ابوالفضل مرشدی
در تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران، آنچه آشکار است این است که 'منافع' آنها حرف اول را میزند، طوری که رئیسجمهور آمریکا آشکارا از دستیابی به نفت ایران و گسستن پیوندهای ایران با چین و روسیه سخن میگوید.
با این حال، انکار نمیتوان کرد که 'تصویر' آمریکاییان از مسلمانان و ایرانیان، در این حمله نقشآفرین بوده است. از سخنان متعدد مقامات آمریکایی بویژه رئیسجمهور آمریکا آشکارا است که آنان کاملا از پشت عینک سنت شرقشناسی به مردمان مشرقزمین و از جمله مسلمانان و ایرانیان مینگرند.
ادوارد سعید در کتاب مشهورش خود با نام شرقشناسی (Orientalism) شرح میدهد که طی سه سده اخیر چگونه تصویری از شرق نزد غربیان شکل گرفت که طی آن، شرق به عنوان فرودست و غرب به عنوان فرادست برساخته شد.
وی همچنین نشان میدهد که اروپاییان به ویژه انگلستان و فرانسه نقش کلیدی در شکلگیری و توسعه ادبیات شرقشناسی داشتند. به خاطر قدمت مواجهه اروپاییان با شرق و حضور تعداد زیادی از سیاستمداران و شرقشناسان این کشورها در شرق، شناخت اروپاییان از شرق عمق و ظرافت قابل توجهی یافته است. حاصل این شناخت را میتوان در برخورد محتاطتر و پیچیدهتر کشورهای اروپایی با شرق از جمله با ایران در جنگ اخیر مشاهده نمود.
اما آنطور که ادوارد سعید نشان میدهد، آمریکا خیلی دیر یعنی بعد از جنگ جهانی دوم به جریان شرقشناسی پیوست و مشرقزمین برای این کشور به تعبیر ادوارد سعید، 'بلافاصله تبدیل به مسألهای اداری و حکومتی و موضوعی سیاسی گردید نه مسألهای وسیع و همگانی بدان صورت که قرنها برای اروپاییان مطرح بود' (شرقشناسی، ص ۵۱۷).
اما علاوه بر ویژگی بالا، ادوارد سعید به یک ویژگی مهم دیگر سنت شرقشناسی آمریکا اشاره میکند و آن، اجتناب منحصر به فرد آن از 'ادبیات' است:
"شما میتوانید کتب و آثار زیادی را [در آمریکا] در حوزه خاورنزدیک جدید مطالعه کنید و در آنها هیچگونه مراجعه و اسنادی را به ادبیات مشاهده نکنید. ... تأثیر مستقیم و نهایی این غفلت عمده در آگاهی و فهم مدرن آمریکاییها نسبت به شرق اسلامی یا عربی این بوده است که از لحاظ ادراکی، منطقه و اهالی آن به صورت سست و اخته و موجوداتی مسخشده و فاقد جنبه انسانی فرض شدهاند" (شرقشناسی، ص ۵۱۸)
هر چند ادوارد سعید تمرکزش را روی شرق عربی قرار میدهد، اما با توجه به اهمیت ادبیات در تمدن ایرانی-اسلامی و اینکه بخش زیادی از ذخیره حکمت ایرانی-اسلامی، تاریخ اسطورهای و دینی ایرانیان و خاطره جمعی آنان در ادبیات فارسی قرار دارد، میتوان گفت این بیتوجهی سنت شرقشناسی آمریکایی به ادبیات، باعث شناخت کمعمق و زمخت آنها از ایران و فرهنگ و تمدن ایرانی شده است و همین امر مسبب یکی از خطاهای راهبردی آمریکا در مواجهه با ایران و عدم پیشبینی آنها از مقاومت ملی ایرانیان در برابر هر متجاوز خارجی شده است.