عصرایران؛ مهرداد خدیر- پرخبرترین روز در خرداد 1404 بی تردید، بیست و سومین بامداد آن است که ارتش اسراییل در میانۀ مذاکرات ایران و آمریکا به ایران حملهور شد و نیمه شب فرماندهان ارشد نظامی را ترور کرد.
سردار باقری رییس ستاد کل نیروهای مسلح و سردار سلامی فرمانده کل سپاه پاسداران نخستین کسانی بودند که به شهادت رسیدند و بعد از آن خبر آمد که چند فرمانده ارشد دیگر نیز هدف گرفتهاند.
در ساعات اولیه تصور میشد یک عملیات تروریستی گسترده انجام شده و وقتی در غروب جمعه 23 خرداد خبر واکنش ایران و شروع دور جدیدی از عملیات " وعده صادق" منتشر شد تازه همه دریافتند این بار یک جنگ واقعی درگرفته و در پی آن صدای پدافندها حال و هوای جنگ هشت ساله را تازه کرد و از آن پس جنگ شروع شد و البته هرگز گمان نمیکردم که وقتی دربارۀ آن بنویسم که جنگ دیگری درگرفته و این بار از 12 روز فراتر رفته باشد.
با این وصف به جای روایت 23 خرداد به بعد که شبیه همین وضعیتی است که از 9 اسفند شروع شده سراغ قبل تر میرویم و مشخصا دوم خرداد با نگاهی به چند روزنامه که حال و هوای قبل از جنگ و نگاه متفاوت به فرجام مذاکرات در آن روزها را ترسیم میکند:
در حالی که آخر وقت چهارشنبه 31 اردیبهشت رسماً اعلام شده بود دور پنجم مذاکرات جمعه دوم خرداد در رم (ایتالیا) و همچنان با میانجیگری عمان برگزار خواهد شد کیهان از "تردید در ادامه مذاکره" نوشت و در مقابل بر "ایستادگی بر حق هستهای" تأکید کرد و با حروف قرمز نوشت: "کیهان در ارزیابی های خود رسیدن به این نقطه را پیشبینی کرده بود".
در عنوانی دیگر هم نوشت " فعالیتهای اقتصادی را از بلاتکلیفی نتیجۀ مذاکرات خارج کنید" و این در حالی بود که محمد جمشیدی معاون سیاسی دفتر سید ابراهیم رییسی در مصاحبه تلویزیونی مدعی شده بود اگر ماجراهای 1401 پیش نمیآمد به توافق رسیده بودیم و این یعنی دولت مورد علاقه کیهان هم به مذاکره میاندیشید. ادعایی که البته از زبان دیگری شنیده یا تأیید نشده بود.
تیتر طنز آمیز روزنامۀ "وطن امروز" : برق نیست، با دود پیام بدین- یادآور مشکل جدی آن روزهاست که همه جا صحبت از ناترازی بود و قطع برق..
همچنین این روزها که منتقدان اصلاحات هم یاد آن سالها را تازه میکنند که فضای دیگری حاکم بود و کثیری حسرت روزهای صلح و توسعه را دارند می توان سراغ روزنامه اصلاح طلب و بعدا توقیف شده " هم میهن" در سالگرد دوم خرداد و در خرداد 1404 رفت که در سرمقاله آن آمده بود:
28 سال زمان کمی نیست. اگر هر نسل را 15 سال بدانیم دو نسل امروز ما از آن رویداد خاطره جمعی ندارد. با این حال بهتر است عمر هر نسل را 25 سال درنظر بگیریم و در این حالت شاید یک نسل خاطره نداشته باشد. 18 سالههای دوم خرداد 1376 اکنون 46 ساله شده اند و عمر، این گونه تند و شتابان درگذر است.
سردبیر هممیهن هم نوشته بود: "نهالی که پس از جنگ کاشته شد در 16سالگی در آستانۀ تناوری و بار دهی قرار داشت اما هنوز چنان ریشه ندوانده بود که از تندباد و توفانی که در راه بود در امان بماند. توفان، همان نیروی دوم بود. نیرویی توسعهستیز و بیبرنامه و مدعی و طلبکار."
یادآوری تیتر اصلی روزنامۀ ایران در آن روزها هم در روزهای خاموشی اینترنت خالی از لطف و شاید حسرت نیست:
تیتر اصلی روزنامۀ ایران نیم میلیارد دلار سرمایه گذاری در کمتر از 24 ساعت است و منظور یک مزایده به ارزش 258 میلیون دلار برای دو باند فرکانسی اینترنت 5G و یک قرارداد 300 میلیون دلاری برای ساخت پایانه بازی در شهر فرودگاهی امام خمینی. باز در این روزها که بحث پلتفرم ها جدی است و پیام رسان های متصل به اینترنت بین المللی قطع است و از سوی دیگر شبکه نمایش خانگی یکی از مهم ترین سرگرمی های خانواده ها در این روزهای آتش و التهاب است اشاره به تیتر روزنامه صدا وسیما هم منسبت دارد:
"ناپلتفرم" با پرونده ویژه ای دربارۀ شبکه نمایش خانگی با این پرسش: ابزاری است برای فرهنگ یا تجارت؟
به همین بهانه همان موقع در همین تارنما نوشتم: صدا و سیما به شبکه نمایش خانگی به چشم هووی خود می نگرد و بامزه این که نظارت بر این شبکه را به سازمانی زیر نظر صدا و سیما سپرده اند تا خدای ناکرده انحصار صوت و تصویر نشکند در حالی که تیترهای هر روز همشهری هم سو با خودشان با عنوان تلویزیون همشهری نشان می دهد انحصار صدا و سیما شکسته است.
یکی از رخدادهای مهم خرداد 1404 و در واپسین فرصت ( 90 روز)
رییس جمهور جانشین عبدالناصر همتی وزیر استیضاح و برکنار شده اقتصاد را به مجلس معرفی کرد: سید علی مدنی زاده. وزیری که بعد از شروع جنگ 12 روزه رای اعتماد گرفت و به همین خاطر چندان در کانون توجه قرار نگرفت. خاصه این که در اسفند ماه سلف او رییس کل بانک مرکزی شد و سکان اقتصاد دوباره به دست عبدالناصر همتی افتاد و شاید سابقه نداشته باشد که وزیر اقتصاد طی 9 ماه وزارت حتی یک کنفرانس خبری برپا نکرده باشد و دلیل آن می تواند این باشد که به چشم می دید تئوری های اقتصادی و آکادمیک در وضعیت بحرانی جواب نمی دهد. انتظار رسمی اقتصاد مقاومتی بود و امید دولت به تأثیر مذاکرات و دیپلماسی بر اقصاد و در این میان وزیری به باب همایون رفت که هنوز در حال و هوای دانشگاه بود و تئوری.
مهم ترین تعبیری که قبل از وزارت به کار می برد "تلۀ درآمد متوسط" بود و آن را این گونه توضیح می داد:
" اقتصاد ما در «تله درآمد متوسط» افتاده است. درحال حاضر ما کشوری با درآمد سرانه متوسط هستیم. رشد بالای کشورهای در حال توسعه را نداریم و نرخ رشد اقتصادی ما شبیه کشورهای توسعهیافته است. در نتیجه فاصلۀ ما با این کشورها حفظ شده و از کشورهای در حال توسعه در حال عقب ماندن هستیم. اگر بخواهیم با همین رویه ادامه دهیم و تغییر پارادایم سیاستگذاری اقتصادی نداشته باشیم، در همین وضعیت درآمد متوسط خواهیم ماند و حتی رو به پایینتر نیز حرکت خواهیم کرد.
برای اینکه از این وضعیت خارج شویم، باید در لایههای مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و سیاست خارجی، تصمیمات متفاوتی از گذشته را بگیریم. مجموعهای از ظرفیتها و پنجره فرصتها برای کشور وجود دارد که میتواند ما را از این وضعیت درآمد متوسط خارج کند. طبیعی است که در صورت استفاده از این ظرفیتها و ایجاد تغییر در رویکردهای پیشین، رشد اقتصادی می تواند افزایش یابد. جدای مباحث خارج از حوزه اقتصاد در لایه اقتصادی ما سه رویکرد اصلی را در طی چند دهه گذشته در عمل پیاده کردهایم که نتیجه آن این رشد پایین و درآمد سرانه متوسط شده است."
روند اتفاقات بعدی خصوصا جنگ 12 روزه از 23 خرداد تا 4 تیر و سپس فعال سازی مکانیسم ماشه و بازگشت خودکار تحریم ها از پاییز و صعود قیمت ارز و اعتراضات بازار و بازگشت همتی به دولت و بانک مرکزی و نهایتا تجاوز دوباره آمریکا و اسراییل به ایران همه سبب شد وزیر اقتصاد بیش از قبل در حاشیه قرار گیرد و سکان اقتصاد و معیشت به دست وزیر کار و تعاون (احمد میدری) افتاد و با تصمیم به حذف ارز ترجیحی و اختصاص کالابرگ به هر ایرانی عملا او میدان دار اقتصاد شد حتی بعد از جنگ.