فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۰۲۲۶
تاریخ انتشار: ۱۲:۱۷ - ۱۳-۰۲-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۰۲۲۶
انتشار: ۱۲:۱۷ - ۱۳-۰۲-۱۴۰۵

نقد زیدآبادی به لیلاز: مثال قذافی تان برای ایران بی ربط و مغلطه است!

نقد زیدآبادی به لیلاز: مثال قذافی تان برای ایران بی ربط و مغلطه است!
اگر فردی بر اثر تهدید یک سارق، پول تو جیبی خود را به او تسلیم کند و چند سال بعد در تصادف اتومبیل جان خود را از دست دهد، هیچکس مرگ او را به دادن پول تو جیبی‌اش به سارق نسبت می‌دهد؟  این متأسفانه کاری است که آقای لیلاز و دیگران مشغول آن شده‌اند. 

احمد زیدآبادی

اینکه نظر تک تک ما شهروندان ایرانی در مورد نوع توافق تهران و واشینگتن بخصوص در بارهٔ سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده چیست، اهمیت چندانی ندارد، زیرا تصمیم‌گیر نهایی در این مورد نهادهای حاکم هستند و آنها نیز طبق ارزیابی‌های مخصوص به خود، گزینه‌ای را انتخاب خواهند کرد.

اینکه اما افرادی مانند سعید لیلاز جا و بی‌جا مورد لیبیِ سرهنگ قذافی را در این باره مثال می‌آورند، به نظر من، مثال‌‌شان هم بی‌ربط و مع‌الفارق و هم سفسطه و مغلطه‌ای آشکار است!

این افراد مدعی‌اند چون قذافی تجهیزات غنی‌سازی خود را تحویل آمریکا داد، عملاً سبب خلع‌سلاح لیبی شد و زمینهٔ حملهٔ نظامی آمریکا به آن کشور را فراهم کرد. 

در واقع قذافی هیچ نوع دانش و تکنولوژی بومی برای غنی‌سازی اورانیوم در اختیار نداشت و فقط تجهیزات ابتدایی و محدودی از این صنعت را از بازار سیاه جهانی به دست آورده بود.

جرج بوش پسر او را تهدید کرد که یا تجهیزاتش را واگذار کند و یا آمادهٔ سرنوشتی مانند سرنوشت صدام حسین در عراق باشد.

قذافی واگذاری تجهیزات محدود خود را به حملهٔ نظامی آمریکا ترجیح داد و داستان در آن مقطع که سال 1994 بود، خاتمه‌یافته تلقی شد.

قذافی پس از آن ماجرا به مدت هفت سال، بدون دردسر خاصی حکمرانی کرد تا اینکه در سال 2011 خیزش بهار عربی، لیبی را هم فراگرفت. قذافی به خلاف همتایان خود در تونس و مصر، حاضر به هیچ سازشی در مقابل خیزش عمومی نشد و شورشیان را تهدید به نابودی کرد.

باراک حسین اوباما رئیس‌جمهور وقت آمریکا که به غلط می‌پنداشت بهارعربی، طلیعهٔ استقرار دمکراسی در شمال آفریقا و خاورمیانه است، تهدید قذافی علیه جمعیت شورشی را به معنای به خطرافتادن دستاوردهای بهار عربی در منطقه دانست و تصمیم به بمباران محدود لیبی گرفت.

این در واقع داستانی مخصوص به خود بود و هیچ ربطی به داستان واگذاری مقداری تجهیزات غنی‌سازیِ به دست آمده از بازار سیاه در هفت سال پیش از آن نداشت!

حال اگر فرض کنیم قذافی در زمان بوش پسر، تجهیزات خود را به دولت آمریکا واگذار نمی‌کرد، آیا از حملهٔ نظامی آن کشور در امان می‌ماند؟ آیا آن تجهیزات محدود و ابتدایی واقعاً به‌ عنوان ابزاری بازدارنده در مقابل حملهٔ نظامی بوش عمل می‌کرد؟

وقتی صنعت بومی و پیشرفتهٔ اتمی ایران، بازدارندهٔ جنگ 12 روزه و 40 روزه نشد، چطور ممکن است صنعت اتمی ابتدایی و وارداتی قذافی چنین کارویژه‌ای به خود می‌گرفت؟ 

همینطور آیا حفظ آن تجهیزات می‌توانست مانع سرایت خیزش بهار عربی به لیبی و عواقب بعدی آن شود؟

به هر حال اگر قرار است در مورد مسئله‌ای، مثالی زده شود آن مثال باید گویا و دقیق باشد نه اینکه فقط شکلی ظاهری را دستمایهٔ هم‌سان‌انگاری دو محتوای متفاوت سازد.

در حقیقت به خلاف نظر افرادی چون آقای لیلاز، قذافی به دلیل واگذاری تجهیزات غنی‌سازی خود مورد حمله قرار نگرفت، او در ماجرایی کاملاً مجزا و متفاوت قربانی شد.

اگر فردی بر اثر تهدید یک سارق، پول تو جیبی خود را به او تسلیم کند و چند سال بعد در تصادف اتومبیل جان خود را از دست دهد، هیچکس مرگ او را به دادن پول تو جیبی‌اش به سارق نسبت می‌دهد؟ 

این متأسفانه کاری است که آقای لیلاز و دیگران مشغول آن شده‌اند*

قذافی که بود؟

معمر قذافی (۷ ژوئن ۱۹۴۲ – ۲۰ اکتبر ۲۰۱۱) انقلابی، سیاستمدار و نظریه‌پرداز سیاسی اهل لیبی بود که از سال ۱۹۶۹ تا زمان مرگش در ۲۰۱۱ بر لیبی حکومت کرد.

وی در سپتامبر ۱۹۶۹ میلادی با کودتایی آرام حکومت محمّد ادریس سنوسی، پادشاه وقت لیبی را سرنگون ساخت. او پس از کودتا، سیستم حکومتی لیبی را بر اساس ترکیبی از سوسیالیسم و اسلام طراحی کرده و تا سال ۱۹۷۷ رئیس کشور لیبی بود.

او در سال ۱۹۷۷ از منصب رسمی ریاست شورای فرماندهی انقلاب لیبی کناره‌گیری کرد و مدعی شد که فقط یک نماد ملی خواهد بود. اما هیچ‌گاه به این تعهد پایبند نبود، و در تمام امور کشوری دخالت داشت و رژیمش یک دیکتاتوری فردی بود.

در ۱۹ دسامبر ۲۰۰۳ و تنها ۶ روز پس از دستگیری صدام حسین، قذافی اعلام کرد که برنامهٔ تولید سلاح‌های کشتار جمعی خود را متوقف کرده و از بازرسی‌های بین‌المللی برای اطمینان از این موضوع استقبال می‌کند. مجموعهٔ این تغییرِ رفتارها منجر به برداشته شدن تحریم‌های سازمان ملل متحد علیه لیبی در سال ۲۰۰۳ میلادی شد. 

در فوریهٔ ۲۰۱۱ میلادی گروهی از معترضان سیاسی که از مخالفان و معترضان جدید تونس و مصر و دیگر بخش‌های جهان عرب الهام گرفته بودند ضد دولت قذافی در لیبی به پا خاستند و این موضوع به‌سرعت به یک شورش عمومی مبدل شد و مخالفان در شهر بنغازی شورای انتقالی را تأسیس کردند.

 این امر لیبی را به ورطهٔ جنگ داخلی بین نیروهای دولت و نیروهای مخالف (تحت حمایت ناتو) کشاند. سازمان ملل با تصویب قطعنامهٔ شمارهٔ ۱۹۷۳ با هدف حمایت از غیرنظامیان، خواستار ایجاد منطقهٔ پروازممنوع بر فراز لیبی شد. دارایی‌های قذافی و خانواده‌اش مصادره شده و دادگاه جنایات جنگی، حکم بازداشت او و پسرش سیف‌الاسلام به همراه برادرخوانده‌اش عبدالله السنوسی را صادر نمود و از طریق اینترپل آنان را تحت تعقیب قرار داد.در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۱ شورای انتقالی کرسی لیبی در سازمان ملل را تصاحب کرد. 

در روز ۲۰ اکتبر ۲۰۱۱ (۲۸ مهر ۱۳۹۰)، قذافی درحالی که از ناحیهٔ دو پا زخمی شده بود توسط نیروهای انقلابی دستگیر شد و پس از چند ساعت کشته شد.

حکومتِ طولانی‌مدتِ سرهنگ قذافی از کودتای ۱۹۶۹ میلادی تا سرنگونی در نتیجهٔ انقلاب لیبی در سال ۲۰۱۱، یکی از طولانی‌ترین دوره‌های زمامداری در طولِ تاریخ بود./ویکی پدیا

*منبع: کانال تلگرامی نویسنده


برچسب ها: قذافی ، لیبی ، ایران ، جنگ
ارسال به دوستان
دستور ویژه رئیس‌جمهور برای تبدیل وضعیت نیروهای شرکتی به مستقیم کناره‌گیری اعتراضی برنده نوبل از جشنواره نویسندگان اورشلیم رسانه عبری: امارات امروز نزدیک‌ترین شریک عربی اسرائیل است هزینه ماهانه ۲۱۰ هزار میلیارد تومانی تأمین اجتماعی در سال جاری سناتور آمریکایی: نسبت به زمان آغاز جنگ علیه ایران در وضعیت بسیار بدتری هستیم پژوهشگران: زنبورها می‌توانند ویروس‌ها را در منابع غذایی تشخیص دهند نماینده ولی فقیه در حج وارد عربستان شد کاهش ۴۷ درصدی ذخایر سد زاینده‌رود؛ مخزن به ۳۷ درصد رسید معامله ۱۴۷ کیلوگرم شمش طلا در مرکز مبادله؛ ثبت ارزش ۴ هزار میلیاردی بلیت ۴ هزار دلاری افتتاحیه جام جهانی ۲۰۲۶؛ هواداران در شوک گرانی هشدار بانک مرکزی به خریداران هیجانی ارز؛ ریسک زیان در کمین است شمار شهدای حملات اسرائیل به لبنان به ۲۶۷۹ نفر رسید تشرف بیش از ۹۵۰۰ زائر ایرانی به مدینه منوره از سه ایستگاه پروازی تمدید اعتبار رسید کارتخوان به‌عنوان صورتحساب الکترونیک تا پایان ۱۴۰۵ هشدار ژنرال صهیونیست: بقای اسرائیل در خطر است