عصر ایران؛ یلدا آذرپی- اظهارات اخیر حجتالاسلام پورذهبی (امام جمعه و نمایندۀ ولیفقیه در استان کردستان)، بهویژه در فضای پرکشمکش سالهای اخیر، بازتاب گستردهای داشته است. این رویکرد که بر «پذیرش تنوع» و پرهیز از «دوقطبیسازی» تأکید دارد، از منظر جامعهشناختی و سیاسی بسیار حائز اهمیت است.
آقای پورذهبی با هشدار نسبت به پیامدهای دوقطبیسازی در جامعه تأکید کرده: «همۀ تیپهای حاضر در تجمعات، فارغ از نوع پوشش، قابل احترام هستند و امروز بیش از هر زمان دیگر باید بر امید، وحدت و آرامش اجتماعی تمرکز کرد، چراکه بخش مهمی از سرمایۀ اجتماعی کشور در میان همین بانوان با حجابهای متنوع قرار دارد. در موقعیت کنونی، نباید اجازه دهیم هیچ شکافی در انسجام ملی ایجاد شود. باید توجه داشته باشیم در سالهای اخیر، بخشی از سرمایۀ اجتماعی ما در میان همین بانوان با حجابِ متفاوت است. من اصلاً تمایلی ندارم در این زمینه، بانوان را بر اساس مسائلی از جمله حجاب تقسیمبندی کنیم.»
اظهارات امام جمعۀ کردستان مبنی بر لزوم پذیرشِ «تنوع حجاب»، نشاندهندۀ چرخش گفتمانی در لایههایی از نهادهای رسمی ایران است. این سخنان که با استناد به سیرۀ رهبری و فداکاریهای زنان در مقاطع حساس ملی مطرح شده، در شرایطی ایراد میشود که جامعۀ ایران پس از تنشهای اجتماعی سالهای گذشته، در جستجوی راهی برای ترمیم شکافهای درونی است.
تحلیلگران اجتماعی، این دست موضعگیریها را تلاش برای بازتعریف «خودی و غیرخودی» و به رسمیت شناختنِ واقعیتهای موجود در بطن خانوادههای ایرانی، حتی در میان اقشار مذهبی، قلمداد میکنند. این رویکرد جدید، پتانسیل آن را دارد که بهعنوان الگویی برای صلح اجتماعی و انسجام ملی در برابر فشارهای خارجی عمل کند.
اما در ایامی که همۀ بزرگان بر وحدت تاکید دارند و همۀ اقشار در میدان برای دفاع از ایران حاضر شدهاند، رسول فلاحتی (امام جمعۀ رشت) در اظهاراتی قابلتامل گفته: «قرآن به صراحت به لزومِ حجاب تاکید میکند، ای بیحجابان، شرمتان باد؛ اگر این مردم تصمیم بگیرند، دمار از روزگار بیحجابها درمیآورند.»
سخنان امام جمعۀ رشت، بازتاب سختترین تقابل بین گفتمان رسمی و واقعیتهای اجتماعی است. او با بهکارگیری تعبیر تند «دمار از روزگار درآوردن» و گرهزدن آن به «تصمیم مردم»، عملاً از منطق قانونگرایی فاصله گرفته و به سمت نوعی «پوپولیسم تقابلی» حرکت کرده است. این ادبیات که بر پایۀ «تولید شرم» (شرمتان باد) استوار است، به جای تلاش برای جذب، آگاهانه در پی طرد و ایجاد هراس در فضای عمومی است.

خطرناکترین جنبۀ این اظهارات، مشروعیتبخشی به خشونتهای غیررسمی و رویارویی مستقیمِ شهروند با شهروند است. سپردنِ برخورد به «ارادۀ مردم»، به معنای نادیدهگرفتن نهادهای داوری و انتظامی و دعوت به هرجومرجی است که امنیت روانی کل جامعه، بهویژه زنان را هدف قرار میدهد.
چنین موضعگیریهایی نشاندهندۀ بنبست در ابزارهای اقناعی و پناهبردن به زبانِ «تهدید مطلق» برای حفظ ظواهر ایدئولوژیک در خیابانهاست که نتیجهای جز تعمیق کینه و گسست اجتماعی نخواهد داشت.
سخنان پورذهبی دربارۀ پذیرش «حجاب متفاوت»، اعترافی صریح به تکثر فرهنگی در جامعه ایران است. او با اشاره به اینکه حتی در خانوادههای فوقمذهبی نیز فرزندانی با پوششهای نوین دیده میشوند، بر این واقعیت صحه میگذارد که الگوهای رفتاری نسل جدید از تعاریف سنتی و رسمی فاصله گرفته است. از منظر جامعهشناسی، این نوع نگاه به معنای حرکت از «پوشش دستوری» به سمت «پوشش عرفی» است.
تحلیلگران معتقدند این رویکرد میتواند از فشار روانی بر لایههای مختلف جامعه بکاهد و احساس تعلق به بدنۀ حاکمیت را در گروههایی که خود را نادیدهگرفتهشده میپنداشتند، تقویت کند. این «تنوعگرایی» ضرورتی است که برای حفظ پویایی جامعه در قرن بیست و یکم غیرقابل اجتناب به نظر میرسد.
تعبیر «بانوانی با حجاب متفاوت بهعنوان سرمایۀ اجتماعی»، نقطۀ عطفی در ادبیات سیاسی و مذهبی اخیر است. سرمایۀ اجتماعی بر پایۀ اعتماد و مشارکت عمومی بنا میشود و محرومکردن بخشی از جامعه به دلیل تفاوت در پوشش، ضربهای جبرانناپذیر به توسعۀ ملی وارد میکند. پورذهبی با این سخنان، تخصص، تعهد و حضور اجتماعی زنان را فراتر از نوع حجابشان تعریف کرده است.
به رسمیت شناختن این تنوع، راه را برای مشارکت حداکثری در امور اقتصادی و سیاسی باز میکند. وقتی فرد حس کند هویت فردیاش مورد احترام است، با اشتیاق بیشتری در پیشبرد اهداف کلان ملی سهیم میشود و این همان چیزی است که ایرانِ امروز برای عبور از بحرانها به آن نیاز دارد.
اشاره به شهدای زن در جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه با پوششی متفاوت از «حجاب رسمی»، استدلالی قدرتمند برای پایاندادن به قضاوتهای ظاهری است. این یادآوری تاریخی نشان میدهد وفاداری به وطن و ایثار، لزوماً به نوع خاصی از پوشش گره نخورده است. در تاریخ معاصر، زنان با گرایشهای مختلف همواره در صف اول دفاع از مرزها و آرمانهای ملی بودهاند. این همراهی ثابت میکند در لحظات سرنوشتساز، آنچه ملت را متحد میکند، عشق به وطن است، نه یکسانی در فرم لباس. تأکید بر این اشتراکات تاریخی، ابزاری مؤثر برای خنثیکردن تبلیغات بیگانگانی است که در پی ایجاد جامعۀ پارهپاره و متخاصم در ایران هستند.
پورذهبی با ارجاع به نگاه رهبری، دوقطبیسازی را سمی مهلک برای امنیت ملی دانسته است. دوقطبیسازی جامعه را به دو اردوگاه «خوب» و «بد» تقسیم میکند و راه برای کینه و انتقامجویی باز میشود. روشن است که بزرگترین تهدید برای ثبات کشور، دشمن خارجی نیست. فرسایش انسجام داخلی با ایجاد گسلهای اجتماعی سهلترین شیوه برای ازبینبردن انسجام است.
تأکید بر تبعیت از رویکردی که همۀ آحاد ملت را زیر چتر واحد جمع میکند، واکنش به تلاشهایی است که قصد دارند حجاب را به سنگری برای رویارویی بخشهای مختلف مردم تبدیل کنند. این موضعگیری فراخوانی است برای بازگشت به «سیاست جذب حداکثری» که در آن تفاوتها مایۀ غنای جامعه هستند، نه بهانهای برای طرد.

هرچند این اظهارات در سطح تئوریک، مترقی و امیدبخش است، اما چالش اصلی در نگاه به سیاستهای اجرایی نهفته است. نهادهای فرهنگی و گشتهای نظارتی، دههها بر اساس الگوهای متفاوت آموزش دیدهاند. دیدهبان حقوق بشر و سایر نهادهای بینالمللی تأکید میکنند که شکاف میان «بیانات مقامات ارشد» و «عملکرد نیروهای میدانی» یکی از عوامل اصلی نارضایتیهاست.
برای اینکه سخنان مقاماتی چون حجتالاسلام پورذهبی به آرامش پایدار منجر شود، نیاز به اصلاح آییننامهها و تغییر رویکرد در صداوسیما و متون آموزشی احساس میشود. پذیرش تنوع باید از «توصیۀ اخلاقی» به «رویۀ قانونی و عرفی» تبدیل شود تا امنیت روانی بانوان در فضاهای عمومی به طور کامل تأمین گردد.
نگاه جهان به ایران متأثر از مسائل حقوق بشری و اجتماعی است. انتشار اخباری مبنی بر رویکرد منعطفتر مقامات مذهبی در قبال مسائل اجتماعی، میتواند تصویر بینالمللی ایران را بهبود بخشد. رسانههایی مثل گارین، الجزیره و نیویورکتایمز در گزارشهای تحلیلی با اشاره به تحولات جدید اشاره کردهاند که اصلاحات اجتماعی در ایران همیشه از بطن گفتگوهای داخلی و ضرورتهای زمانه برآمده است.
این تغییرات ممکن است از نظر ناظران خارجی ناچیز باشند، اما بهدلیل ریشهداشتن در ساختار قدرت، پایدارتر خواهند بود. پذیرش تکثر در پوشش، پیامی صلحآمیز به جامعۀ جهانی مخابره میکند مبنی بر اینکه جامعۀ ایران در حال عبور از تنش و رسیدن به ثباتِ مبتنی بر درک متقابل است. این رویکرد در عرصۀ دیپلماسی هم قدرت مانور کشور را افزایش خواهد داد.
واقعیت امروز جامعۀ ایران نشان از بلوغی نویدبخش دارد. حقیقتِ جاری در خیابانها و خانهها، حکایت از تولدِ «رواداریِ خودجوش» میان مردمی دارد که آموختهاند فراتر از بخشنامهها و تهدیدها، در کنار هم زیست کنند. حضور همزمانِ زنانی با پوششهای متفاوت در فضاهای عمومی، بدون آنکه تضادی بنیادین میان خود حس کنند، نشاندهندۀ آن است که «وجدان جمعی» جامعه از دوقطبیهای سیاسی عبور کرده است.
«تکثر»، رودخانهای خروشان است که راهش را از میان صخرههای صلب باز میکند. آگاهی فزایندۀ نسل جدید و پیوند عاطفی خانوادههایی که بهرغم تفاوت در پوشش، بر مدار عشق و احترام ماندهاند، محکمترین سد در برابر انشقاق است. این پیوند انسانی، گفتمان قدرت را به پذیرش تکثر و تنوع وادار خواهد کرد. ایران سرایی برای همۀ سلیقههاست و زندگی همیشه بر طرد و نفی پیروز میشود.