان ناتو و هند-اقیانوسیه و در عین حال نگران کردن شرکای خلیج فارس، این خطر را به جان می‌خرد که حتی یک ابرقدرت نیز نمی‌تواند به طور موثر در انزوا عمل کند.

پادشاهی‌های خلیج فارس ایالات متحده را رها نخواهند کرد، اما در حال بازتعریف این رابطه با شرایط محدودتری هستند. دوران همکاری‌های بی قید و شرط و با چک سفید به پایان رسیده است. متحدان خلیج فارس دیگر حاضر نیستند در حالی که به حمایت نامشخص آمریکا در هنگام انتقام متکی هستند، هدف پیامدهای حملات نظامی ایالات متحده باشند.

و هنگامی که متحدان یاد می‌گیرند که می‌توانند به واشنگتن "نه" بگویند، به ندرت به اطاعت خودکار باز می‌گردند.

 

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
اشاره محمد معتمدی خواننده به ضعیف بودن ایران در دوران پهلوی (عکس) تولید نفت روسیه در ماه آوریل کاهش یافت استوری گرشا رضایی برای روز بزرگداشت فردوسی (عکس) ناو هواپیمابر آمریکایی پس از استقرار بی‌سابقه‌ای که شامل جنگ ایران و ربایش مادورو بود، به خانه بازگشت ارسال کوله‌پشتی کودکان شهید میناب به موزه سازمان ملل همتی: اولویت اصلی کنترل تورم و کمک به حفظ اشتغال است چه تغییراتی گارانتی خودرو را باطل می‌کند؟ تایید شهادت فرمانده شاخه نظامی حماس در حمله اسرائیل تله «ژنرال‌های پوشالی»، وقتی دشمن برای ما ایستاده دست می‌زند وزارت اقتصاد بانک‌ها را ملزم به واگذاری اموال مازاد کند بازداشت یک فرمانده حزب الله عراق در ترکیه و انتقال به آمریکا / محاکمه به اتهام "عملیات تروریستی" در نیویورک برداشت ۴۰ هزار تن برگ سبز چای /سهم دولت از خرید تضمینی چای ۲۵ درصد است آخرین خبر از پرونده گروه دبش آخرین پرواز حج پرید/ زائران به خانه برمی‌گردند کشف پیکر چهارمین کوهنورد مفقودی در حادثه بهمن الوند پس از ۴ ماه