«کوروش احمدی» تحلیلگر روابط بینالملل و دیپلمات پیشین درباره آتشبس و آغاز روند گفتوگوها میان ایران و آمریکا نوشت: «تیم دونالد ترامپ طی یکی دو هفته اخیر نشانههای واضحی از اینکه به ارزیابیهای جدیدی رسیده، تصورات واهی و متوهمانهاش دستخوش تحول شده و در جستجوی راهی برای خروج از جنگ است، نشان داده بود. به این دلیل لازم بود که ایران مکثی کرده و میزان تاثیر واقعی ارزیابیهای جدید را بر مواضع عینی دولت آمریکا ارزیابی کند.»
به گزارش ایرنا، پذیرش توقف موقت جنگ از سوی مقامهای ایرانی اقدامی بسیار بهجا، بهموقع، شایسته و در عین حال شجاعانه است و از این جهت باید به همه مقامهای نظامی و سیاسی و نیز به مردم ایران که سختیهای جنگ را تحمل کردند، تبریک گفت. در مورد اینکه دقیقا چه اتفاقی افتاده، بیانیه آقای سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه گویاترین و حرفهایترین قرائت را به دست داده است. باز نشر توئیت ایشان توسط رئیس جمهور آمریکا، گویای تایید قرائت رسمی ایران توسط دولت این کشور است.
وزیر خارجه ایران در بیانیه خود "درخواست آمریکا برای مذاکره در مورد پیشنهادات ۱۵ بندی آن کشور" و نیز اعلام رییس جمهور امریکا مبنی بر "پذیرش کلیات پیشنهادات ۱۰ بندی ایران" یادآوری و تصریح کرده که این دو پیشنویس مبنای مذاکراتی خواهد بود که در نظر است در پاکستان انجام شود. دکتر عراقچی سپس "به نمایندگی از سوی شورای امنیت ملی" اعلام کرده است که "۱- چنانچه حملات به جمهوری اسلامی ایران متوقف شود، نیروهای مسلح قدرتمند ما نیز حملات دفاعی خود را متوقف می کنند." و "۲- به مدت دو هفته تردد امن در تنگه هرمز در هماهنگی با نیروهای مسلح ایران و با نظرداشت محدودیت های فنی موجود مقدور خواهد بود."
در مورد این تحول مهم که رئوس آن به شرح فوق توسط دیپلمات ارشد ایران اعلام شده، نکاتی به شرح زیر قابل ذکر است:
۱- توافقی که برای توقف موقت جنگ حاصل شده، نتیجه تصمیم اجماعی شورای امنیت ملی است که مطابق روند و روال تصمیم گیری در این عالی ترین نهاد سیاسی – نظامی کشور اتخاذ شده است. آنچه اکنون در این مرحله مهم است و می تواند تاثیر عمدهای بر مذاکرات آتی برای حل و فصل نهایی مسائل داشته باشد، حمایت همه طیفها و نحلههای فکری و سیاسی در داخل کشور از این تصمیم درست است.
۲-موافقت ایران با توقف موقت جنگ در این مرحله به دلایل متعدد اقدام درستی است. بطور کلی، طرفین هر جنگی با توجه به روند پیشرفت جنگ در هر مقطع به ارزیابیهای جدیدی در مورد موقعیت خود و طرف مقابل دست مییابند و بر مبنای ارزیابیهای جدید ممکن است احیانا درجهای از عقلانیت بر خواستهها و زیادهخواهیهای آنها غلبه کند.
تیم ترامپ طی یکی دو هفته اخیر نشانههای واضحی از اینکه به ارزیابیهای جدیدی رسیده و تصورات واهی و متوهمانهاش دستخوش تحول شده و در جستجوی راهی برای خروج از جنگ است، نشان داده بود. به این دلیل لازم بود که ایران مکثی کرده و میزان تاثیر واقعی ارزیابیهای جدید را بر مواضع عینی دولت ترامپ ارزیابی کند. مذاکراتی که در پیش خواهد بود نشان خواهد داد که تا چه حد واقعیات عینی جنگ ممکن است توهمات تیم ترامب را که عمدتا ناشی از القائات سمی افراطیون اسرائیلی بود، زدوده باشد.
۳-مقامهای ما در دوره جنگ تاکید داشتند که توقف جنگ باید مشروط به تضمین عدم تجاوزات بعدی باشد. پیشبینی برای اجتناب از تجاوزات بعدی و ادامه وضعیت نه جنگ – نه صلح قطعا فکر درستی بود. اما باید توجه داشت که تاریخ روابط بین الملل اثبات کرده است که هیچ تضمین سیاسی-حقوقی قطعی وجود ندارد. روسیه در ۱۹۹۴ طی عهدنامه ای الزام آور به اوکراین تضمین داد که در پی انتقال سلاح های هسته ای بازمانده از شوروی سابق، از تجاوز روسیه مصون خواهد بود. این عهدنامه را آمریکا و انگلیس نیز امضا کردند. اما می دانیم که این تضمین پشیزی نیز نیرزید.
۴- نکته مهم دیگر در ارتباط با تضمین این است که ایران در جریان تجاوز غیرقانونی و متخلفانه آمریکا و انگلیس و از جمله حمله به نیروی دریایی ایران ناچار از اعمال محدودیت بر تردد از تنگه هرمز شد که به لحاظ حقوق بین الملل نیز می توانست موجه باشد. با اعمال موفق این تدبیر، برای متجاوزان محرز شد که با توجه به امکانات نامتقارن ایران، باز کردن تنگه به زور ممکن نخواهد بود. این تجربه می تواند به عنوان تضمینی عینی موجب شود تا متجاوزان در آینده به فکر تجاوز مجدد به خاک ایران نیافتند.
۵-مردم ما و کشور ما طی حدود ۴۰ روز گذشته متحمل صدمات معنوی و مادی زیادی از ناحیه متجاوزان آمریکایی و اسرائیلی شدند. در این دوره خساراتی به کشور وارد شد که در صورت ورود جنگ به مرحله بعد، یعنی حمله به زیرساخت ها، میتوانست ابعاد گستردهتری بیابد و با توجه به ادامه تحریم و تنگناهای مالی جبران آن در کوتاه مدت برای کشور بسیار دشوار شود.
همچنین باید توجه داشت که با توجه به ماهیت هواپایه جنگ و دشواری دسترسی به قلمرو متجاوزان به دلیل بُعد مسافت، تلافی جویی ایران عمدتا میتوانست بر امکانات متجاوزان در برخی کشورهای همسایه متمرکز باشد و در این صورت کار بازسازی روابط با این کشورها و مردمان آنها میتوانست بسیار طولانی و طاقتفرسا بشود.
امید است که با توجه به تحول مثبتی که بعد از یک دوره سختی رخ داده، سیاست خارجی ایران وارد مرحله جدیدی شود و در پرتو تحولاتی که در حوزه دیپلماتیک رخ خواهد، امکان بازسازی خرابیها و حرکت در جهت توسعه کشور و رفاه مردم فراهم شود.