عصر ایران/ سواد زندگی؛ مریم طرزی- بازهم کودکان و جنگ. شاید از تکرار این عبارت خسته شده باشیم، اما کودکان از تکرار مرگ، ترس و آوارگی خسته نمیشوند – آنها فقط قربانی میشوند. آنچه «تأثیر جنگ بر کودکان» را به یک مسئله عمومی تبدیل میکند، نه عاطفه والدینی، بلکه یک واقعیت عینی است: کودک زخمخورده از جنگ، تبدیل به بزرگسالی میشود که جامعه را با خشونت، بیاعتمادی یا افسردگی مزمن میشناسد.
بنابراین، وقتی از «تأثیر جنگ بر کودکان» حرف میزنیم، از آیندهی امنیت روانی، سرمایه اجتماعی و حتی اقتصاد یک نسل حرف میزنیم. در این مقاله، نشان میدهیم که چرا این دغدغه، دیگر یک مسئله خصوصی درون خانواده نیست، بلکه خط قرمز تمدن انسانی است – و چرا بیتفاوتی در برابر آن، هزینهای دارد که تمام جامعه میپردازد.

تا دو دهه قبل، والدین میتوانستند با خاموش کردن تلویزیون، جنگ را از زندگی کودک حذف کنند. اما امروز، تأثیر جنگ بر کودکان از درز شبکههای اجتماعی نفوذ میکند.
کودکی که برای تماشای فیلم حیوانات وارد آپارات میشود، ممکن است در کنار ویدیوی بعدی، صحنههای دلخراش انفجار را ببیند.
تحقیق سال ۲۰۲۵ روی ۵۱۹ نوجوان مصری نشان داد ۷۰ درصد آنها اخبار درگیریهای غزه را از اینستاگرام و فیسبوک دنبال میکردهاند، نه از رسانههای رسمی. این یعنی الگوریتم، بدون فیلتر سنی، جنگ را به خورد کودکان میدهد.
اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) بدون حضور در میدان جنگ
یکی از نگرانکنندهترین یافتههای جدید این است که کودکان میتوانند بدون آنکه یک بمب را در واقعیت بشنوند، علائم PTSD را تجربه کنند.
شاید تصور کنیم تأثیر جنگ بر کودکان تنها محدود به مرزهای جغرافیایی درگیری است، اما واقعیت تلخ دیگری وجود دارد.
پژوهشگران دانشگاه اِراسموس روتردام در پاییز ۲۰۲۲، درست چند ماه پس از آغاز حمله روسیه به اوکراین، مطالعهای را روی ۴۲۶ نوجوان هلندی (۱۳ تا ۲۵ ساله) انجام دادند.
نتایج این تحقیق که در پایگاه دادههای رسمی این دانشگاه ثبت شده، نشان میدهد: «قرار گرفتن در معرض محتوای جنگی در شبکههای اجتماعی، حتی برای نوجوانانی که هزاران کیلومتر از میدان نبرد فاصله دارند، به طور مستقیم با بروز علائم استرس روانی مرتبط است.»
به عبارت ساده، یک نوجوان در آمستردام یا روتردام که تصاویر بمباران بیمارستانها و مدارس اوکراین را در اینستاگرام یا تیکتاک اسکرول میکند، ممکن است همان علائم اضطراب، بیخوابی و ترسی را تجربه کند که یک کودک در کیف یا خارکیف تجربه میکند .
اما این تنها یک مطالعه نیست. در همان سال، پژوهشگران رومانیایی (کشوری هممرز با اوکراین) در مطالعهای که در مجله مرزهای روانشناسی (Frontiers in Psychology) منتشر شد، دریافتند نوجوانان رومانیایی که در کمک به پناهندگان اوکراینی مشارکت داشتند، در عین داشتن «ارتقای اخلاقی» (Moral Elevation) بیشتر، سطح اضطراب بالاتری نیز نشان میدادند.
نکته مهم اینکه در این تحقیق مشخص شد مشارکت در شبکههای اجتماعی و تماشای محتوای جنگ، قویترین پیشبینیکننده علائم اضطرابی در نوجوانان بود .
این یافتهها یک واقعیت را فریاد میزنند: «پریشانی ثانویه تروماتیک» دیگر مختص روانشناسان یا امدادگرانی نیست که مستقیماً با قربانیان کار میکنند.
امروز، هر نوجوانی با یک گوشی هوشمند، در معرض خطر ابتلا به علائمی مشابه بازماندگان مستقیم جنگ قرار دارد. شبکههای اجتماعی، با الگوریتمهای وسواسی خود، مرز بین «تماشاگر» و «قربانی» را محو کردهاند
این پدیده «پریشانی ثانویه تروماتیک» (Secondary Traumatic Distress) نام دارد و در کودکانی که ساعتها اخبار جنگ را اسکرول میکنند، دیده میشود. کابوسهای شبانه، بیخوابی، چسبندگی بیش از حد به والدین و گوشهگیری، از نشانههای هشدار هستند.
شاید باور نکنید، اما بسیاری از کودکان به دنبال خبر جنگ نیستند؛ خبر جنگ آنها را پیدا میکند. نظرسنجی مؤسسه «اینترنت مترز» در سال ۲۰۲۵ نشان داد ۴۰ درصد کودکان ۱۱ تا ۱۷ ساله، اخبار ناراحتکننده را از طریق «پیشنهاد الگوریتم» دریافت میکنند .
دوماسکرولینگ (Doomscrolling) که در دوره کرونا ابداع شد، اکنون شکل کودکانه پیدا کرده: کودک برای فرار از استرس، ورق میزند، اما الگوریتم او را به تصاویر دلخراشتر هدایت میکند.
نتیجه؟ اضطراب، افسردگی و احساس درماندگی.
یونیسف در راهنمای فرزندپروری خود هشدار میدهد: کودکان خردسال (۳ تا ۷ سال) قادر به تمایز بین تصاویر تلویزیون و واقعیت شخصی خود نیستند. یک کودک ممکن است با دیدن انفجار در اخبار، باور کند خانه خودش در آتش است.

شکایات جسمی بدون علت: دلدرد، سردرد، خستگی مزمن
اختلال خواب: کابوس، شبادراری، بیخوابی
تغییر در رفتار دلبستگی: چسبندگی غیرعادی یا برعکس، بیاعتنایی کامل
پرخاشگری یا پسرفت: بازگشت به رفتارهای کودکی مانند مکیدن انگشت
گزارش «پرسش در مورد حمایت از کودکان در منازعات» که تحت نظر فرستاده ویژه سازمان ملل، گوردون براون، منتشر شد، اعتراف تلخی دارد: قوانین موجود کافی نیستند.
در کشورهایی مانند عراق، سودان جنوبی و سوریه، مدارس به پایگاه نظامی تبدیل میشوند و همین موضوع آنها را به هدف حمله تبدیل میکند.
این گزارش پیشنهاد میدهد: «ممانعت از دسترسی به کمکهای بشردوستانه که منجر به مرگ کودکان بر اثر گرسنگی شود، باید همیشه غیرقانونی تلقی شود» . اما تا تبدیل این پیشنهادها به قانون، کودکان همچنان هزینه میپردازند.

یکی از بزرگترین اشتباهات والدین، نادیده گرفتن یا کم اهمیت جلوه دادن ترس کودک است.
یونیسف تأکید میکند: «کودکان حق دارند بدانند چه اتفاقی میافتد، اما بزرگسالان مسئولیت دارند آنها را از پریشانی دور نگه دارند».
بپرسید «چه شنیدهای؟» نه اینکه بگویید «چیزی نیست».
تمرکز روی کمککنندگان (Focus on the Helpers): به جای نشان دادن تصاویر خشونت، از پزشکان، آتشنشانان و صلحطلبان بگویید.
تمرین تنفس دیافراگمی همراه با کودک برای کاهش اضطراب حاد.
محدود کردن نه حذف کامل اخبار؛ رسانههای معتبر مانند یونیسف و سازمان ملل را جایگزین شبکههای اجتماعی کنید.
والدین مضطرب نمیتوانند به کودک آرامش بدهند. یونیسف توصیه میکند: «اگر احساس اضطراب میکنید، زمانی برای خودتان بردارید و با دیگر اعضای خانواده یا دوستان صحبت کنید».
همچنین توصیه میشود والدین زمان مشخصی در روز را برای دیدن اخبار در نظر بگیرند، نه اینکه مدام آنلاین باشند. آرامش والدین، اولین و مهمترین عامل کاهش تأثیر جنگ بر کودکان است.
جنگ دیگر فقط با خمپاره و موشک به کودکان آسیب نمیزند. امروز تأثیر جنگ بر کودکان از مسیر الگوریتمهای بیملاحظه، شبکههای اجتماعی بدون فیلتر سنی و ناتوانی قوانین بینالمللی عبور میکند.
هر کودکی که تصویری از بمباران مدرسه را میبیند، یک «بازمانده غیرمستقیم ترومای جنگی» است.
اما راهکار وجود دارد: گفتگوی صادقانه با کودک، محدودیت هوشمندانه در مصرف رسانه، تقویت مهارتهای آرامسازی و فشار بر سیاستگذاران برای تغییر قوانین بینالمللی.
همانطور که بیانیه مشترک نمایندگان ویژه سازمان ملل در ژوئن ۲۰۲۵ تاکید کرد: «کودکان هرگز آغازگر جنگ نیستند، اما همواره بیشترین هزینه را میپردازند. وظیفه ماست که آن هزینه را کاهش دهیم.
کانال تلگرامی سواد زندگی: savadzendegi@