فیلم بیشتر »»
کد خبر ۳۳۰۰۱۳
تاریخ انتشار: ۰۰:۰۸ - ۲۴-۰۱-۱۳۹۳
کد ۳۳۰۰۱۳
انتشار: ۰۰:۰۸ - ۲۴-۰۱-۱۳۹۳

غول چراغ جادو و آخرین آرزو

یک روزمسئول فروش، منشی دفتر و مدیرشرکت برای ناهار به

سمت سلف سرویس قدم می زدند.

ناگهان چراغ جادویی روی زمین پیداکرده،

آن را لمس می کنندوغول چراغ ظاهرمی شود. غول میگه:

من برای هرکدام ازشمایک آرزو رابرآورده میکنم...

منشی می پره جلو ومیگه: « اول من، اول من!...

من میخوام که توی باهاماس باشم، سوار یه قایق بادبانی شیک وهیچ نگرانی وغمی از

دنیانداشته باشم. »... پوووف! منشی ناپدیدمیشه...


سپس مسئول فروش می پره جلو ومیگه: « حالا من ،حالا من!... من میخوام توی هاوایی

کنارساحل لم بدم، یه ماساژورشخصی داشته باشم و یه منبع بی انتهای نوشیدنی

خنک وتمام عمرم حال کنم. » ... پوووف! مسؤل فروش هم ناپدیدمیشه...


سپس غول به مدیرمی گوید:حالانوبت توئه... مدیرمیگه: « من می خوام که اون دوتا

هردوشون پس ازناهار توی شرکت باشن » !


نتیجه اخلاقی اینکه همیشه اجازه دهید اول رییس تان صحبت کند!


برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
مغز انسان موسیقی را به صورت فیزیکی تجسم می‌کند ۴ نوشیدنی ساده که به پایین آوردن قند خون کمک می‌کنند سفید بودن دندان ها همیشه نشانه سلامت نیست مهمات جدیدی که تفنگ های ناتو را به «سلاح شکار پهپاد» تبدیل می کند ترک شبکه های اجتماعی؛ شادی به همراه دارد یا تنهایی؟ ترفند قدیمی اما فوق العاده برای تمیز کردن یخچال؛ روشی ساده برای از بین بردن بو و آلودگی خروج ایسوس از بازار گوشی ها؛ حالا نوبت تبلت جدید این شرکت رسیده است ربات دونده ای که رکورد انسان ها را شکست (+عکس) وقتی سگتان درد دارد؛ چطور بفهمیم حیوان خانگی مان رنج می کشد؟ نابغه 14 ساله ای که خودش موتور جت می سازد (+عکس) تقویت عضلات پشت بدن با ۵ تمرین ساده اما فوق العاده مؤثر هدفو های دوربین دار حالا می توانند بگویند دقیقاً به چه چیزی نگاه می کنید وجود هر حیوان در خانه نشانه چیست؟ آیا خوردن استخوان کنسرو ماهی مفید است؟ فنلاند از سازه‌ای شگفت انگیز رونمایی کرد/ طولانی ترین پل بدون خودرو در جهان