عصر ایران ؛ علی نجومی ــ این روزها خانه هنرمندان به نمایش فیلم هایی با محوریت جنگ می پردازد و تا آخر این هفته این برنامه ادامه دارد یکی از این آثار فیلم کجا می روی آیدا؟ ساخته ارزشمند وستایش شده فیلمساز مشهور بوسنیایی خانم یاسمیلا ژبانیچ است.
فیلم در بستر حوادث تکان دهنده کشتار مسلمانان بوسنیایی در شهر سربرنیتسا در جولای سال 1995 شکل می گیرد که بعد از جنگ جهانی دوم اولین نسل کشی رسما پدیرفته شده جهانی در قاره اروپا شناخته می شود.
فیلم با نمایی از یک گفت و گوی مضطربانه و پر تعلیق بین شهردار سربرنیتسا و یک افسر هلندی به عنوان فرمانده نیروهای هلندی حافظ صلح سازمان ملل در منطقه امن اعلام شده، شروع می شود. گفت و گوی بین این دو نفر توسط یک مترجم به نام آیدا که معلم میانسال مدرسه ابتدایی شهر سربرنیتسا قبل از بروز دریگری های نظامی بوده است انجام می شود.

سایه حمله غریب الوقوع صرب ها بر روی شهر کاملا سایه افکنده است و مسلمانان این شهر را در معرض انتخابی سخت بین دو گزینه قرار داده است:
1- اسلحه خود را زمین بگذارند ، شهر را ترک کنند و به پناهگاه تحت حفاظت نیروهای حافظ صلح بروند.
2- در شهر بمانند و بجنگند.
در این میان یک ائتلاف بین المللی هم به نوعی قول داده است که در صورت عدم عقب نشینی صرب ها با حمله هوایی مواضع صرب ها را مورد حمله خواهد داد. در میان چنین ملغمه ای از حوادث مردم شهردار به این نتیجه می رسد که بهترین کار ماندن در شهر ولی نجنگیدن است تا بهانه ای هم به دست صرب ها داده نشود.
ولی اکثر مردم شهر تصمیم به خروج از شهر گرفته اند و به مرور در پناهگاه و منطقه اطراف آن مستقر می شوند و شهردار هم به همراه بقیه بازماندگان بعدا به آن ها ملحق می شود. در این میان آیدا به عنوان مترجم حضوری همیشگی برای انتقال پیام بین افسران هلندی و مسلمان بوسنیایی دارد.
ساعاتی بعد سربازان صرب به فرماندهی ژنرال راتکو ملادیچ که به عنوان قصاب بوسنی شناخته می شود در شهر سربرنیتسا گشت پیروزی می زنند و مفتخرانه عکس می اندازند و فیلم می گیرند تا بیننده متوجه شود با چه انسان های خطرناکی رو به رو هستند که هدفشان تنها کسب پیروزی در جنگ نیست بلکه می خواهند دماغ حریف را به خاک بمالند و آن ها را تحقیر کنند.
سپس پیکی توسط صرب ها به کمپ سازمان ملل می رود تا فرمانده هلندی ها را با خود به نزد ژنرال راتکو ملادیچ ببرد و و اتفاقات متعاقب آن نیروهای حافظ صلح را در برابر سرنوشتی تلخ، بی پناه و ناگزیر قرار می دهد. در این میان آیدا در تلاشی عجیب برای نجات همسر و 2 پسر جوان خودش است.

او در مقابل سرنوشتی که محتوم می نماید تقلایی را نشان می دهد که از یک مادر انتظار می رود. اما آن چه فیلم را به کلی متفاوت می کند ناممکن بودن فداکاری مادر است او نمی تواند جای امن خودش را در اختیار اعضای خانواده اش قرار دهد و در این جا است که تراژدی فیلم رقم می خورد.
ژبانیچ در ایجاد تعادل بین روایتی مستند گونه از یک طرف و شکل گیری یک درام سینمایی تبحر فراوانی را از خود نشان می دهد. او خوب می داند که تاثیرگذاری یک فیلم سینمایی داستانی بیشتر به وزن درامش است تا واقعیت تاریخی صرف.
ژبانیچ از سال 2006 که اولین فیلم بلندش گرباویستا در جشنواره برلین جایزه اصلی جشنواره یعنی خرس طلا را برد خود را به عنوان یک فیلمساز صاحب ذوق و قریحه نشان داد. و در سال 2010 هم فیلم دیگرش با نام در مسیر که بازهم روایتی از جنایات صرب ها در بوسنی بود بسیار مورد اقبال در بین اهالی سینما قرار گرفت.
آخرین فیلم داستانی اش هم همین کجا می روی آیدا؟ است که ساخته شده به سال 2020 است و توانست در سال 2021 بهترین فیلم قاره اروپا شود و نامزدی جایزه اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان را هم برای کارگردانش به ارمغان آورد گرچه در نهایت رقابت را به شاهکار توماس وینتربرگ یعنی یک دور دیگر با بازی استثنایی مس میکلسن باخت.
مطمئنا در کنار کارگردانی روان و سوبژکتیو ژبانیچ، باید از بازی پر جنب و جوش در عین حال منطقی جازنا دورچیچ به عنوان نقطه قوت اصلی فیلم نام برد که آگاهانه احساسات خود را کنترل کرده است در عین حال اعمالش تماما افشا کننده شکنندگی روح مادرانه اش است. جازنا دورچیچ برای بازی استثنایی اش در این فیلم جایزه بهترین بازیگر قاره اروپا را کسب کرد.