فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۴۹۹۴۷
تاریخ انتشار: ۱۰:۴۲ - ۲۵-۱۲-۱۴۰۴
کد ۱۱۴۹۹۴۷
انتشار: ۱۰:۴۲ - ۲۵-۱۲-۱۴۰۴

در رثای فیلسوف عقلگرا: یورگن هابرماس

در رثای فیلسوف عقلگرا: یورگن هابرماس
از منظر هابرماس بهتر است مدرنیته را به‌مثابه‌ی یک پروژه‌ی «هنوز کامل‌ناشده» محسوب کنیم که منابع خِرَد آن می‌تواند در یک نظریه‌ی رهایی‌بخش شکوفا شده و محقق گردند. 

عصر ایران، پویا نعمت‌اللهی، دکتری علوم ارتباطات اجتماعی -  در روزهای گذشته خبر فوت یورگن هابرماس فیلسوف شهیر آلمانی در هیاهوی خبرهای جاری کشور چندان به چشم نیامد.

هابرماس فلسوف شناخته‌شده‌ای در کشورمان محسوب می‌شود و آراء او با اقبال جامعه‌ی علمی و دانشگاهعی مواجه شده است. در اولین قدم او را وارث مکتب فرانکفورت می‌دانند و بعد از فوت مارکوزه عملاً میدان‌دار و ریش‌سفید این نحله‌ی فکری محسوب می‌شد.

 تاریخ تولد این مکتب به سال‌های بین دو جنگ جهانی برمی‌گردد و البته در سال‌های دهه 1980 میلادی رو به افول نهاد. اما به‌واسطه‌ی وسعت اندیشگانی افرادی همچون هابرماس همچنان در محافل علمی و دانشگاهی طرفداران خاص خود را دارد.

 هابرماس در سال‌های دولت اصلاحات سفری هم به ایران داشت و در چند دانشگاه و محفل علمی سخنرانی کرد. 

او  چندین نظریه و مفهوم هم وضع کرده که از آن جمله می‌توان به نظریه‌ی کنش ارتباطی و ایده‌ی «حوزه‌ی عمومی» اشاره کرد. 

هابرماس در نظریە کنش ارتباطی خود اشاره می‌کند که غایت زبان اساسا ارتباط است و غایت ارتباط نیز تفاهم میان انسانها است. هرجا که از کاربست زبان قصدی جز برقراری ارتباط و فهم داشته باشیم، با کنش غیرارتباطی (استراتژیک) مواجه هستیم . کنشی که در آن دعوی قدرت یا دعوی کارایی جای دعوی ارتباط را گرفته و ارتباط را تحریف کرده است. .

هابرماس از «گستره‌/حوزه عمومی» هم یاد می‌کند. این گستره عملاً نوعی فضای اجتماعی است که میان دولت و جامعه مدنی قرار می  گیرد و کارکرد فعال اجتماعی‌اش وابسته به تمایز قطعی و شکاف میان آن دو است.

 این گستره مجموعه‌ای از کنش‌ها و نهادهای فرهنگی است که البته کارکردهای غیرفرهنگی (نقش‌های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و عمومی) هم دارد. 

هابرماس با برخی بزرگان حوزه‌ی پسامارکسیسم در حیطه‌ی فلسفه‌ی سیاسی مرزبندی‌هایی دارد. یکی از این مرزها ناظر بر عقلانیت است. 

متفکران با دیدگاه‌های مختلف و از منظرگاه‌های گوناگون ایده‌ی سرشت و طبیعت عامِ انسان و احکام کلی عقلانیت جهان‌شمولی که آن سرشت انسانی را قابل‌شناخت کند، به ورطه‌ی نقد کشیده اند. 

امکان وجود یک حقیقت جهان‌شمولِ بدون قیدوشرط نیز از این نقدها در امان نبوده است.

 چنین نقدی از جهان‌شمولی روشنگری و عقل‌گرایی برآمده از آن (که بعضاً ذیل عنوان پست‌مدرنیسم محل ارجاع است) نزد متفکرانی چون یورگن هابرماس به‌مثابه‌ی تهدیدی برای پروژه‌ی دموکراتیزه‌شدن معرفی شده است.

 استدلال آن‌ها این است که وجود ارتباط بین آرمان دموکراتیکِ روشنگری و چشم‌انداز عقل‌باورانه و جهان‌شمول و کل‌گرایانه‌ی آن‌ها، به گونه‌ای است که رد کردن دومی لزوماً به معنای به‌خطرانداختن اولی است.

هابرماس به دموکراسی مشورتی باور دارد. اینجا تاکید اصلی بر امکان‌پذیری ایجاد اتوریته و مشروعیت برمبنای برخی فُرم‌های استدلال عمومی و باور مشترک آن‌ها به قسمی عقلانیت است. این عقلانیت منحصراً ابزاری نیست بلکه بُعد هنجاری هم دارد.

نزد پیروان هابرماس، تضمین پیامدهای عقلانی برای فرآیند مشورت، منوط به میزان تحقق شرایط «گفتمان آرمانی»  است. 

هرچه بی‌طرفی و برابری بیشتری در کار باشد و هرچه فرآیند گشوده‌تر باشد و هرچه مشارکت‌کنندگان تحت اجبار کمتری باشند و هرچه که بیشتر آماده‌ی راهبری از سوی نیروهای استدلالی بهتر و غنی‌تری باشند؛ آنگاه با احتمال بیشتری نسبت به پذیرش منافعِ واقعاً عمومی‌شده و تعمیم‌پذیر اقدام خواهد شد.

در عرصه‌ی نظریه‌پردازی نیز آنچه که هابرماس باور داشت این بود که سنت‌های پسامدرنیته و پساساختارگرا را نمی‌توان واقعاً سنت‌های نظری نامید. به تعبیر هابرماس، این‌ها با پرسش‌هایی در ساحت عقل نظری سروکار ندارد.

 منظور هابرماس پرسش‌هایی از جنس «آیا ما چیزی می‌دانیم؟» و «چگونه آنها‌ را می‌دانیم؟» و از این دست است؛ چرا که به باور او پرسش‌هایی از حقیقت و عینیت را کنار می‌زنند و به جایش چیزی را پیش می‌نهند که او «همسطح‌سازی تمایز ژانری بین فلسفه و ادبیات» می‌نامید و نهایتاً منجر به پدیداری قسمی «زیبایی‌شناسی‌سازی عامِ» زندگی اجتماعی و سیاسی می‌شود.  

احتمالاً منظور هابرماس این است که این دو نحله (یعنی پسامدرن‌ها و پساساختارگراها) آن تمایزی را که به طور سنتی بین فلسفه (به‌مثابه‌ی جست‌و‌جوی عقلانی حقیقت، استدلال، منطق، شناخت و نظایر آن) و ادبیات (به‌مثابه‌ی خلاقیت، زبان، احساس، زیبایی‌شناسی و نظایر آن) وجود داشت را هم‌سطح می‌کنند. یعنی هر دو را در یک سطح قرار می‌دهند. این می‌تواند به معای تقلیل یا فروکاستِ فلسفه به ادبیات باشد.

او با پساساختارگرایانی چون دریدا و فوکو و چه‌بسا با پیشروانی چون نیچه و هایدگر زاویه دارد و این اختلاف از حیث توجیه‌مندیِ عقلانی برای حمله‌ی آنها به ساختارهای نامشروع قدرت و سرکوب است.

 به باور او؛ متفکران مذکور به قدر کافی به عقل‌گرایی مجهز نیستند.

 هابرماس همچنین بی‌میلی آنها را برای سروسامان‌دادن و تنظیم هنجارها و اصول جدید مورد سرزنش قرار می‌دهد؛ چرا که معتقد است این هنجارها و اصول، ما را قادر می‌سازد که جوامع آزادتر، دموکراتیک‌تر و رهایی‌بخش‌تری تأسیس کنیم.

اگر بخواهیم انضمامی‌تر بگوییم شاید بتوان گفت که از منظر هابرماس بهتر است مدرنیته را به‌مثابه‌ی یک پروژه‌ی «هنوز کامل‌ناشده» محسوب کنیم که منابع خِرَد آن می‌تواند در یک نظریه‌ی رهایی‌بخش شکوفا شده و محقق گردند. 

او استدلال می‌کند که این شکوفایی می‌تواند از طریق توسعه‌ی یک پروژه‌ی «دموکراسی مشورتی»  بهتر محقق شود که در آن، شهروندانِ آزاد و برابر با هدایت یک نیروی استدلالی برتر و بهتر، و ذیل یک سازمان سیاسی که عادلانه تأسیس شده باشد، می‌توانند به هنجارها و تصمیم‌های همگرا و الزام‌آور نائل شوند.

از دست دادن این اندیشمند بزرگ را باید ضایعه‌ای برای حوزه‌ی اندیشه و نظریه‌پردازی در ساحت‌های فلسفه و علوم اجتماعی محسوب کرد /// پایان

ارسال به دوستان
چین: محاصرهٔ تنگه هرمز توسط آمریکا خلاف منافع جهانی است/ به ایران سلاح نداده ایم  بازخوانی پیام رهبر شهید انقلاب در واکنش به توهین ترامپ به حضرت مسیح (ع) روسیه: پیامدهای احتمالی تهدید ترامپ برای محاصره سواحل ایران نامشخص است سربازان ابدی؛ همه چیز درباره مین های دریایی/ مین های کف خواب، لنگردار و سرگردان چه تفاوت هایی دارند (+عکس) آزادسازی گروگان و بازداشت ۳ آدمربا در هرمزگان پیام رسمی مرجعیت شیعه به رهبر کاتولیک‌های جهان گفت وگوی تلفنی عراقچی و لاوروف شیخ نعیم قاسم: مخالف مذاکره با اسرائیل هستیم خط‌ونشان خداداد عزیزی برای شباب‌الاهلی با تکیه بر غیرت ایرانی کشف محموله سلاح جنگی در اندیمشک ادعای وال‌استریت‌ژورنال: استقرار ۱۵ ناو جنگی برای محاصره دریایی ایران علت صدای انفجار امروز در تبریز اعلام شد ادعای ترامپ: ایرانی ها یا اورانیوم غنی‌شده را به ما می‌دهند یا آن را به زور می‌گیریم/ امروز صبح تماس گرفتند و می خواهند با ما معامله کنند فائو: بحران طولانی مدت در تنگه هرمز می‌تواند فاجعه غذایی ایجاد کند هشدار چین به آمریکا نسبت به انسداد تنگه هرمز