فیلم بیشتر »»
کد خبر ۳۱۵۶۳۲
تاریخ انتشار: ۰۸:۵۳ - ۲۸-۱۰-۱۳۹۲
کد ۳۱۵۶۳۲
انتشار: ۰۸:۵۳ - ۲۸-۱۰-۱۳۹۲

مرد و مرگ

یه بنده خدا نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش ...

مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت ...

طرف یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعد ...

مرگ : نه اصلا راه نداره. همه چی طبق برنامست. طبق لیست من الان نوبت توئه ...

اون مرد گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر ...

مرگ قبول کرد و اون مرد رفت شربت بیاره ...

توی شربت 2 تا قرص خواب خیلی قوی ریخت ...

مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت ...

مرد وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد و نوشت آخر لیست و منتظر شد تا مرگ بیدار شه ...

مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت!

بخاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن میکنم!

نتیجه اخلاقی : در همه حال منصفانه رفتار کنیم و بی جهت تلاش مذبوحانه نکنیم !

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
آیفون ایر روشن نمی‌شود؟ راه‌حل مشکل صفحه سیاه بعد از خالی شدن باتری راز ۵۲۰۰ حفره عجیب روی کوه های پرو؛ نشانه‌ای از یک اقتصاد باستانی ۷ ماده مغذی مهم که با افزایش سن باید بیشتر به آن‌ها توجه کنید زیر سنگ قبرها چه خبر است؟ 5 میلیون زنبور پنهان در دل خاک اس ام اس ولادت امام رضا (ع)؛ مجموعه‌ای از متن‌های زیبا برای تبریک طرز تهیه دمنوش برگ توت سفید در خانه + بهترین زمان مصرف و نکات مهم آموزش کنجکاوی: راهی ساده برای کاهش اضطراب اجتماعی داستان جالب تولد پلاک خودرو در آمریکا عکس‌هایی که زندگی «اسکیموها» را در 120 سال قبل نشان می‌دهند جین‌ را مدام نشویید! راهکارهای جایگزین تمیزی لباس‌های جین مهم‌ترین تصمیم زندگی؛ انتخابی که بارها تکرار می‌شود مردی که از سر بی حوصلگی جنگل را به آتش کشید! اولین گیاه روی زمین چه بود و چگونه سیاره ما را متحول کرد؟ مردی در کره جنوبی ممکن است به خاطر انتشار عکس گرگ ساخته شده با هوش مصنوعی به زندان برود بزرگ ترین فروشگاه تنقلات جهان با بیش از 30 هزار نوع محصول از 70 کشور (+عکس)