فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۳۰۶۶
تاریخ انتشار: ۱۱:۳۸ - ۲۵-۰۲-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۳۰۶۶
انتشار: ۱۱:۳۸ - ۲۵-۰۲-۱۴۰۵

نگاهی به نظریۀ تدا اسکاچپول دربارۀ «انقلاب‌های اجتماعی»

نگاهی به نظریۀ تدا اسکاچپول دربارۀ «انقلاب‌های اجتماعی»
ایدۀ مرکزی اسکاچپول برخلاف بسیاری از نظریه‌های کلاسیک این نیست که انقلاب‌ها محصول اراده انقلابی‌ها یا ایدئولوژی‌ها هستند؛ بلکه تأکیدش روی ساختار دولت و بحران‌های هم‌زمان آن است.

عصر ایران؛ باشو بیدرانی - نظریۀ تدا اسکاچپول، جامعه‌شناس و دانشمند علم سیاست (متولد 1947) درباره انقلاب‌ها، بوسيه در کتاب «دولت‌ها و انقلاب اجتماعی» ( States and Social Revolutions) یکی از تأثیرگذارترین چارچوب‌ها در علوم سیاسی برای فهم «فروپاشی دولت‌ها و وقوع انقلاب» است. ایدۀ مرکزی او برخلاف بسیاری از نظریه‌های کلاسیک این نیست که انقلاب‌ها محصول اراده انقلابی‌ها یا ایدئولوژی‌ها هستند؛ بلکه تأکیدش روی ساختار دولت و بحران‌های هم‌زمان آن است.

نگاهی به نظریۀ تدا اسکاچپول دربارۀ «انقلاب‌های اجتماعی»

اسکاچپول اساساً می‌گوید انقلاب‌های اجتماعی بزرگ (مثل فرانسه 1789، روسیه 1917 و چین 1949) زمانی رخ می‌دهند که سه عامل هم‌زمان اتفاق بیفتد:

الف - بحران ساختاری در دولت 
دولت دیگر نتواند به شکل مؤثر منابع جمع‌آوری کند، نظم را حفظ کند یا در برابر فشارهای داخلی/خارجی واکنش پایدار نشان دهد. اینجا نکته مهم این است که مسئله فقط «نارضایتی مردم» نیست؛ بلکه خودِ ماشین دولت دچار اختلال می‌شود.

ب -  فشار خارجی یا نظامی
اسکاچپول نقش جنگ و فشار بین‌المللی را بسیار مهم می‌داند. بسیاری از انقلاب‌های بزرگ در شرایطی رخ داده‌اند که دولت درگیر جنگ یا رقابت خارجی فرساینده بوده و همین فشار، ظرفیت مالی و اداری آن را تضعیف کرده است.

ح -  فروپاشی تعادل طبقاتی و ائتلاف‌های داخلی
یعنی زمانی که طبقات یا گروه‌های کلیدی (نخبگان، ارتش، بوروکراسی، طبقات اقتصادی) دیگر از دولت حمایت منسجم نمی‌کنند یا دچار شکاف می‌شوند.

نگاهی به نظریۀ تدا اسکاچپول دربارۀ «انقلاب‌های اجتماعی»

نکته کلیدی در نظریه او این است: انقلاب «ساخته نمی‌شود»، بلکه وقتی ساختار دولت هم‌زمان از بالا (فشار خارجی) و از داخل (بحران اداری و طبقاتی) تحت فشار قرار می‌گیرد، انقلاب رخ می‌دهد. مطابق این نگاه، عامل مهم‌تر از «ایدئولوژی انقلاب» یا «رهبران سیاسی»، وضعیت خود دولت است. حتی جنبش‌های انقلابی هم معمولاً در مرحله اول تعیین‌کننده نیستند؛ آنها بیشتر در «خلأ قدرت» وارد صحنه می‌شوند.

اگر این چارچوب را به بحث‌های امروز تعمیم بدهیم (بدون اینکه وارد نتیجه‌گیری قطعی دربارۀ هیچ کشور خاصی شویم)، نکته مهم این است که اسکاچپول اجازه می‌دهد بین دو مفهوم تفاوت بگذاریم: 1- فشار سیاسی و اجتماعی بالا (که می‌تواند مزمن باشد) 2- فروپاشی ساختاری دولت (که یک نقطۀ بحرانی و نادر است)

در بسیاری از کشورها ممکن است اولی وجود داشته باشد، اما دومی رخ ندهد، چون دولت‌ها می‌توانند با ابزارهایی مثل بازتوزیع منابع، کنترل امنیتی، یا بازآرایی نخبگان، خود را بازتولید کنند. 

نگاهی به نظریۀ تدا اسکاچپول دربارۀ «انقلاب‌های اجتماعی»

در واقع، ارزش اصلی نظریه اسکاچپول این است که ما را از تحلیل‌های ساده‌سازی‌شده (مثل «فشار زیاد = سقوط») دور می‌کند و به سمت یک نگاه ساختاری‌تر می‌برد: اینکه سقوط یا انقلاب، نتیجه یک «هم‌زمانی خاص» از بحران‌های داخلی و خارجی است، نه فقط شدت نارضایتی یا فشار بیرونی.

برچسب ها: انقلاب ، بحران ، فشار
ارسال به دوستان
سازمان اطلاعات ترکیه: یک شبکه جاسوسی بین‌المللی را متلاشی کردیم هشدار آموزش و پرورش البرز درباره چاقی ۳۴ درصدی دانش‌آموزان شهادت ۲۹۶۹ نفر در لبنان در پی تشدید حملات اسرائیل تغییرات بزرگ در نقل و انتقالات تابستانی بارسلونا توافق ایران و پاکستان برای تسهیل در مبادلات تجاری عارف: اکنون دورانی است که باید ساعت را از مچ دست خود باز کنیم/ جنگ‌های آینده جنگ علم و فناوری است گزارش رسانه برزیلی از پدیده صادرات استعداد در جام جهانی یک کشته و یک مصدوم در واژگونی خودرو تیبا در آزادراه همدان-ساوه زنجیره مصالحه در برابر ائتلاف منازعه‌طلب کسری بودجه مدارس آمریکا در پی افزایش هزینه گازوئیل آمارهای جدید دیابت و فشار خون در کشور و وضعیت سلامت تهران انسداد ۴ روزه محور چالوس؛ اعلام ساعت محدودیت و مسیر جایگزین موج جدید گرانی در بازار لوازم خانگی؛ بلاتکلیفی خریداران و کاهش ظرفیت تولید کارخانه‌ها سلیمی نمین: مخالفان مذاکره فهمی از «حکمرانی» ندارند/ مذاکره می‌کنیم تا نسل جدید ذات آمریکا را بشناسد آنچه درباره تنگه هرمز دروازه مقدس ایران‌ نمی‌دانید و هوش از سر آدم می‌برد / این نام از کجا آمده؟