احمد زیدآبادی
کانال نگاه متفاوت
در متنی کوتاه از ژیلا بنییعقوب به نقلقولی از حسین قاضیان برخوردم که سرم سوت کشید!
طبق نوشتهٔ خانم بنییعقوب، آقای قاضیان در مصاحبه با بیبیسی فارسی به طعنه گفته است: "«کسانی که نگران زیرساختها هستند نه جان انسانها!»
یعنی چطور ممکن است چنین جملهای از زبان فردی مثل حسین قاضیان صادر شده باشد؟
او چطور ممکن است تزویر و دروغ و ریا و خشونت و بیرحمی و آدمکشی و ایرانسوزی نهفته در چنان جملهای را درک نکند؟
آقای قاضیان تا وقتی که در ایران بود، در شمار تیزبینترین و نکتهدانترین و منصفترین کارشناسان حوزهٔ جامعهشناسی در کشور به شمار میرفت و من معمولاً هیچکدام از نوشتههای او را از دست نمیدادم.
حالا از خود میپرسم که مهاجرت به خارج، چه بلایی بر سر این فرد اندیشمند آورده است که زهر نهفته در جملهای زهرآگین را نه فقط نمیبیند و نقد و رد نمیکند، بلکه خود آن را به زبان میآورد؟!
آنجا در برخی محافل مهاجران سیاسی ایرانی دقیقا چه خبر است؟ آدمهایی که روزگاری در اینجا حداقل اهل سطحی از منطق و انصاف بودند، امروزه در پشت آن شبکههای تلویزیونی، چنان بیمنطق و بیدادگر ظاهر میشوند که از هر جهت ترسناک است.
ترسناکتر از آنها، تعدادی از افرادیاند که مهار زبان خود را پاک رها کردهاند و هر چه از ادب و تربیت است، شسته و به آب دادهاند و با چنان الفاظ زشت و رکیکی حرف میزنند که حتی در فیلمهای بالای 18 سال هم سانسور میشود!
واضح است که این داوری شمار بسیاری از مهاجران فرهیختهای که ادب و آداب کنش سیاسی را پاس میدارند، شامل نمیشود، اما یک عده که انتظار میرفت در همین دستهبندی قرار گیرند، متأسفانه یا با دقت و انصاف وداع کردهاند و یا اینکه به زامبیهایی سیاسی تبدیل شدهاند که آدم از خواندن و شنیدن حرفهای آنان واقعاً خوف میکند!