سرباز عراقی : مادر من تو رمادی محاصره شدم فشنگی هم برام نمونده اگه تا یک ساعت دیگه خبری ازم نشد حلالم کن و مراقب سجاد و زینب هم باش.پاسخ مادر: خدا به همراهت نگرانشون نباش. به روی چشمام نگرانشون نباش .شهادتت مبارک