عصر ایران - چند روز است که یک بحث سینمایی بسیار داغ شده است، شبکههای ماهوارهای بعد از اکران آنلاین هر فیلمی به سرعت به صورت مداوم آنرا پخش میکنند و طبیعتا این نشان دادن فیلم تعداد زیادی از مخاطبان را از خریدن بلیت آنلاین منصرف میکند.
سعید خانی تهیهکننده فیلم «رها» که بهتازگی اثرش در اکران آنلاین عرضه شده، در مصاحبهبا ایسنا گفته است: «در حال حاضر سینمای ایران عملاً دو منبع درآمد دارد؛ اکران سینمایی و اکران آنلاین. با توجه به شرایط موجود، از جمله محدودیتها و تحریمها، بخش مهمی از درآمد تهیهکنندگان به اکران آنلاین وابسته است، اما همین بخش نیز بهدلیل قاچاق آثار بهشدت آسیب دیده است.
متأسفانه بهمحض انتشار یک فیلم در پلتفرمهای آنلاین، نسخههای غیرقانونی آن بهسرعت در چندین شبکه و کانالهای تلگرامی منتشر و حتی برای آن تبلیغ نیز انجام میشود؛ بهگونهای که گاهی بهنظر میرسد این شبکهها خود به تولید و توزیع محتوا مشغول هستند.
این تهیهکننده در پاسخ به میزان خسارت واردشده به فیلم «رها» گفت: اگر این اتفاق رخ نمیداد، پیشبینی میکردیم حداقل حدود ۲۰ میلیارد تومان بازگشت سرمایه داشته باشیم، اما با انتشار غیرقانونی، بخش قابلتوجهی از این درآمد از دست رفته است.»
ابوالفضل صفاری تهیهکننده فیلم «گوزنهای اتوبان» هم در همین مصاحبه گفت: « بعد از اکران آنلاین، فیلم ما بدون اجازه در شبکههای مختلف پخش شد. جالب اینجاست که برخی از این شبکهها نه تنها پیشنهاد خرید فیلم را ندادند بلکه به من زنگ زدند و گفتند مبلغ ۳۰۰ میلیون تومان پرداخت کنید فیلمتان را دیرتر پخش کنیم. این شرایط واقعاً وحشتناک است.»
در این زمینه امیرحسین علمالهدی (کارشناس سینما ) در یادداشتی، به این موضوع اشاره و تاکید دارد، تا زمانی که متعهد به رفتار و آداب کپیرایت جهانی نباشیم و تا زمانی که تلویزیون داخلی در پایینترین سطح میزان مخاطب از تاریخ تولد آن است، این وضعیت تغییر نمیکند.
علمالهدی نوشته است: «ماجرا از کجا شروع شد که تلویزیونهای ماهوارهای حیات و ممات سینمای ایران را گروگان گرفتند؟
تلویزیون داخلی با ۵۰ هزار کارمند و نزدیک به ۱۰۰ کانال تلویزیونی داخلی و خارجی با سالی حدود ۵۰۰ میلیون دلار هزینه از نگاه جذب مخاطب نتوانسته با حدود ۷۰ شبکه ماهوارهایی و کانال کوچک با نهایت سالی چند میلیون دلار هزینه رقابت کند! (تمامی این کانالهای مصرفکننده تولیدات داخل ایران و صنعت تصویر خارجی هستند!)
سینما بعد از کرونا وقتی متوجه شد که مخاطبان از تلویزیون ایران گریزان هستند و تلویزیون هم با سانسور زیاد فیلمها و حذف آنان، برای پخش آگهی یک فیلم فاکتور چند ده میلیارد تومانی را صادر میکند، چاره کار را در آگهی دادن به تلویزیونهای ماهوارهایی دید و خُب، اقبال مخاطبان از سینما از سال ۱۴۰۰ (هفت میلیون بلیت نفر) تا ۱۴۰۳ (۳۵ میلیون بلیت نفر) نشان داد که تلویزیونهای ماهوارهایی توانستهاند گوی سبقت را از شبکههای بیمخاطب داخلی بربایند.
البته انصاف را رعایت کنیم، در شبکههای ماهوارهایی فقط سینمای تجاری مخاطب دارد، یعنی نه سینمای هنری شانسی در جذب مخاطب در شبکههای تلویریونی ماهوارهایی دارند و نه سینمای کودک و البته سینمای کودک در تلویزیون داخلی مخاطبان پروپاقرصی دارد و فقط سینمای هنری است که نه اینور آب و نه اونور آب خواهان دارد. این هم از بخت بد سینمای هنری در این سرزمین است!
القصه، بطور میانگین یک فیلم بین ۱۰ تا ۵۰ هزار دلار برای تبلیغات به این مجموعه شبکههای تلویزیون ماهوارهایی دادهاند (بسته به سقف فروش فیلم) که تلویزیونهای پرشینا و جم تیوی مهمترین شبکههای تلویزیون ماهوارهایی هستند که تعداد زیادی تلویزیون ماهوارهایی را به خود اختصاص دادهاند.
طبیعی است وقتی این شبکهها فعال مایشاء، مرجعیت سرگرمی مخاطب در ایران هستند برای راهزنی در زمان اکران آنلاین فیلمها - که میتوانند در عرض چند دقیقه فیلمها را کپی کنند و نمایش دهند - به باج خواهی رو میآورند و با اخذ مبلغ حدود ۱۰ هزار دلار برای یک فیلم به مدت ۲ تا ۳ هفته نسبت به عدم نمایش فیلمها اقدام میکنند! (از مجموعه ۶۰ تا ۷۰ شبکه هرکدام از ۵۰۰ تا ۱۵۰۰ دلار برای این عدم پخش میگیرند.) البته مجموعه شبکههای جم، از پخش فیلمها بدون مجوز مالکان خودداری میکنند!
اکثر شبکههای خارجی که فیلمها را نمایش میدهند مالکانشان ونمایندگانشان در ایران بیزینسهای دیگر دارند و با تعدادی از فعالان سینما که تولید فیلم دارند، هم رفاقت و هم نشست و برخاستهای هفتگی دارند!
تعجب نکنید قبلا عرض کرده بودم که ایران بهشت دلالان است و تا زمانی که متعهد به رفتار و آداب کپیرایت جهانی نباشیم و تا زمانی که تلویزیون داخلی در پایینترین سطح میزان مخاطب از تاریخ تولد آن است، هم ما فیلمهای روز جهانی را بدون داشتن حق کپی رایت در همه پلتفرمها می بینیم و هم مردم فیلمهای روز ایرانی را آزادانه در تلویزیونهای ماهوارهایی، در صورت باج ندادن تولیدکننده در عرض چند دقیقه و با دادن باج در عرض چند هفته میبینند!
طبیعی است که برنده این بازار مکاره، دلالها هستند که هم پول تبلیغ فیلم میگیرند و هم پول عدم پخش همان فیلمی را که تبلیغ کردند و بازنده آن، تولیدکنندگان فیلم و سریال ایران!
ناگفته نماند اگر آداب قانونی دیدن فیلمها را نهادینه کنیم، سود خوبی در انتظار تولیدکنندگان صنعت تصویر ایرانی است، مشروط به رعایت حیات طبیعی قوانین کسب و کار صنعت تصویر جهان و احترام به همه تولیدکنندگان داخلی و خارجی بر اساس این قوانین (کپی رایت جهانی) در همه اجزای آن.»
سینمای ایران را شاید بتوان مهمترین بخش فرهنگ و هنر ایران دانست که هم در داخل و هم در خارج کشور توانسته است به هر شکلی شده به حیات خود ادامه دهد و ایران جز معدود کشورهای جهان است که سالانه تولید بیش از 100 فیلم را دارد.
حال باید واقعا برای این بلایای غیر طبیعی که دامن این بخش فرهنگی را گرفته است راه حلی اندیشید و به هرشکلی شده بقای آنرا تضمین کرد، شاید بهترین و مهمترین اقدام این است که ایران هم به قوانین رعایت حق کپی رایت بپیوندد تا از این راه بتواند مقابل سودجویی برخی افراد را بگیرد که در فرآیند تولید یک فیلم سینمایی هیچ دخالتی نداشتهاند اما بیشترین سود را به جیب میزنند.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر