فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۰۰۰۹
تاریخ انتشار: ۱۵:۴۰ - ۱۲-۰۲-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۰۰۰۹
انتشار: ۱۵:۴۰ - ۱۲-۰۲-۱۴۰۵

روایت پیشرفت؛ چرا آینده توسعه کشور به رسانه‌ها گره خورده است؟

روایت پیشرفت؛ چرا آینده توسعه کشور به رسانه‌ها گره خورده است؟
این کتاب نشان می‌دهد که روزنامه‌نگاری توسعه، برخلاف روزنامه‌نگاری رسمی یا تبلیغاتی، وظیفه‌اش روایت‌سازی یک‌سویه از پیشرفت نیست، بلکه باید عرصه‌ای برای طرح مسئله، نقد سیاست‌ها و شنیده شدن صداهای متنوع جامعه باشد. چنین رویکردی با نظریات متأخر ارتباطات، به‌ویژه نظریه‌های مشارکتی و جامعه‌محور، هم‌خوانی دارد؛ نظریه‌هایی که توسعه را محصول تعامل دولت، جامعه مدنی و رسانه‌ها می‌دانند.
عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - توسعه، در تجربه تاریخی کشورها، همواره بیش از آن‌که یک پروژه فنی یا اقتصادی باشد، روایتی اجتماعی و فرهنگی بوده است؛ روایتی که تعیین می‌کند جامعه چگونه خود را می‌فهمد، مسائلش را اولویت‌بندی می‌کند و درباره آینده‌اش به گفت‌وگو می‌نشیند. در این میان، رسانه‌ها نه فقط بازتاب‌دهنده توسعه، بلکه سازندگان «روایت توسعه» هستند. کتاب «روزنامه‌نگاری توسعه» را می‌توان تلاشی برای فهم این نقش روایت‌ساز رسانه در بستر ارتباطات توسعه دانست؛ تلاشی که به‌ویژه برای کشوری مانند ایران، با تجربه‌ای پیچیده و گسسته از توسعه، اهمیت دوچندان پیدا می‌کند.
 
در ادبیات کلاسیک ارتباطات، نظریه‌پردازانی چون دنیل لرنر توسعه را با مفاهیمی مانند نوسازی، شهرنشینی و گسترش رسانه‌های جمعی پیوند می‌زدند. از نگاه او، رسانه‌ها ابزار گذار از جامعه سنتی به جامعه مدرن بودند. این نگاه، که بازتاب آن را می‌توان در نسل نخست ارتباطات توسعه دید، توسعه را فرآیندی خطی و جهان‌شمول فرض می‌کرد. کتاب «روزنامه‌نگاری توسعه» با مرور این نسل‌ها، نشان می‌دهد که چگونه چنین رویکردی به‌تدریج مورد نقد قرار گرفت؛ چرا که در بسیاری از کشورها، از جمله ایران، توسعه نه خطی بود و نه نسخه‌بردارانه.
 
در نسل‌های بعدی، نظریه‌پردازانی مانند ویلبور شرام و سپس منتقدانی چون اورت راجرز و پائولو فریره نگاه پیچیده‌تری به ارتباطات توسعه ارائه کردند. فریره، با تأکید بر گفت‌وگو و آگاهی انتقادی، رسانه را ابزاری برای توانمندسازی مردم می‌دانست، نه صرفاً انتقال پیام‌های توسعه‌ای از بالا به پایین.
 
کتاب «روزنامه‌نگاری توسعه» دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند. این کتاب نشان می‌دهد که روزنامه‌نگاری توسعه، برخلاف روزنامه‌نگاری رسمی یا تبلیغاتی، وظیفه‌اش روایت‌سازی یک‌سویه از پیشرفت نیست، بلکه باید عرصه‌ای برای طرح مسئله، نقد سیاست‌ها و شنیده شدن صداهای متنوع جامعه باشد. چنین رویکردی با نظریات متأخر ارتباطات، به‌ویژه نظریه‌های مشارکتی و جامعه‌محور، هم‌خوانی دارد؛ نظریه‌هایی که توسعه را محصول تعامل دولت، جامعه مدنی و رسانه‌ها می‌دانند.
 
پیوند کتاب با تجربه‌ی زیسته‌ی ایرانی، یکی از مهم‌ترین نقاط قوت آن است. روند توسعه در ایران همواره با شکاف‌هایی همراه بوده؛ از شکاف میان مرکز و پیرامون گرفته تا فاصله‌ی شهر و روستا و همچنین گسست میان دولت و جامعه. در چنین شرایطی، رسانه‌ها در بسیاری از دوره‌ها نتوانسته‌اند به‌درستی به مسائل واقعی و ملموس زندگی مردم بپردازند. کتاب با ارائه نمونه‌هایی از روزنامه‌نگاری توسعه در داخل کشور، نشان می‌دهد که چگونه می‌توان این شکاف‌ها را به مسئله‌ای رسانه‌ای تبدیل کرد و توسعه را از سطح شعار به سطح تجربه زیسته مردم آورد.
 
از منظر نظری، می‌توان گفت این کتاب تلاش می‌کند میان سنت‌های کلاسیک ارتباطات توسعه و نیازهای بومی ایران پلی بزند. اگر لرنر بر «همدلی رسانه‌ای» و شرام بر نقش نهادهای ارتباطی در توسعه تأکید داشتند، تجربه ایران نشان می‌دهد که بدون روایت‌های قابل فهم، انتقادی و محلی‌شده، توسعه به مفهومی انتزاعی و گاه بی‌اعتمادکننده تبدیل می‌شود.
 
در نهایت، کتاب «روزنامه‌نگاری توسعه» ما را به این پرسش اساسی می‌رساند که توسعه ملی بدون رسانه‌های مسئول، نقاد و مشارکت‌جو تا چه اندازه ممکن است. این اثر یادآوری می‌کند که توسعه، پیش از آن‌که ساخته شود، باید روایت شود؛ روایتی که اگر از دل جامعه برنیاید، هرچقدر هم پرهزینه و پرزرق‌وبرق باشد، پایدار نخواهد ماند.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان