عظیم محمودآبادی*
بعد از آنکه شیخ نعیم قاسم دبیرکل حزبالله، اقدام دولت لبنان برای مذاکره با اسراییلیها و تلاش برای خلع سلاح نیروی مقاومت این کشور را خائنانه دانست، رییسجمهوری لبنان انگشت اتهام را به سمت حزبالله و دبیرکل آن گرفت و گفت خائن کسانی هستند که برای خدمت به منافع خارجی، کشورشان را به جنگ میکشند!
منظور جوزف عون از «کسانی»، نیروی مقاومت «حزباللهِ» لبنان و از «خارجی»، جمهوری اسلامی ایران است. در واقع میگوید حزبالله، منافع لبنان را فدای ایران کرده است! این سخن و منطقِ حاکم بر آن برای ما ایرانیها ناآشنا نیست. سالها است قدرتهای بیگانه در رسانههای فارسیزبانشان به ما میگویند جمهوری اسلامی در حال قربانی کردن منافع شما و کشورتان به پای عربهای لبنان، عراق و فلسطین است و متاسفانه با تکرار این ادعاهای گزاف و در عینحال مضحک، توانسته این باور اشتباه را در بخشهایی از جامعه ایران به وجود آورد که واقعا جمهوری اسلامی مصالح ملی و منافع کشور را قربانی رفاه لبنانیها یا عراقی و ... کرده است!
حالا همانهایی که این سخنان را سالها است سعی کردهاند به خورد مردم ایران دهند، دارند معادل آن را در دهان دولتمردان لبنان میگذارند و درصدد به وجود آوردن این باور هستند که گویی مصالح لبنانیها قربانیِ منافعِ ایران شده!
چیزی که از اینها مهمتر است اینکه طراحان این سیاست هیچ احتمال نمیدهند که تناقض موجود در این دو گزاره میتواند دست آنها را برای مردم هر دو کشور و طشت رسواییشان را از بام افکند. گویی آنها خیالشان از سطح نازل آگاهی و شعور ناچیز سیاسی مخاطبانشان آنقدر آسوده است که مطمئناند هیچ ایرانی مخاطب رسانههای آنها یا لبنانیِ تحتِ تاثیرِ دولتِ دست نشاندهشان از خود نخواهد پرسید که بالاخره کدام ادعا درست است؟ آیا ایران در گروی منافع لبنان است یا لبنان در گروی مصالح ایران؟
اما هر دوی این ادعاها در یک مرکز واحد و اتاق فرماندهی مشخص تنظیم و توزیع میشود؛ یکی برای جامعه ایران و دیگری برای جامعه لبنان؛ به هر دو دارند میگویند منافع شما توسط دیگری گرو نگه داشته شده درحالی که واقعیت این است که جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مقاومت در منطقه از فلسطین و لبنان گرفته تا عراق و یمن دههها است متوجه این مهم شدهاند که سرنوشت هر کدام از آنها و کشورهایشان به دیگری گره زده شده است و قدرت گرفتن هر یک از این عناصر به افزایش قدرت دیگر متحدان و تضعیف یکی به تضعیف سایر متحدان خواهد انجامید.
دولتهای استعمارگر ظاهرا وحدت را تنها حق منحصر در میان دولتهای فاسد و جنایتکار خود میدانند و لازم نمیدانند حتی برای یک بار هم که شده در کشوری مثل آمریکا در مورد حمایت از اسراییل رفراندوم برگزار کنند تا مشخص شود چند درصد مردم این کشور موافق دخالتهای ددمنشانه با هزینههای گزاف از محل مالیات آمریکاییها در جهت منافع اسراییل هستند؟
اما در مورد کشورهای منطقه ما و عموم مخالفان بلوک غرب در جهان قضیه عکس است و کوچکترین گامی در راستای تقویت قوا از طریق اتحاد ملتها تعبیر به خیانت در حق یکدیگر میشود!!
واقعا بروز این حد اختلال در قوه شناخت شماری از مردم مایه شگفتی است؛ اینکه کسانی هستند در میان ملت ما یا سایر ملتهای همپیمانمان که تحت تاثیر القائات استعماری هنوز به این درک نرسیدهاند که نه ما ایرانیها، مصالح لبنان را پلکان قدرت خودمان قرار دادهایم و نه آنها منافع ما را قربانی مقاصد خود کردهاند. بلکه قصه از اساس چیز دیگری است و آن اینکه آمریکاییها، اسراییلیها و متحدانشان در ناتو در کنار هم میتوانند به راحتی هر کدام از ما ملتهای این منطقه را از ایران گرفته تا یمن، سوریه، عراق، لبنان، فلسطین، لیبی و ... به صورت تک به تک ببلعند اما اگر ما با تشریک مساعی و همافزایی نیروی یکدیگر کنار هم قرار بگیریم آنها نخواهند توانست به اهداف خطرناکشان دست یابند.
لذا سالها است در کنار بمبارانها و حملات هوایی، دریایی و زمینی به کشورهایِ ما ملتهایی که در یک پیوند فرهنگی - تاریخی و البته مبارک با یکدیگر قرار داریم حمله به زیرساختهای فکری و شناختیمان را نیز در دستور کار قرار دادهاند.
حملههایی که توانسته قوه شناختی و ادراکی ما را تا حدی مختل کند که شماری از ما گاه از درک بدیهیترین مسائل عاجز باشیم و دوست و دشمن را نتوانیم از هم باز شناسیم و به جای اینکه به آسمان نگاه کنیم و ببینیم جنگندههای کدام کشورها در حال بمب انداختن روی سر و شهرهای ما هستند به دوستانی که در کنارمان یا یارانی که در پشت سرمان ایستادهاند نگاه کنیم و آنها را مسبب به خطر افتادن منافع و مصالحمان بدانیم!
*روزنامه نگار