عصر ایران؛ باران ستوده- 161 سال از گردهمایی بزرگ در 17 می 1865 در پاریس می گذرد. روزی که اتحادیه تلگراف بینالمللی در پاریس شکل گرفت. تولد این اتحادیه به بهانهای تبدیل شد تا 17 می به روز جهانی ارتباطات شهرت یابد.
هدف این بود که اهمیت روزافزون ارتباطات، نهادها وفناوریهای مرتبط با آن بیش از پیش یادآوری شود. دانشی کلیدی و کاربردی که تمام ساحتهای زندگی انسان در تاریخ معاصر را درنوردیده است.
سیطره فناوریها ارتباطی بر زندگی انسان هر روز به شکل جدیدی متبلورشده است، از تاسیس تلگراف و چاپ روزنامه تا جادوی تلویزیون و در نهایت شاهکار شبکههای اجتماعی.
در چنین شرایطی رسانههای صوتی و تصویری با رقابتی جدی تلاش دارند تا گوی سبقت را از سایر رقبا بربایند. مهمتر اینکه بتوانند مخاطبان بیشتری را جذب کرده و به «انتخاب نخست» تبدیل شوند.
حال این پرسش به صورت جدی مطرح میشود که چه رسانهای از این قابلیت برخوردار است تا به منبع معتبر و محبوب تبدیل شده و در گام بعد بتواند اعتماد مخاطبان را جلب کرده و همزمان جریانسازی کند.
اگر قرار شود تا لیستی از رسانههای مهم و تاثیرگذار در سطح جهانی تهیه شود که از «اعتبار»، «سرعت» و «دقت» کافی برخوردار است ، قاعدتا در خطوط ابتدایی این لیست نام CNN به چشم میخورد.
رسانهای که در طول نزدیک به نیم قرن گذشته توانسته تا حدود زیادی به «برندی مطمئن و قابل اعتماد» تبدیل شود.
ازشبکه نودل مرغ تا درخشش
CNN در ششم مه (می) 2026 با بنیانگذار خود وداع کرد. «تد ترنر» در حالی چشم از جهان فرو بست که جسورانه توانسته بود شبکه خبری که به طعنه «نودل مرغ» نامیده میشد را به یکی از رسانههای تاثیرگذار و پویای جهان در ساحتهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بدل کند.
نام ترنر برای بسیاری از مخاطبان جهانی تداعیکننده شمایل یک غول در عرصه رسانه است. او مسیر خود را از وادی تبلیغات به ساحت رسانه آغاز کرد. ترنر با استفاده از تجربیات خود توانست به صورت هوشمندانه ای شبکه تلویزیونی ورشکسته را به سوددهی برساند.
بنیان کردن ساختاری جدید
بسیاری در واکاوی دلایل موفقیت CNN، لیست بلندبالایی از دلایل و نوع رویکرد ترنر را ردیف میکنند. اما بهتر است تا فارغ از ایجاد کانال بیست و چهار ساعته که تا آن زمان سابقه نداشت و لیزا ناپولی در کتاب up all night به تفصیل به نوع رویکرد ترنر پرداخته است. این موفقیت را از منظر علوم ارتباطات مورد مداقه قرار داد.
اولین گام زمانی برداشته شد که ترنر عزم خود را جزم کرد تا ساختارهای فرسوده رسانهای را در هم ریخته و ساختاری جدید را بنا کند.
اگر قرار است تا CNN چهل و شش ساله امروز، مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد، باید جز جز ساختار ایجاد شده در اول جون 1980 را مورد بررسی قرار داد.
ترنر هرچند ارتباطات را به صورت آکادمیک نیاموخته بود و از دنیای تبلیغات به رسانه پرتاب شده بود اما به خوبی «اقتصاد رسانه» را میشناخت و آن را به خدمت خود درآورده بود.
پاداش پذیرش نوآوری
ترنر در گام نخست، شبکه تلویزیونی کابلی ورشکسته را خریداری کرد تا آن را از نو بسازد. اگر قرار شود این نکته از منظر نظریههای علوم ارتباطات مورد بررسی قرار گیرد. میتوان اذعان کرد که او در نظریه اشاعه نوآوری diffusion of innovations اورت راجرز در دسته نوآوران Innovators قرار میگیرد، افرادی که با جسارت پدیدههای رو به رشد را پذیرفته و حتی حاضر به سرمایهگذاری در آن میشوند. در اواخر دهه 1970 کمتر فردی حاضر به سرمایهگذاری در تلویزیون کابلی به عنوان پدیدهای نوین بود ، اما ترنر که نگاه اقتصادی مثبتی به آینده تلویزیون کابلی در آمریکا داشت در این بخش سرمایه گذاری کرد. او از اینکه قمارباز ورشکسته خطاب قرارگیرد نترسید و اتفاقا این طعنهها برای او انگیزهای برای تلاش مضاعف شد.
یک از اقدامات ترنر برای کارآمدی شبکه تلویزیونی تحت مدیریتش تغییر ساختار پخش برنامهها بود. این اقدام موجب شد تا این رسانه نه تنها دوران ضرر را پشت سر بگذارد بلکه در مدتی کوتها به سوددهی برسد. این همان موفقیتی بود که بستر تولد CNN را فراهم کرد.
تغییر سیاست دروازهبانان اخبار
روزی که بنیان CNN گذاشته شد رویکردی یک طرفه و رسمی با دروازهبانی خاص بر رسانههای آن زمان حاکم بود. در رسانههای عمومی و غیرمحلی آن دوره مردم عادی جایگاهی در رسانه نداشتند . به همین دلیل اخبار محلی چندان پوشش داده نمیشد. اخباری که بنا بر اعتقاد مدیران رسانه آن روزگار چندان واجد اهمیت نبوده و از سوی دروازهبان اخبار رد میشد. این پاشنه آشیل با هوشمندی از سوی ترنر شناسایی شد.
ترنر معادلات «نظریه دروازهبانی اخبار» را تغییر داد. به همین دلیل خبر نجات نفسگیر و معجزهآسای دختر کوچولوی در چاه افتاده، به صورت زنده و لحظه به لحظه، پخش شد. پخش ترور نافرجام رونالد ریگان رئیسجمهور وقت آمریکا تا پوشش حرفهای از جنگ خلیج فارس موجب شد تا اعتبار این رسانه بیش از پیش افزایش یابد.
با انتشار چنین گزارشهایی نمودار مخاطبان شبکه سیری صعودی پیدا کرد. رشدی که پیشتر در رویای ترنر بارها به تصویر کشیده شده بود. با این حال به نظر میرسید که این موفقیت برای ترنر تازه آغاز کار است چون او بارها تصریح کرده بود که «میخواهد به ماه برسد»!
پایانی بر نظریه تزریقی
در دوران راهاندازی CNN تفکر گلوله تزریقی یا جادویی طرفداران زیادی داشت. تفکری که بر انفعال مخاطب با تاثیر حداکثری رسانه بنا شده بود. اما ترنر این معادله را تغییر داد و بستر مشارکت ببیندگان CNN را فراهم کرد؛ از تلاش برای کمک به آسیبدیدگان سونامی آسیا (2004) تا زلزله کشمیر(2005) و طوفان کاترینا(2005) و زلزله سیچوان در چین (2008) و حتی موجسازی برای تظاهرات ضدجنگ.
این اقدامات را میتوان در ردیف اقداماتی دانست که دیگر مخاطب را منفعل درنظر نگرفته و او را به مشارکت فعال در عرصه سیاست و اجتماع دعوت میکرد. همچنانکه بهرهگیری از حضور خبرنگاران افتخاری به صورت رسمی در این رسانه کلید خورد تا قطعههای پازل موفقیت یک رسانه تکمیل شود.
مدت زمان زیادی طول نکشید که رقبای ترنر که پیشتر از سرمایهگذاری او به نام «حماقت ترنر» یاد میکردند، به احترام موفقیت او بایستند و کلاه از سر بردارند.
تجلی باورها در لوگو
روزی که تد ترنر شعار «تا اتمام جهان میمانیم» را انتخاب کرد، تلاش کرد تا آن را در لوگوی CNN نشان دهد،نامی که برگرفته از شبکه Cable News Network بود.
لوگوی CNN از نوار دوتایی قرمزی تشکیل شده است که همانند یک کابل از بین حروف C، N و N عبور میکرد و این شکل یادآور شبکهی کابلی و گسترش آن در سراسر جهان بود.
هرچند که این روزها CNN به مدد امواج ماهوارهای تقریبا در همه جهان قابل دسترسی است و این شبکه تلاش کرده است که تا جای ممکن همگام با فناوریهای نویم ارتباطی حرکت کند، اما لوگوی این رسانه با گذشت بیش از چهل سال تاکنون تغییر نکرده است.
و اما پایان
درست در شرایطی که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به واسطه انتشار دقیق و صریح اخبار جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران برای CNN شمشیر را از رو بسته است. به نظر می رسد این رسانه همچنان تلاش دارد تا به اهداف و ایدههای ترنر وفادار مانده و اعتماد مخاطبانش را مخدوش نکند.
به همین دلیل، با پوشش خبری حتیالامکان بدون واسطه گسترده و دقیق تلاش کرده است تا مخاطبان تجربهای جدید از دریافت اخبار حوادث مختلف جهانی را تجربه کنند.
نزدیک به نیم قرن از عمر CNN می گذرد؛ هر چند که با ورود به عصر شبکههای اجتماعی بسیاری تصور می کردند که قصه رسانههای بزرگی چون CNN به سر رسیده باشد؛ اما با گامهایی که این شبکه در سالهای اخیر برداشته است، این تصور تا حدود زیادی از بین رفته است.
حتی اگر ترامپ هم نخواهد قابل پیشبینی است این رسانه تا سالهای آتی یکی از پارامترهای اصلی در معادلات رسانهدنیا باقی بماند.