فرشاد پرویزیان در روزنامه اطلاعات نوشت: متأسفانه در جنگ اخیر بسیار افرادی که خود را کارشناس اقتصادی معرفی می کنند، با اظهار نظرهای غیر کارشناسی نه تنها مؤلفههای میدان جنگ را به نفع دشمن تغییر میدهند، بلکه انتظارات عمومی را در مسیر غلط و مغایر با امنیت ملی منحرف میسازند.
اخیراً کارشناس تاریخ خواندهای که خود را اقتصاددان میداند[سعید لیلاز]، در یک گفتگوی رسانهای اعلام کرده «جنگ تحمیلی اخیر هیچ هزینهای نداشته است!».
کارشناس دیگری در تریبونهای مختلف رسانهای مسئولان دولت را رسماً عمّال دشمن در جنگ اقتصادی معرفی کرده که «چه نشستید، برخی دولتمردان خواهان آشفتگی بازار ارز هستند و در شرایط موجود باید دلار ارزان شود.»
گروهی دیگر در حال حمله به فلان مسئول بانکی هستند که همه مشکلات معیشتی جامعه ثمره برنامه تک نرخی کردن ارز و سیاستهای پولی اوست.
آن دیگری که فرقی میان خودرو ۲۰۶ و لندکروز را نمیبیند، به صراحت، حکم بر ضرورت قطع همیشگی اینترنت بینالملل میدهد، حال آنکه در این روزگار روابط بینالمللی بدون تجارت الکترونیک و اقتصاد دیجیتال تصورشدنی نیست.
القصه، گویا در این وانفسای اقتصادی حکم کردهاند هر اقتصاد نخوانده خارج از گودی، برای مشکلات فضای کسب و کار ایران نسخه رسانهای بپیچد، اما مسئولیت بلایی را که با توصیه او به بازار ایران تحمیل می شود، نپذیرد.
مدیری که گویا از رقابت صنعتی اطلاعی ندارد و نمیداند لازمه تولید ارزان و با کیفیت، دسترسی راحت به مواد اولیه و سرمایه کافی است، اصرار بر قیمت گذاری متمرکز دارد و می خواهد با «من بمیرم، تو بمیری» هم جانب تولیدکننده را بگیرد و هم حقوق مصرفکننده را رعایت کند. اما حاضر نیست ذرهای از بروکراسی دستگاه تحت مدیریتش برای تسهیل شرایط تولید صنعتی کم کند.
قانونگذاری که حتی یک روز کارگری نکرده و گرد و خاک کارگاه به لباسش ننشسته، در شرایط جنگ تحمیلی برای ادامه فعالیت بنگاههای آسیبدیده در جنگ، مقررات پیچیدهای وضع میکند که برون رفت از هفتخانِ آن طاقت فرساست.
همه این سخنوریهای تحریککننده و کارشناسیهای غیراقتصادی، محصول نا آگاهی از اصول اولیه علم اقتصاد است و شاید ترفندی برای ضربه زدن به اقتصاد ضعیف شده از جنگ!
آنها نمیدانند، نرخ تورم واقعی در نتیجه فعل و انفعالات واقعی اقتصاد و سیاستهای دولت رخ میدهد و تغییر در متغیرهای پولی، با وقفه در سطح بازار دیده میشود. نمیدانند آثار جنگ تحمیلی اخیر در متغیرهای واقعی، ماهها بعد نمایان میشود. اما تورم انتظاری، متغیری است که لهیبگونه پیش از تورم واقعی حتی با سخن نسنجیده و تحریک کننده فلان کارشناس اقتصاد نخوانده یا سختگیری بیمورد فلان مدیر اداری در بازار تشدید میشود.
نمیدانند که افزایش ارزش پول ملی یا کاهش قیمت ارز در بازار الزامات ویژهای دارد و شانسی و الابختکی نیست که در وضعیت دشوار جنگ، به ناگهان بهبود یابد.
وقتی در شرایط فوق حساس محیط کسب و کار ایران، هر کسی از یک مجرای رسانهای، ژست اقتصاددان به خود میگیرد و نسخههای تشدید کننده تورم انتظاری وضع میکند، چگونه میتوان به تعدیل نرخ تورم در ماههای آینده امیدوار بود؟
وقتی این قبیل اظهار نظرهای غیرکارشناسی، نرخ تورم انتظاری را بیش از تورم واقعی پیش میبرد، بروز اَبَرتورم غلیظ شده محتمل خواهد شد.گویا این بازیگران جناحین سیاسی از خودکارشناس پنداری و توصیههای غلط ژرونالیستی دست بردار نیستند و از تحریک تورم انتظاری در محیط کسب و کار کشور خسته نمیشوند.
در چنین شرایطی از مجموعه رسانههای کشور و به ویژه رسانه ملی انتظار میرود، در انتشار محتوای غیر کارشناسی وسواس بیشتری به خرج دهند و به مدیریت انتظارات عمومی و حفظ آرامش محیط کسب و کار کمک کنند تا حمایتهای صورتی در خیابانهای اقتصادی کشور بیشتر شود.
اجازه دهیم، اقتصاد بر محور علم و آرامش و ثبات جامعه حرکت کند تا به آرامی از تنشهای غیراقتصادی فاصله گیرد.