در حالی که ترامپ جنایتکار ناگزیر از عقبنشینیِ تاکتیکیِ دیگری بود _تعویق ضربالاجل ۴۸ ساعته به ۵ روز، که خود اعترافی آشکار به بنبست در میدانِ تهدید است_ تیم راهبردیِ او دست به ابتکاری زد که در نگاه نخست، پیچیده و حسابشده مینمود، اما در مواجهه با هوشیاریِ نظام جمهوری اسلامی ایران، به یک شکست پرهزینه بدل گشت.
به گزارش فارس، سناریو از این قرار بود: ادعای مذاکره با شخصیتی عالیرتبه از سوی ترامپ، سپس افشای نام رئیس مجلس شورای اسلامی، و در نهایت، القای این پندار که میان ساختار رسمی جمهوری اسلامی و یکی از بلندپایهترین مقامات آن، شکافی وجود دارد.
این عملیات که با هدف تأثیرگذاری بر افکار عمومیِ ایران طراحی شده بود، افزون بر دستکاری لحظهای بازار نفت، در پی دستیابی به یک هدف شناختیِ عمیقتر بود: کاشتن بذر تردید در اذهان مردم و پیکرهٔ نظام تصمیمگیری ایران.اما آنچه طراحان این صحنه در واشنگتن و تلآویو محاسبه نکرده بودند، سرعت بصیرت و انسجام مردمی و نهادیِ جبههٔ خودی بود. درست در همان ساعاتی که خبر جعلی در فضای مجازی پخش میشد، واکنش هماهنگ و قاطع رئیس مجلس، وزارت خارجه و رسانههای نزدیک به نهادهای امنیتی، در عرض دقایقی، عملیات شناختیِ دشمن را به شکست کشاند. این هماهنگی فوقالعاده، یک ضدحمله و پدافند هوشمندانه بود. و پیامی که از آن به خوبی قابل دریافت بود: در جمهوری اسلامی، آنگاه که صحنهٔ رویارویی با دشمن فرا میرسد، همهٔ اجزای نظام با یک اراده و یک جهت حرکت میکنند.
ترامپ جانی و تیم رسانهای او در روزهای اخیر دو بار پیاپی شکست رسانهای خوردهاند: یک بار در تهدید نظامی که ناگزیر به تعویق مهلت شدند، و بار دیگر در عملیات شناختی که با واکنش سریع و یکپارچهٔ ایران نقش بر آب گشت. این شکستهای متوالی، نشانهای روشن از فرسایش قدرت جبههٔ استکبار در مواجهه با جمهوری اسلامی است. آنان که گمان میکردند با ترکیبِ بمب، تحریم و عملیات روانی میتوانند ایران را به زانو درآورند، امروز در میانهٔ بازیِ پیچیدهای گرفتار آمدهاند که قواعد آن را خودِ ایران تعیین میکند.