به بیان دکتر محمدرضا مقدسی، مدیر و مؤسس خانه تابآوری زنان چراغ زندگی را روشن نگه میدارند بعبارتی دیگر رویش دوباره آیین تابآوری زنان است.
تابآوری زنان در بحران و یا زمان جنگ همچنین محرکی اساسی برای بازسازی اجتماعی و تداوم حیات فرهنگی ملتها است. نقش زنان در چنین شرایطی از مرزهای خانه فراتر میرود و به یکی از ستونهای اصلی انسجام ملی بدل میشود.
زنان به دلیل نقشهای چندگانهای که در جامعه و خانواده ایفا میکنند، معمولاً با فشارهای روانی و چالشهای متعددی روبهرو هستند. در زمان بحران یا جنگ، این فشارها شدت میگیرند؛ اما همانگونه که مطالعات روانشناسی و جامعهشناسی نشان دادهاست، بسیاری از زنان در این شرایط بهجای فروپاشی، به سرچشمهای از امید، قدرت و مقاومت تبدیل میشوند.
در مناطق جنگزده، زنان اغلب مسئول نگهداری از کودکان، مراقبت از سالمندان، حفظ منابع غذایی و حتی تأمین مالی خانواده هستند. در نبود مردان که ممکن است درگیر جنگ باشند یا مهاجرت کرده باشند، زنان وظایفی چندبرابری بر دوش میکشند. چنین مسئولیتهایی از یک سو زمینهساز فشار و استرس میشود و از سوی دیگر باعث رشد مهارتهای انطباق، ابتکار و رهبری در میان زنان میگردد.
هنگامی که شرایط ناپایدار میشود، زنان بهطور طبیعی در نقش مدیران بحران خانوادگی ظاهر میشوند؛ آنان کسانیاند که با نگاه واقعگرایانه، مهر و صبوری، به نظم دادن زندگی روزمره ادامه میدهند.
تابآوری زنان در زمان جنگ مفهومی تلفیقی از پایداری ذهنی، توان اجتماعی و سازگاری فرهنگی است. زنانی که در مناطق بحرانزده زندگی میکنند، ناگزیرند تصمیماتی بگیرند که تأثیر مستقیم بر بقا و امنیت خانواده دارد. این تصمیمات گاهی در شرایطی اتخاذ میشود که منابع خسارت دیده اند و خطرات فراوانی در کمین است.
با این وجود میتوان گفت در اغلب موارد زنان تابآور از شبکههای اجتماعی، همبستگی محلی و مهارتهای ارتباطی خود برای یافتن راهحلهای عملی بهره برده اند. آنها با دیگر زنان مشارکت میکنند، گروههای حمایتی تشکیل میدهند و در مواجهه با شکستها، دوباره به پا میخیزند.
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی، مدیر و مؤسس خانه تابآوری زنان چراغ زندگی را روشن نگه میدارند بعبارتی دیگر رویش دوباره آیین تابآوری زنان است.
زنانی که در مواجهه با مشکلات، بحران و حتی ویرانیهای ناشی از جنگ و ناامنی قرار میگیرند، با نیروی درونی خود توان بازسازی زندگی را پیدا میکنند. آنها همانند طبیعت که پس از هر سردی و سرما دوباره جوانه میزند، در دل سختیها نیز امید و حیات تازهای میآفرینند.
تابآوری زنان فرایندی از بازآفرینی، امیدآفرینی و ادامه دادن زندگی با قدرتی تازه است. در این مسیر، زنان با حفظ پیوندهای عاطفی، مراقبت از خانواده و تقویت روحیه همبستگی، به شکلگیری دوباره امید در جامعه کمک میکنند و نشان میدهند که در دل هر بحران، امکان رویشی تازه وجود دارد.
مادران یا همسران تابآور میتوانند فشار یا صدمات ناشی از جنگ را بهتر مدیریت کرده و فضای عاطفی امنی برای فرزندان فراهم کنند. بر اساس تحقیقات انجامشده توسط نهادهای بینالمللی، کودکانی که مادران تابآور دارند، در مقایسه با دیگر همسالان خود اعتمادبهنفس بیشتری نشان میدهند و کمتر دچار اضطراب یا افسردگی پس از بحران میشوند. وقتی مادر بتواند در بحبوحه بیثباتی آرامش نسبی خود را حفظ کند، این آرامش به خانواده و در نهایت به جامعه منتقل میشود. در واقع، تابآوری فردی زنان به تابآوری جمعی جامعه پیوند میخورد و به تدریج، جامعهای مقاوم در برابر بحران شکل میگیرد.
در کنار نقش روانی و خانوادگی، نباید نقش اقتصادی زنان تابآور را نادیده گرفت.
در بسیاری از کشورها، پس از وقوع جنگ یا بحران، زنان نخستین افرادی هستند که با خلاقیت و پشتکار فعالیتهای اقتصادی محلی را از سر میگیرند. آنها با راهاندازی مشاغل کوچک خانگی، کشاورزی خرد یا صنایع دستی، به مرور جریان درآمد و استقلال مالی را به خانواده بازمیگردانند.
این حرکتهای کوچک اما مؤثر، زیربنای بازسازی اقتصادی پس از جنگ میشود. زنان در چنین زمانهایی ثابت کردهاند که حتی با کمترین امکانات، میتوانند پایههای اقتصادی خانواده را حفظ کنند.
از منظر فرهنگی، تابآوری زنان به معنای پاسداری از ارزشها، سنتها و هویت جمعی نیز هست.
در زمانهایی که جنگ و بحران نظم اجتماعی را بر هم میزند، زنان اغلب به حافظان زبان، باورها و آیینهای محلی تبدیل میشوند. آنان با انتقال داستانها، ارزشها و تجربیات خود به نسلهای بعدی، مانع از گسست فرهنگی میشوند. در بسیاری از جوامع، زنان نقش معلمان پنهان دوران بحران را ایفا کردهاند؛ کسانی که در سکوت و با صبوری، درس امید و پایداری دادهاند.
آموزش مهارتهای زندگی، تقویت حمایتهای اجتماعی، توانمندسازی اقتصادی و ایجاد فرصتهای آموزشی برای زنان، عواملی هستند که تابآوری را در سطح فردی و جمعی افزایش میدهند. دولتها و سازمانهای مردمنهاد میتوانند با طراحی برنامههای آموزشی درباره مدیریت استرس، حل مسئله، ارتباط مؤثر و خودباوری، زنانی توانمندتر و آمادهتر برای مواجهه با بحرانها پرورش دهند.
در این میان، نقش رسانه و آموزش عمومی نیز بسیار پررنگ است. زمانی که جامعه تصویری فعال و قدرتمند از زن در دورههای جنگ یا بحران ارائه میدهد، زنان بیشتری خود را در این نقش میبینند و احساس ارزشمندی میکنند. برعکس، نادیدهگرفتن سهم واقعی زنان در مدیریت بحران میتواند پیامدهایی منفی برای مشارکت اجتماعی آنان داشته باشد. بنابراین لازم است در روایتهای ملی و رسانهای، تصویر زن تابآور و مقاوم برجسته شود تا الهامبخش نسلهای جوانتر باشد.
تابآوری اجتماعی زنان همچنین به میزان دسترسی آنان به حمایتهای نهادی و پشتیبانی سازمانهای اچتماعی بستگی دارد. حضور شبکههای حمایتی مانند انجمنهای زنان، مراکز مشاوره، خدمات سلامت روان و طرحهای معیشتی پس از بحران هم، میتواند مقاومت روانی و عملی زنان را افزایش دهد. اگر زنان در دوران جنگ از حمایت کافی برخوردار باشند، احتمال بروز مشکلاتی مانند افسردگی، اضطراب، یا خشونتهای خانگی کاهش مییابد.
در سطح کلان، تابآوری زنان در شرایط بحران به معنای مشارکت فعال آنان در تصمیمگیریهای اجتماعی و سیاسی است.
زنان وقتی در فرآیندهای تصمیمسازی حضور دارند، نیازها و دغدغههای واقعی خانوادهها بهتر شنیده میشود.
مشارکت برابر زنان در هیئتهای بازسازی پس از جنگ، امکان برنامهریزی عادلانهتر برای توسعه پایدار را فراهم میکند. در این زمینه، تجربهی کشورهای مختلف نشان داده است که سیاستگذاریهایی که بر مبنای جنسیت صورت میگیرد، در مدیریت بحرانها موفقترند.
تابآوری زنان، نوعی نگرش مثبت و آیندهنگر به زندگی است. زن تابآور کسی است که با وجود تجربهی درد، همچنان به امید، رشد و بازسازی ایمان دارد. او در دل ویرانی نگاهی تازه به زندگی میاندازد و با آفرینش دوباره خود، به دیگران نیز توان ادامهدادن میبخشد. چنین نگرشی، ارزشمندترین دارایی هر جامعه در زمانه ناپایداری و بحران است.
اهمیت تابآوری زنان در بحران و زمان جنگ را میتوان در سه سطح فردی، خانوادگی و اجتماعی جمعبندی کرد.
در سطح فردی، این تابآوری به زنان کمک میکند تا با حفظ سلامت روان و جسم خود، مسیر زندگی را با امید ادامه دهند. در سطح خانوادگی، زنان تابآور ضامن حفظ انسجام و امنیت عاطفی اعضای خانواده هستند و در سطح اجتماعی، آنان محرک اصلی بازسازی اقتصادی و فرهنگی پس از بحران محسوب میشوند.
برای دستیابی به جامعهای مقاوم و پویاتر، باید ظرفیت تابآوری زنان را تقویت کرد. این امر تنها با حمایتهای موقتی امکانپذیر نیست بلکه نیاز به سیاستگذاری بلندمدت دارد؛ سیاستهایی که زنان را نه به عنوان قربانیان بحران، بلکه به عنوان رهبران تغییر در نظر بگیرد. جامعهای که زنانش مقاوم هستند، در برابر هر بحران بزرگتری نیز استوار میماند.
زنان با قابلیت سازگاری بالا، توانایی تصمیمگیری در شرایط دشوار، و روحیهی ایثار و امید، مسیر عبور از بحران را هموار میسازند.
زنان در زمانی که همه چیز در حال فروپاشی است، چراغ زندگی را روشن نگه میدارند.
به همین دلیل، ارتقای تابآوری زنان باید در اولویت برنامههای توسعه انسانی، اجتماعی و فرهنگی قرار گیرد. در جهانی که هر روز با بحرانهای جدیدی روبهرو میشود، سرمایهگذاری بر تابآوری زنان نه تنها یک ضرورت انسانی، بلکه راهبردی پایدار برای آیندهای بهتر است.
منبع: میگنا
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر