مصطفی هاشمی طبا در روزنامه شرق نوشت: در مقابل محاصره دریایی که شاید شدیدتر و طولانیتر بشود، چه تدبیری میاندیشیم؟ شکی نیست که شکستن محاصره دریایی از طرق مختلف ضروری است و باید با آن مقابله کرد. این مقابله میتواند به هر نوع ممکن باشد و البته پایداری و مقاومت و خستهکردن محاصرهکنندگان یکی از انواع آن است.
ایران علاوه بر چند هزار کیلومتر مرز، هزاران کیلومتر مرز زمینی با کشورهای مختلف دارد و میتواند از طریق آنها مراودات اقتصادی مشخص کند. البته موضوع حملونقل زمینی و محدودیتهای آن امری نیست که بتوان از آن ساده گذشت، اما آیا کشوری با وسعت و امکانات ایران باید خود را صرفا در چنبره تجارت خارجی ببیند؟
واضح است که اصولا تجارت خارجی یعنی صادرات و واردات در شرایط عادی باید هرچه گستردهتر و پررونقتر باشد، اما آیا فراموشکردن سازوکارهای داخلی هم در شرایط جنگ و هم در شرایط عادی امری پسندیده است؟
متأسفانه در طول سالهای متمادی، علیرغم شعارهای کلامی، از سازوکارهای داخلی برای تصویب و ساماندهی اقتصاد کوتاهی کردهایم. امروز علاوه بر تدبیرهایی که لازم است در موضوع تجارت خارجی اندیشیده شود، ضروری است که به سازوکارهای اقتصادی داخلی همچون استفاده از ظرفیتها، ساماندهی کشاورزی براساس ضرورتها و تغییرات تولید برای رفع نیازها، ایجاد مکانیسمهایی برای صرفهجویی و عدم هدردادن منابع توجه کنند.
به چه دلیل کشاورزی باید به تولید محصولات فانتزی و نهچندان ضروری روی آورد؟ به چه دلیل مصرف بنزین بهطور لجامگسیخته در کشور باید انجام شود؟ به چه دلیل 30 درصد محصولات کشاورزی ضایعات میشود؟ به چه دلیل مصرف بیرویه روغن خوراکی تشویق میشود؛ مصرفی که به بیماری و اضافهوزن شهروندان منجر میشود؟ آیا در زمان جنگ همچنان مایل به واردات خودروهای لوکس که امروز در نمایشگاههای خودرو دیده میشوند، هستیم؟
و اصلا به چه دلیل فرهنگ مصرفی و الگوی زندگی آمریکایی را در کشور ادامه داده و حتی تشویق میکنیم؟ اگر در کنار تلاشهایی که برای دورزدن تحریم و شکستن محاصره دریایی انجام میدهیم، از ساماندهی داخلی چشمپوشی کنیم، یقینا موقعیت را در آغوش نخواهیم گرفت، بهعلاوه آیا مرزهای زمینی تحت نفوذ و قدرت آمریکا قرار نخواهد گرفت؟
حقیقت آن است که مرزهای زمینی یا مانند افغانستان چندان مهم نیست یا نفوذ آمریکا یا اسرائیل در آنها به حد کافی وجود دارد و نیز هستند همسایگانی که به آنها نمیتوان اعتماد کرد و ایران را وجهالمصالحه خود قرار میدهند، همچنان که در تاریخ مشاهده کردهایم.
درست است که جباران صهیونیستی و استکباری براساس «ز هر طرف که شود کشته» با تخریب کشورهای اسلامی از سوی یکدیگر قند در دلشان آب میشود، اما ممکن است تنها چاره ما در دفاع نظامی باشد. بااینحال، آیا نباید در کنار آن همه شگفتیآفرینی مدافعان نظامی، تدبیر شایسته غیرنظامی از سوی مسئولان در هر شرایطی به کار بسته شود. البته این ساماندهی نباید مختص زمان جنگ باشد، بلکه باید بهعنوان یک جریان دائمی برای همیشه در ایران عزیز به کار بسته شود؛ چراکه برای حفظ ایران، چارهای جز آن -در صلح و جنگ- نیست.