عصر ایران؛ مهرداد خدیر- در حالی که تکلیف امتحانات پایان سال مدارس روشن نیست و خانوادهها از وضعیت شل کن، سفت کنِ مدارس کلافه شدهاند و اخبار متناقضی دربارۀ امتحان حضوری و غیر حضوری منتشر و زمانبندی جدید امتحانات نهایی به وضعیت کشور موکول شده و این که باز جنگی درمیگیرد یا نه، وزیر آموزش و پرورش سراغ موضوع نامرتبط با وضع خاص کنونی و کاهش تنوع مدارس رفته و بحث "عدالت تربیتی" را پیش کشیده است و انگار نه انگار دغدغه معلمان و دانش آموزان و خانواده ها این نیست.
البته همین که آرزو به دل نماندیم و بعد از قریب دو سال سخنی از آقای وزیر شنیدیم جای شُکر دارد اما اگر سیاست را فن اولویتها بدانیم و جایگاه وزارت را مقامی سیاسی، میتوان از آقای کاظمی پرسید آیا اولویت آموزش و پرورش باید بحث تنوع مدارس باشد؟ آن هم در حالی که در هیچ سالی چنین سردرگمی و بلاتکلیفییی حاکم نبوده است؟ نه در سال 58 که نیمی از سال تحصیلی به خاطر وقوع انقلاب تعطیل بود و سر و ته کتابهای درسی را هم آوردند و نه در سالهای جنگ 8 ساله و نه حتی زیر موشکباران و بمباران در جنگ شهرها و نه بعدها در سالهای کرونا و نهایتا این بود که تنها در این آخری امتحان حضوری برگزار نمیشد ولی حالا در عین اعلام برگزاری امتحانات غیر حضوری، آنجا که حتما باید حضوری باشد به شرایط امن یعنی پایان قطعی جنگ موکول شده است.
می دانیم که شرایط در اختیار وزیر نیست و از این حیث انتقادی متوجه او نیست اما این که در این حیص و بیص فیل آقای کاظمی ناگهان یاد هندوستان کند و برود سراغ "تنوع مدارس" جای نقد و شگفتی دارد و آن هم این که نام افزایش مدارس هیأت امنایی را بگذارد برچیدن آنها و کاهش تنوع مدارس!
در این که تنوع مدارس در ایران نمادی از تبعیض عریان در نظام آموزشی در ساختار مدعی عدالت است کمترین تردیدی نیست اما منظور ایشان از کاهش تنوع این نیست که مثلا تعداد غیر انتفاعیها کم شود که با شهریههای 300 میلیونی نمایشگر فاصله طبقاتیاند یا مدارس شاهد که محدود به خانواده شهدا نیست و فرزندان مقامات به عنوانی در آنها تحصیل میکنند بی آن که بعضا نسبتی با خانواده شهدا داشته باشند یا مدارس مذهبی خاص که در دهه 60 هم زیر بار دولتی شدن همه مدارس 60 هم نرفتند و خودشان را تافته جدا بافته میدانستند به شکل دیگری خدمات دهند بلکه منظور آقای وزیر این است که به جای آن که تعدادی از مدارس دولتی هیأت امنایی باشند و از امکانات محله و منطقه استفاده کنند همۀ مدارس دولتی هیأت امنایی میشوند و اسم این کار را گذاشته عدالت تربیتی و کاهش تنوع!
عین جملات شان از این قرار است. لطفا با دقت بخوانید:
"سیاست وزارت آموزش و پرورش بر کاهش تنوع مدارس است. قطعا این کار را میکنیمها. یعنی در دستور کار شورای عالی آموزش و پرورش است و سه جلسه روی آن کار شده و میرویم به سمت کاهش تنوع مدارس. اولین مدرسهای را که باید به معنی اختصاصی برداریم مدارس هیأت امنایی است. هیأت امنایی به معنی عام که الآن وجود دارد و تعدادی از مدارس اسم خود را گذاشتهاند هیأت امنایی و از مردم پول میگیرند و هیچ پشتیبانی هم نمیشود. "
لابد تعجب میکنید و میگویید این بنده خدا که گفته برمیداریم. ما هم این گونه میاندیشیدیم اما در ادامه میگوید:
"در راستای سیاست ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران و مردمی سازی و استفاده از ظرفیت شبکۀ عظیم مردمی و با بهره از تجربۀ نهضت توسعۀ عدالت در هر قرارگاه عدالت تربیتی یک هیأت امنا شکل میگیرد. یعنی این هیأت امنا تمام ظرفیت مدرسه را به کار میگیرد تا آن مدرسه ساخته شود و مسؤول پروژه بتواند مدرسه را بسازد.
پس ما دیگر چند مدرسه به عنوان مدرسۀ هیأت امنایی نداریم بلکه تمام مدارس کشور هیأت امنایی میشوند و این یعنی چه؟ یعنی ما از ظرفیتهای موجود محله برای پشتیبانی مدارس استفاده خواهیم کرد و هیچ تعارض و تضادی هم با انجمن اولیا و مربیان ندارد کما این که همین حالا هم مدارس هیأت امنایی موجود در وظایف انجمن اولیا و مربیان دخالت نمیکند."
ملاحظه فرمودید؟ وزیر آموزش و پرورش کنونی مملکت که بر جای بزرگانی چون ملکالشعرای بهار و پرویز ناتل خانلری و غلامحسین شکوهی و محمد علی رجایی و محمد جواد باهنر نشسته در آغاز یک ویدیوی دو دقیقهای ابتدا میگوید مدارس هیأت امنایی را برمیداریم ولی در پایان آن میگوید: همۀ مدارس، هیأت امنایی میشود!
ایدۀ مدرسۀ هیأت امنایی از آنجا شکل گرفت که بتوان از امکانات محلی بازار و شهرداری و خیرین محل برای یک مدرسه استفاده کرد ولو بچههای خودشان در آن مدرسه درس نخوانند.
مثال ساده این که فرض کنید در مدرسهای در منطقۀ یافتآباد و در میان بازار مبل فروشان بتوان از کمک کسبه متمکن بهره برد در حالی که ساکن یافتآباد نیستند و بچه هاشان در مناطق بالای شهر درس میخوانند.
خوب! اگر این ایده خوب است و میخواهید هیأت امناییها را گسترش دهید تا به جای فشار به خانوادهها از امکانات محلهها و مثلا شهرداری یا نهادهای همان منطقه استفاده کنند چرا اسم آن را گذاشتهاید کاهش تنوع؟ چه ربطی به کاهش تنوع دارد؟
این همان مدل آشنای هیأت مدیره باشگاههای پرسپولیس و استقلال است. دو تا سرمایهدار میگذارند تا پول بدهند. دو تا دولتی هم میگذارند تا امکانات دولتی را در اختیار بگذارند. دو تا بازیکن سابق هم میگذارند تا حمایت پیشکسوتان و هواداران جلب شود و از این دست کارها و گاهی اول مدیر عامل منصوب می شود و بعد اعضای هیأت مدیره را میچینند! البته هدف دیگر از این ظاهرسازی این است که دهان ایافسی را هم ببندند.
در هیأت امنایی های کاهش تنوعی مورد نظر وزیر فعلی هم لابد شهردار منطقه و فرمانده و آدمهای ذینفوذ سیاسی و منطقهای و مذهبی را عضو هیأت امنا میکنند تا پول بیاورند چون دیدهاند به خانوادهها نمیشود فشار آورد اما اگر نپذیرفتند و تمایل نداشتند چه؟
استدلالشان این است که در مناطق بالای شهر والدین به خاطر فرزند خودشان هزینه میکنند و کار با انجمن اولیا و مربیان پیش میرود. اما در مناطق کمتر برخوردار از پدر و مادر بچهها چیزی در نمیآید و پولدارها هم ساکن نیستند اما در ان منطقه هستند. یا صاحب مغازهاند یا واجد مقامی و فرزند هیچ کدام در آن مدرسه نیست تا از طریق انجمن کمک کنند و عضو هیأت امنا میشوند.
بسیار خوب! اسم این پروژه دخالت دادن نهادهای دیگر در ادارۀ مدارس است نه کاهش تنوع!
خالی از لطف نیست اشاره شود ایشان در حالی با تنوع مخالف است که تحصیلات خود او الی ماشاءالله متنوع بوده است: از حوزوی تا لیسانس الهیات از دانشگاه علوم اسلامی رضوی. همچنین لیسانس زبان انگلیسی از دانشگاه فردوسی مشهد به علاوۀ فوق لیسانس فقه و حقوق از دانشگاه آزاد مشهد و دانشجوی دکتری یا دکتری در مدیریت راهبردی از دانشگاه عالی دفاع ملی و احتمالا این آخری ایشان را علاقهمند کرده به اصطلاح "قرارگاه".
منظور از عدالت تربیتی این است که وظیفۀ اصلی مدارس، تربیت است ولی چون در این تربیت، عدالت رعایت نمیشود آنها به صرافت قرارگاه افتادهاند و اتفاقا مشکل همین جاست که دغدغهها با هم سازگار نیست:
دغدغه خانوادهها کنکور است و این که بچهها از این تونل عبور کنند و به دانشگاه برسند. (البته آن قدر صندلی خالی هست که برای اکثریت داوطلبان جایی در انواع دانشگاههای دولتی و آزاد و علمی کاربردی و غیرانتفاعی و پیام نور پیدا شود و منظور رشته های جذابتر است.)
دغدغه معلمان اما گذران و معیشت و درنغلتیدن به طبقۀ پایینتر است و دغدغه آموزش و پرورش نه ایجاد پرسش یا مهارتآموزی که تربیت ایدیولوژیک نسل آینده و اسم آن را هم گذاشتهاند عدالت تربیتی اگرچه نوع پوشش دختران دانشآموز و دانشجو که بهترین سالهای کودکی و نوجوانی و جوانیشان در همین سیستم توجیه و احیانا تنبیه شدهاند و میزان تقید آنان و نیز پسران به باورهای القایی نشان میدهد چقدر این سیستم موفق بوده و اگر جایی به مدل رسمی نزدیک است به خاطر خانواده است و آموزش و پرورش نقش چندانی نداشته است.
چون مدام به شورای عالی آموزشوپرورش اشاره میکنند، شاید تصور کنید نهادی دموکراتیک یا غیر دولتی یا علمی یا تخصصی است که تشکلهای معلمان یا دانشآموزان یا کارشناسان تعلیم و تربیت یا متخصصان هوش مصنوعی در آن عضویت دارند. از این رو خالی از لطف نیست که اشاره شود اکثریت این شورا منصوبان چند وزیرند است و خبری از معلمان نیست! نگاه کنید به ترکیب آن:
رئیسجمهور، وزیر آموزش و پرورش، منتخب شورای معاونین وزارت و نماینده مدیران کل آموزش و پرورش، مجتهد آشنا به مسائل تربیتی، صاحبنظر برنامهریزی درسی به انتخاب وزیران آموزش و پرورش و علوم، معاون آموزش وزارت صمت، معاون فرهنگی وزارت ارشاد، نماینده فرهنگیان کشور به انتخاب شورای معاونان وزارت آموزش و پرورش (خود 700 هزار فرهنگی نمیتوانند انتخاب کنند و شورای معاونان از طرف آنها انتخاب میکنند!)، نماینده مدیران به انتخاب شورای معاونان، رییس سازمان آموزش فنی و حرفهای، معاون سازمان برنامه و بودجه، رییس پژوهشگاه مطالعات وزارتخانه، صاحب نظر مدیریت آموزشی به انتخاب وزرای آموزش و پرورش و علوم)، صاحبنظر رشته علوم انسانی با انتخاب شورای رؤسای فرهنگستانها)، معاون آموزشی وزیر علوم، متخصص علوم پایه به انتخاب شورای روسای فرهنگستانها،قائم مقام وزیر بهداشت،متخصص در رشته فنی و مهندسی با انتخاب منتخب شورای روسای فرهنگستانها، یک روانشناس به انتخاب وزیران آ.پ و علوم و البته از همه کلیدیتر: رییس سازمان تحقیقات و آموزش کشاورزی.
نفستان گرفت؟ آخر چقدر مقام دولتی در شورایی به نام آموزش و پرورش؟ به وزارت علوم چه ربطی دارد؟ حالا خوب است که مدام گفته میشود معلمی شغل انبیاست ولی کسانی قرار است برای معلمان تصمیم بگیرند که اکثرشان معلم نیستند!
شاید هم ما معنی کاهش تنوع یا عدالت تربیتی را بد فهمیدهایم. اگر چنین است حالا که به خاطر تقولقی عملی مدارس، وقت آزاد بیشتری دارند یک بار دیگر توضیح دهند برای مدارس هیأت امنایی چه خوابی دیدهاند؟ میخواهند برچینندشان یا نه به عکس میخواهند زیادشان کنند، منتها با تغییر ترکیب هیأت امنا و دخالت دادن صاحبان قدرت و ثروت در بیرون مدرسه و مثلا نظامیان و بازرگانان؟
نکتۀ مبهم دیگر در سخنان آقای علیرضا کاظمی این است که قبلا فرموده بودند کار وزارتخانه ساختو ساز مدرسه نیست ولی اینجا چند بار از نهضت مدرسهسازی سخن به میان آوردهاند (احتمالا تحت فشار رییس جمهور) ولی مشخص نکردهاند ساخت مدرسه که یک کار فیزیکی است چه ربطی به عدالت تربیتی و کاهش تنوع دارد؟
جدای این قرار است مدارس هیأت امنایی حذف شود یا همه هیأت امنایی شوند؟ آخر این دو تا که قابل جمع نیستند! اگر اهل شعر و ادبیات بودند - که نیستند- حدس میزدیم تحت تأثیر این شعر مولانایند: عاشقم بر لطف و بر قهرت به جد/ بوالعجب من عاشق این هر دو ضد! کدام دو ضد؟ این که هم هیأت امنایی ها را برمیدارند و همه هیأت امنایی میشوند!
بر قبر ابن عربی عارف کبیر از قول او نوشتهاند: طوبی لِمَن حارَ... یعنی خوشا به حال سرگردانان در حیرت. تنها دلخوشی ما از این همه حیرت میتواند این باشد که آدمی به عظمت ابن عربی غبطۀ سرگردانی و حیرت ما را میخورد و به قول آن ترانه: منو و این همه خوشبختی محاله!