فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۰۵۹۲۴۵
تاریخ انتشار: ۱۴:۳۳ - ۲۲-۰۲-۱۴۰۴
کد ۱۰۵۹۲۴۵
انتشار: ۱۴:۳۳ - ۲۲-۰۲-۱۴۰۴

از بین رفتن قبح تعطیلی

از بین رفتن قبح تعطیلی
تعطیلی نه مشکل سیاسی دارد، نه ایراد شرعی بر آن می‌‌گیرند، نه مردم را تحریک می‌کند و نه رسانه به آن حساسیت دارد. به همین دلیل است که دست و دل سیاستمدارانی که برای اصلاح و ساختن و رونق دادن می‌لرزد، برای توقیف و تعطیل کردن و برچیدن، ثانیه‌ای تردید نمی‌کند.
 محسن جلال پور در کانال تلگرامی خود نوشت: فشار دادن دکمه تعطیلی، تنها کاری است که تصمیم‌گیران کشور در آن تبحر پیدا کرده‌اند و برای انجام آن درنگ نمی‌کنند. انگار میان همه راه‌حل‌های کوچک‌ و بزرگی که در جعبه ابزارشان وجود دارد، تعطیل کردن از همه دم دست‌تر است.
 
 تعطیلی نه مشکل سیاسی دارد، نه ایراد شرعی بر آن می‌‌گیرند، نه مردم را تحریک می‌کند و نه رسانه به آن حساسیت دارد. به همین دلیل است که دست و دل سیاستمدارانی که برای اصلاح و ساختن و رونق دادن می‌لرزد، برای توقیف و تعطیل کردن و برچیدن، ثانیه‌ای تردید نمی‌کند. انگار قبح تعطیل کردن و تعطیل شدن از بین رفته و این خیلی برای آینده کشور نگران‌کننده است.
 
اما چرا تنها واکنش تصمیم‌گیران در برابر مشکلات کوچک و بزرگ، تعطیل کردن کشور است؟ این پرسش، ریشه در الگویی غلط دارد که در سال‌های اخیر به انتخاب اصلی همه دولت‌ها تبدیل شده است. ساختاری که دوست ندارد هزینه اصلاحات اقتصادی را بپردازد، دنبال راه‌حل‌های کم‌ هزینه است و چه راه‌حلی از این ارزان‌تر که در برابر هر مشکلی، تصمیم به تعطیلی بگیرد. با کمبود گاز، صنایع را تعطیل کند، با آلودگی هوا، آموزش را به محاق ببرد، با کمبود برق، خوزستان را خاموش کند و ...
 
بدون شک ریشه این عادت به ضعف‌های نظام حکمرانی باز می‌گردد که وقوع بحران‌ها را به تعویق می‌اندازد و به جای پیش‌بینی و پیشگیری، اغلب منتظر وقوع بحران می‌ماند و سپس با ساده‌ترین ابزارها مثل تعطیل کردن کارخانه‌ها و مدرسه‌ها، به آن واکنش نشان می‌دهد. این رویکرد نه‌تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه به فهرست نا‌اطمنانی‌ها، نااطمینانی تعطیلی‌ها را هم اضافه می‌کند و به این ترتیب، قباحت تعطیل کردن را به‌تدریج از بین برده و آن را برای نسل‌های آینده‌ساز به امری عادی تبدیل کرده است. عادی‌سازی تعطیلی، نشانه‌ای از ضعف در حکمرانی است؛ جایی که به جای حل مسئله، صورت‌مسئله پاک می‌شود.
 
دولت‌ها برای تعطیل کردن و برچیدن نمی‌آیند؛ می‌آیند که نگذارند کار به تعطیل کردن برسد، می‌‌آیند که امنیت را تأمین کنند، می‌آیند که زیرساخت‌ها تأمین شود، می‌آیند که نهاد بسازند و قاعده بازی تعریف کنند، اما در سال‌های گذشته جایگاه نهاد دولت در نظام حکمرانی ما به قدری تنزل یافته که باید درباره خاموشی و تعطیلی جلسه بگذارد و نه برای رشد و توسعه.
 
این نهاد کم اثر اما متوجه نیست که تعطیلی‌ها چگونه به اقتصاد کشور ضربه می‌زند. که توقف فعالیت‌های تولیدی، خدماتی و تجاری، حتی برای نصف روز، چگونه زنجیره تأمین را مختل کرده و هزینه‌های سنگینی به کسب‌وکارها تحمیل می‌کند. متوجه نیست که کارگران روزمزد و مشاغل کوچک که توان تحمل این توقف‌ها را ندارند، چگونه آسیب می‌بینند. حتی برای تعطیل کردن هم حاضر به پذیرفتن بخشی از هزینه‌های تحمیل شده نیست. نه معادل تعطیلی‌ها مالیات را کم می‌کند و نه از فشار تأمین اجتماعی می‌کاهد.
 

برای گذار از این شرایط چه باید کرد؟

برای برون‌رفت از این چرخه، نیاز به تغییر انگاره‌ها در مدیریت کشور است. سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های مقاوم، تقویت نظام آموزشی برای انطباق با شرایط بحرانی و توسعه برنامه‌های پیشگیرانه برای مدیریت منابع و اقلیم، تنها بخشی از راهکارهای ممکن هستند. تصمیم‌گیران باید بپذیرند که تعطیلی، راه‌حل نیست، بلکه نشانه‌ای از ناتوانی در مواجهه با چالش‌هاست. جامعه‌ای که به تعطیلی عادت کند، از پویایی و پیشرفت بازمی‌ماند. 
 
زمان آن رسیده که به جای فشار دادن دکمه تعطیلی، دکمه تدبیر و برنامه‌ریزی را فعال کنیم.
ارسال به دوستان
اولین پرواز داخلی در ایران پس از جنگ روبیو شایعه جنجالی درباره تیم ملی ایران را تکذیب کرد واکنش ایران به بیانیه اتحادیه عرب بیانیه اتحادیه عرب در حمایت از عربستان و بحرین علیه ایران لرزه بر اندامِ بازار کار؛ سقوط آمار اشتغال در جنگ تعرفه‌های جدید پزشکی اعلام شد آمریکا مدعی شد ممنوعیتی برای حضور ورزشکاران ایران در جام جهانی وجود ندارد حزب‌الله: مذاکرات مستقیم با رژیم صهیونیستی «تحقیرآمیز» است موشک هسته‌ ای جدید چین: رسیدن به هر نقطه جهان ممکن شد(+فیلم و عکس) پست کدام بسته‌ها ممنوع است؟ ترامپ: خواهان «بهترین توافق» با ایران هستم ولی برای آن عجله نمی کنم/ اگر نخواهند توافق کنند به طور نظامی به جنگ پایان می دهم برنامه‌ فوری نیروی دریایی آمریکا برای مقابله با تهدید پهپادها در سایۀ جنگ فرسایشی؛ چرا استراتژی «پاسخ متقابل» به بن‌بست رسیده است؟ «دریا» و افسوس و امید «رهبر شهید»؛ آنچه دید و آنچه ندید... لاغرها هم کبد چرب می‌گیرند؟