بر اساس دادههای منتشر شده از سوی گمرک، صنعت واردات تلفن همراه در سال 1404 با یک جابهجایی معنادار در الگوی ورود کالا مواجه شده است؛ جابهجاییای که در ظاهر به کاهش واردات تجاری و همزمان افزایش شدید واردات مسافری منجر شده و در عمق خود میتواند نشانه تغییرات سیاستی، انگیزشی و حتی رفتاری در زنجیره تأمین این کالای مصرفی باشد.
به گزارش تسنیم، طبق این آمار، در سال 1404 حدود 1.6 میلیارد دلار گوشی تلفن همراه از مسیر تجاری وارد و ترخیص شده است؛ رقمی که نسبت به سال قبل با کاهش 34 درصدی از نظر ارزش مواجه بوده است. همزمان، تعداد دستگاههای وارد شده در این رویه نیز حدود 25 درصد کاهش یافته است؛ موضوعی که نشان میدهد افت صرفاً قیمتی یا ناشی از تغییر ارزش دلاری نیست، بلکه کاهش واقعی حجم واردات در بخش رسمی و تجاری رخ داده است.
در نقطه مقابل، رویه مسافری واردات گوشی تلفن همراه در همین سال روندی کاملاً معکوس داشته است. بر اساس دادههای رسمی، حدود 490 میلیون دلار گوشی تلفن همراه از مسیر مسافری وارد کشور شده، در حالی که این رقم در سال 1403 حدود 280 میلیون دلار بوده است.
به این ترتیب، واردات مسافری از نظر ارزش حدود 70 درصد رشد را تجربه کرده است. از منظر تعداد نیز رشد حدود 50 درصدی ثبت شده که نشاندهنده افزایش همزمان ورود واحدی و ارزشی کالا از این مسیر است.
این واگرایی میان دو مسیر اصلی واردات، تنها یک تغییر آماری ساده نیست، بلکه میتواند بیانگر یک تغییر ساختاری در رفتار واردکنندگان و همچنین اثرگذاری مستقیم سیاستهای تعرفهای باشد.
کاهش واردات تجاری تلفن همراه را میتوان از چند زاویه تحلیل کرد. نخستین احتمال، محدودیتهای ارزی(بهینه سازی ارزی) و اولویتبندی ثبت سفارش است. در سالهای اخیر، واردات کالاهای مصرفی بهویژه کالاهای دارای تقاضای بالا مانند موبایل، تحت فشار سیاستهای مدیریت منابع ارزی قرار گرفته است. در چنین شرایطی، با افزایش رقابت تخصیص ثبت سفارش و تخصیص به موقع ارز میتواند محدودتر شده و بخشی از واردکنندگان از مسیر رسمی خارج شوند.
عامل دوم، تغییر در ساختار قیمت و تقاضای بازار است. افزایش قیمت جهانی برخی مدلهای گوشی و همچنین نوسانات نرخ ارز داخلی میتواند موجب کاهش توان خرید و در نتیجه کاهش حجم واردات رسمی شود. در چنین فضایی، واردکنندگان تجاری نیز ممکن است با احتیاط بیشتری اقدام به ثبت سفارش کنند.
عامل سوم، رقابت غیررسمی یا شبهرسمی است. زمانی که واردات مسافری با سهولت نسبی و هزینههای کمتر انجام شود، انگیزه برای استفاده از مسیر تجاری کاهش مییابد. این موضوع بهویژه زمانی تشدید میشود که تفاوت معناداری میان هزینه نهایی گوشی در دو مسیر وجود داشته باشد.
رشد 70 درصدی واردات مسافری تلفن همراه در حالی رخ داده که این مسیر اصولاً برای واردات تجاری طراحی نشده و بیشتر برای استفاده شخصی مسافران تعریف شده است. بنابراین افزایش قابل توجه آن میتواند نشانه شکلگیری یک نوع «آربیتراژ» باشد؛ یعنی استفاده از تفاوت قوانین و هزینهها میان دو مسیر برای کسب منفعت اقتصادی.
در این حالت، برخی بازیگران بازار ممکن است از ظرفیت مسافران یا کارتهای مسافری برای واردات حجمی استفاده کنند؛ موضوعی که در بسیاری از اقتصادهای دارای چند نرخ یا چند مسیر واردات، به عنوان یک چالش ساختاری شناخته میشود.
افزایش 50 درصدی تعداد گوشیهای وارد شده از مسیر مسافری نیز این فرضیه را تقویت میکند که موضوع صرفاً افزایش مصرف شخصی نبوده، بلکه احتمالاً بخشی از این واردات با هدف عرضه در بازار انجام شده است.
این تغییر الگو چند پیامد مهم برای سیاستگذار دارد:
نخست، کاهش شفافیت در زنجیره واردات. زمانی که بخش قابل توجهی از کالا از مسیر مسافری وارد میشود، ردیابی دقیق جریان کالا، قیمتگذاری و حتی کنترل کیفیت دشوارتر خواهد شد.
دوم، فشار بر نظام تعرفهای و درآمدهای گمرکی. واردات تجاری معمولاً منبع مهمی برای درآمدهای دولت از محل حقوق ورودی و عوارض است. انتقال بخشی از واردات به مسیر مسافری میتواند این درآمدها را کاهش دهد یا غیرقابل پیشبینی کند.
سوم، ایجاد نوسان در بازار داخلی. واردات غیرتجاری یا نیمهرسمی معمولاً به صورت مقطعی و غیرپایدار وارد بازار میشود که میتواند موجب نوسان قیمت، عدم ثبات عرضه و حتی رقابت نابرابر با واردکنندگان رسمی شود.
چهارم، شکلگیری انگیزههای جدید برای دور زدن مقررات. هرچه اختلاف هزینه میان مسیرها بیشتر باشد، انگیزه برای استفاده از مسیرهای جایگزین افزایش مییابد و این خود چرخهای از انحراف ساختاری ایجاد میکند.
دادههای سال 1404 درباره واردات تلفن همراه نشان میدهد که بازار این کالا در ایران در حال تجربه یک جابهجایی معنادار از مسیر رسمی به مسیر غیرتجاری بود. کاهش 34 درصدی ارزش واردات تجاری در کنار رشد 70 درصدی واردات مسافری، تنها یک تغییر آماری نیست، بلکه میتواند نشانه بازآرایی انگیزههای اقتصادی، تفاوتهای سیاستی و وجود شکاف در نظام تنظیمگری باشد.
در چنین شرایطی، تحلیل صرفاً عددی کافی نیست و لازم است سیاستگذار بهصورت همزمان به اصلاح سازوکارهای ارزی، بازبینی در مقررات واردات مسافری و کاهش انگیزههای آربیتراژی توجه کند. در غیر این صورت، احتمال تداوم این جابهجایی و حتی تعمیق آن در سال جاری وجود خواهد داشت؛ روندی که میتواند هم بر درآمدهای دولت و هم بر شفافیت بازار مصرفی اثرگذار باشد.