کد خبر ۱۱۶۰۴۴۸
تاریخ انتشار: ۰۹:۲۸ - ۱۴-۰۲-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۰۴۴۸
انتشار: ۰۹:۲۸ - ۱۴-۰۲-۱۴۰۵

10 نکتۀ متفاوت دربارۀ آیین "بنده خدا" به یاد شهید لاریجانی

10 نکتۀ متفاوت دربارۀ آیین "بنده خدا" به یاد شهید لاریجانی
هر چند حسین انتظامی در تقسیم مدیران به مدیران سنتی، مدیران پروژه‌ای، مدیران استراتژیک و مدیران مسأله حل کن، ابتکار جالبی به خرج داد ولی اگر قدری صریح‌تر بود می‌توانست از مدیرانی بگوید که عنوان "بی‌خودی الممالک" برازندۀ آنان است چون هیچ خاصیتی ندارند یا از کسانی که به قصد غارت از غنیمت آمده‌اند و نگاه غنیمتی دارند و ظاهر را به این منظور موجه کرده‌اند....

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- آیین‌گرامی‌داشت دکتر علی لاریجانی که با عنوان "بنده خدا؛ بزرگ‌داشتِ سیاست‌مدار حکیم ایران" و به همت وزارت فرهنگ، عصر شنبه 12 اردیبهشت 1405 در تالار رودکی (وحدت) برگزار شد، جدای مواردی که سخن‌رانان و غالبا از اهل فکر و دور از هیجان و تعصب و عصبیت بیان کردند نکات قابل ذکر دیگری هم دارد که چه بسا در گزارش‌ها نیامده باشد و در این روایت به برخی می‌پردازم:

نخست این که بانی مراسم در حالی وزارت فرهنگ (و ارشاد اسلامی) بود که مرحوم لاریجانی اتفاقا در کارنامۀ 45 ساله مدیریتی خود ( از ابتدا تا شهادت منهای خانه نشینی سه ساله 1400 تا 1403) کمترین توقف را در وزارت ارشاد داشته و چون در سال 1371جانشین سید محمد خاتمی بعد از یک دوره 10 ساله شده بود و به بعدتر مصطفای میرسلیم با تخصص احتراق موتور و بیگانه با فرهنگ و هنر به جای او نشست و خود به جام‌جم رفت، بسیاری این مقطع را فراموش کرده بودند.

علی لاریجانی در واقع با 12 سال ریاست مجلس و 10 سال ریاست صدا و سیما و البته دو بار رد صلاحیت اعتبارافزا به خاطر رد صلاحیت در دو انتخابات 1400 و 1403 شناخته می‌شود و نه آن یک سال وزارت فرهنگ و ارشاد در آغاز دهه 70 خورشیدی و حتی دو دوره کوتاه دبیری شورای عالی امنیت ملی در دو دوران متضاد ( احمدی نژاد و پزشکیان) و قاعدتا باید مجلسیان یا صدا و سیما بانی مراسم می‌شدند منتها مجلس بر خلاف تمامی اصناف و حِرَف دو ماه است که تعطیل است  و تنها هر از گاهی تلویزیون چند نماینده را نشان می‌دهند که از این وزارتخانه به آن وزارتخانه می‌روند تا مثلا وظیفۀ نظارتی را انجام داده یا حقوق ماهانه را حلال کرده باشند!

دربارۀ صدا و سیما قضیه نیاز به توضیح ندارد که خط و ربط مدیریت کنونی آنان متفاوت و منتقد جدی مرحوم لاریجانی‌اند و گرنه قاعدتا باید مراسم در مسجد بلال یا سالن همایش‌های صدا و سیما برگزار می شد هرچند شاید هم پرهیزشان به دلایل امنیتی بوده باشد.

دوم: در کلیپی که پخش شد برخی از وزیران پیشین فرهنگ و ارشاد ( و چه کلمۀ زایدی است این ارشاد برای وزارتخانۀ متولی فرهنگ و هنر) سخن گفتند و چشم خیلی‌ها به جمال سید عطاء‌الله مهاجرانی هم بعد مدت‌ها در یک آیین رسمی روشن شد. غیبت وزیران احمدی‌نژاد در آن تصویر محسوس بود هر چند سید محمد حسینی در مراسم حضور داشت اما محسوس‌تر این که در آن تصویر سید محمد خاتمی دیده نشد و البته مشخص نشد به خاطر محافطه‌کاری‌ها و ملاحظه‌های ذاتی وزارت ارشاد بوده یا آقای خاتمی به خاطر تقابل صدا و سیمای دوران مرحوم لاریجانی با اصلاحات نه می‌توانسته به آنها اشاره نکند و نه یادآوری‌شان تناسبی با یادبود شهیدی داشته که تنها یک دست از او یافت شد.

(به محافظه‌کاری و ملاحظات ارشاد اشاره شد خالی از لطف نیست که همچنان روزنامه‌نگاران "هم‌میهن" منتظرند ببینند وزیر محترم و معاون مطبوعاتی که توقیف موقت را نه از جانب خود که متوجه هیأت نظارت اعلام می‌کنند دست‌کم برای گشایش آن با حکم دادگاه لفظاً آرزویی بر زبان آورند چرا که همه از ضرورت روایت سوم و سوق ندادن مخاطبان به رسانه‌های برانداز خارج نشین سخن می‌گویند تکلیف صداو سیما هم که روشن است و برای مردم تعریف خاص خود را دارد.)

سوم: اصطلاح مشترک در تمام سخن‌رانی‌ها یادآوری عقلانیت در مشی مرحوم لاریجانی بود اما دکتر حسین انتظامی تعبیر دقیق‌تری به کار برد و گفت: لاریجانی، "مسأله حل‌کنِ نظام" بود؛ اصطلاحی که موسی خیابانی مرد شمارۀ 2 مجاهدین خلق (منافقین) دربارۀ شهید بهشتی به کار برده بود و آقای انتظامی گفت: علی لاریجانی هم مثل بهشتی و هاشمی رفسنجانی "مسأله حل کن" بود و شمار این دست مدیران بسیار اندک است.

او بیشتر توضیح نداد اما بد نیست یادآور شویم مرحوم لاریجانی دانش‌آموختۀ رشتۀ ریاضیات از دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر پیشین) بود و در مقاطع بعدی سراغ فلسفه رفت. نگاه او به سیاست هم به مثابۀ تدبیری برای حل مسأله یا مسایل بود و می‌گفت: "سیاست، مثل ریاضی است. باید به آن حمله کنی تا بتوانی مسأله را حل کنی نه آن که بال بال بزنی و دور آن بچرخی. "

چهارم: نمی‌دانم محمد عطریان‌فر در مراسم حاضر بود یا نه ولی حق این بود که در عِداد سخن رانان باشد. علاقۀ لاریجانی به او چنان بود که در روایت فعالیت‌های خود در پیش از انقلاب حق مطلب را دربارۀ او ادا می‌کرد و  قطعا متأسف بود از این که رفیق دیرین او در شروع ریاست برادرش بر قوۀ قضاییه به خاطر حوادث 88 به زندان افتاده بود و این حدس دشوار نیست که برای خلاصی او کوشیده باشد در حالی که خود نخستین سال ریاست بر مجلس را سپری می‌کرد.  5 سال قبل از آن و در اسفند 83 و در دوران شهرداری احمدی‌نژاد به همشهری‌ماه گفته بود: " ما در دانشگاه با تیپ بچه‌مسلمان‌ها مأنوس بودیم مثل آقای اصغر زاده و آقای عطریان فر. البته اینها بچه مسلمان تیپ مبارزه بودند و ما تیپ درس‌خوان" و برای خود کارنامۀ مبارزاتی ردیف نکرده بود جز این که" مخفیانه به رادیو عراق گوش می‌دادیم که آقای دعایی اطلاعیه‌های امام را می‌خواند و چون صاحب‌خانۀ ما پاسبان بود و آدم حساسی بود و گوش می‌ایستاد رفتیم و اتاقی بالای دانشگاه اجاره کردیم."

پنجم: آیت‌الله محقق داماد، داماد خاندان لاریجانی است ولی به لحاظ فکری به اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان نزدیک است و  رفیق دیرین خاتمی و روحانی است و البته مورد وثوق شهید بهشتی و هاشمی بوده است و مهم تر از اینها معتمد شخص امام خمینی چندان که پیش از جنگ ایران و عراق پیام ایشان را برای آقای خویی در نجف برده بود.

 با این حال مرحوم لاریجانی به او بسیار احترام می‌گذاشت خاصه این که 11 سالی از او کوچک‌تر بود و در ایام خُردی و حتی زاده نشدن برخی از برادران لاریجانی با این خانواده وصلت کرده بود و عنوان داماد در شهرت او به اعتبار آن است که پدرش داماد بانی حوزه علیمه قم است نه این که او داماد میرزاهاشم آملی است. 

آقای دکتر محقق تعبیر "بنده خدا" در امضای آقای لاریجانی را این گونه تفسیر کرد که نه به خاطر تواضع صِرف بلکه به سبب مسلمانی او و تعهد به آن بود. نکته نادرستی نیست ولی کافی نیست. 

از این حیث درست است که علی لاریجانی را با واژه "حزب‌اللهی" که بعد ازانقلاب رایج شد نمی‌توان توضیح داد و این از نوع سخن گفتن و شیک‌پوشی و توجه به ادبیات و کلمات مطنطن و فاخر او هم روشن بود بلکه "بچه مسلمان" گویاتر است. منتها کافی نیست چون "بنده خدا" را بعد از رد صلاحیت 1400 و خانه‌نشینی به کار برد وقتی دیگر رییس مجلس نبود و سمت رسمی هم نداشت جز مشاور رهبری و فعالیت در دفتری که به او داده شده بود.  می‌توان گفت مراد او از "بنده خدا" طعنه به شورای نگهبان و شخص احمد جنتی دبیر آن بود که می‌توانید مرا از شرکت در انتخابات با بهانه‌های واهی بازدارید و رد صلاحیت کنید ولی صلاحیت اصلی را خدا تعیین می‌کند و بندگی خدا دیگر دست شما نیست تا بتوانید سلب  کنید!

ششم: یکی از موجز ترین و پرنکته‌ترین نطق ها را حسین انتظامی ایراد کرد؛ معاون منابع انسانی وزارت کنونی ارشاد که اگر واجد این سمت نشده بود قطعا به علی لاریجانی می پیوست و احتمالا به جای علیرضا بیات به شهادت می‌رسید اما ترجیح داد این بار به شورای عالی امنیت ملی نرود.

او در گونه شناسی مدیران جمهوری اسلامی آنان را به چند دسته تقسیم کرد: مدیران سنتی، مدیران پروژه ای، مدیران استراتژیک و مدیران مسأله حل کن.

گروه اول ( اکثریت) کسانی‌اند که تنها اهل جلسه و تکرار و روزمرگی‌اند و موقع رفتن آنان با وقتِ آمدن‌شان تفاوت ندارد. گروه دوم یک پروژه مشخص را پیش می‌برند و به هدف می‌اندیشند نه به جزییات حتی اگر در زیر مجموعه حیفی هم صورت گیرد. گروه سوم مدیران استراتژیک‌اند که راهبرد دارند اما در اجرا اسیر مناسبات بوروکراتیک می‌شوند و گروه چهارم که بسیار اندک‌اند مسأله حل کن است و پیش تر نوشتم از چه کسانی نام برد.

البته اگر قدری صریح‌تر بود بی ذکر نام می‌توانست از مدیرانی بگوید که عنوان "بی‌خودی الممالک" به سیاق بررۀ مهران مدیری بیشتر برازندۀ آنان است چون هیچ خاصیتی ندارند یا از کسانی که به قصد غارت از غنیمت آمده اند و نگاه غنیمتی دارند و ظاهر را به این منظور موجه کرده‌اند.

هفتم: می‌دانم خیلی حاشیه‌ای است ولی سبک و سیاق این نویسنده چنین است که اسیر متن و کلیشه نمی‌ماند و جا دارد آن را هم بیاورم: طی 35 سال حضور در آیین‌های مختلف تالار وحدت یا رودکی هیچ‌گاه ندیده ام پذیرایی بیرون آن مدیریت و سامانی داشته باشد! البته مگر وقتی بخش خصوصی برگزار کننده است. اگر بخش دولتی میزبان باشد بی نظمی به غایت استو  به طرفه‌العینی شیرینی و نوشیدنی حتی چای تمام می‌شود (و احتمالا از دری دیگر به دلیلی بیرون می‌برند و تنها بطری‌های آب می‌ماند و بعید نیست به خاطر مشکلات پتروشیمی این قلم نیز حذف شود )و اگر بخش خصوصی تا پایان همه چیز کاملا مرتب و منظم است و نمی‌دانم اشکال از ذات مدیریت دولتی است یا سودجویی‌های پیمان‌کار. (یک پیمان‌کار فضای سبز که به بخش خدمات روی آورده بود  در چرایی این تغییر خدمات می‌گفت آیین‌های دولتی هیچ کس تعداد مواردی را که فاکتور کرده‌ای نمی‌پرسد و قابل راستی‌آزمایی نیست که 1000 میهمان همه شیرینی دانمارکی و نوشابه خورده‌اند یا نه  ولی تعداد درخت و بوته قابل شمارش است!)

با این حساب هر وقت وزارت ارشاد توانست از میهمانان خود در تالار وحدت درست و حسابی پذیرایی کند بدانید اوضاع درست شده است و گرنه اگر مراسم ساعت 3 شروع شود در ساعت 3 و 15 دقیقه شیرینی و چای تمام شده و منظره آشفته‌ای شکل گرفته است! شاید هم از میهمانان خاص دو ردیف اول و دوم درست پذیرایی می کنند و باقی چندان اهمیت ندارند.

هشتم: وقتی دکتر علی اکبر صالحی رییس بنیاد ایران‌شناسی پشت تریبون قرار گرفت کسی از آن بالا فریاد کشید: مرگ بر سازش‌کار! بنده خدا احتمالا نمی‌دانست آقای صالحی نه دیگر وزیر خارجه است، نه رییس سازمان انرژی اتمی و نه عضو تیم مذاکره کننده به سرپرستی آقای قالیباف و در مقام رییس بنیاد ایران‌شناسی قادر به هیچ سازشی نیست و اساسا از آن دست مدیران است که کاملا هماهنگ و بعد از کسب اجازه عمل می‌کند حتی بیش از جواد ظریف. البته بخت با آقای صالحی، یار است که مانند روحانی و ظریف مشمول حکم اعدام آن شیخ (قاسمیان) قرار نگرفته است.  ناخواسته تعبیر "بنده خدا" را برای آن فرد هم به کار بردیم و این نشان می‌دهد "بنده خدا" در مقام امضا مانند شهید لاریجانی با بنده خدا که برای دیگری به کار می‌بریم متفاوت است و این دومی می‌تواند بیان ساده‌دلی و خوش خیالی گوینده باشد. 

نهم: اجرای برنامه با محمد حسن رنجبران بود. مجری پیشین تلویزیون راه متفاوتی به نسبت همکار سابق خود - امیر حسین ثابتی- در پیش گرفته است. هر چه دومی بر سَبیل پایداری می‌راند اولی خود را شیوه و مشی مرحوم لاریجانی هماهنگ ساخته است. مهم‌ترین خسارت فقدان لاریجانی همین است که گروه دوم دست بالا را در اختیار گیرند.

دهم: پرهیز بستگان نزدیک از دست رفتگان از نطق و سخن در این گونه آیین‌ها نشان می‌دهد هر قدر هم تقدیر شود جای خالی فرد را برای خانواده پر نمی‌کند و همه به مرور می‌روند سراغ زندگی خودشان و خانواده می‌ماند با یک جای خالی بزرگ و البته نکته‌ای که گفته نشد این بود که تغییر پاره‌ای رویکردهای شهید لاریجانی به خاطر آن بود که از طریق فرزندان خود در جریان فضای تازه قرار می‌گرفت و از این حیث نزدیکی فرزندان به پدران اگر به قصد برخورداری مادی باشد و افکار و گرایش های جدید در جامعه را منتقل کنند (‌کاری که مرتضای لاریجانی انجام می‌داد) مفید است و البته گاه بسیار پرهزینه مانند این فقره چندان که دختر شهید مطهری حالا باید هم سوگ‌نشینِ همسر باشد و هم پسر.

برچسب ها: لاریجانی ، بنده خدا ، شهید
ارسال به دوستان