عصر ایران - نشریه "فارین افیرز" در مقاله به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران پرداخته است که خلاصه ای از محتوای آن را به طور جمع بندی شده در عصر ایران می خوانید:
جنگی که ایالات متحده با هدف تضعیف یا مهار ایران آغاز کرد، بهجای تحقق اهداف اعلامی، به نتایجی کاملاً معکوس انجامیده و اکنون واشنگتن را در موقعیتی دشوارتر از پیش قرار داده است.
در ابتدا، تصمیمگیران آمریکایی تصور میکردند که با یک حمله سریع و قاطع ،مشابه برخی عملیاتهای گذشته، میتوانند توان نظامی و نفوذ منطقهای ایران را بهشدت کاهش دهند. این ارزیابی بر این فرض استوار بود که ایران توان پاسخ مؤثر ندارد یا در برابر فشار نظامی گسترده، عقبنشینی خواهد کرد.
اما این محاسبه از اساس نادرست از آب درآمد.
مهمترین خطای راهبردی آمریکا، دستکم گرفتن ظرفیتهای ایران برای جنگ نامتقارن بود. ایران بهجای ورود به یک تقابل کلاسیک، از ابزارهایی استفاده کرد که هزینههای سنگینی بر آمریکا و متحدانش تحمیل میکند، بدون آنکه نیاز به برتری نظامی سنتی داشته باشد.
این ابزارها شامل موارد زیر بودند:
-حملات پراکنده اما مؤثر به زیرساختهای انرژی
-استفاده از پهپادها و مینهای دریایی
-فعالسازی شبکههای منطقهای و نیروهای همسو
چنین رویکردی باعث شد که حتی برتری نظامی آمریکا نیز نتواند به یک پیروزی سریع منجر شود.
*گسترش جنگ و از دست رفتن کنترل
برخلاف انتظار اولیه، جنگ محدود باقی نماند و بهسرعت به یک بحران منطقهای تبدیل شد. درگیریها به خلیج فارس، خطوط انرژی و حتی کشورهای ثالث کشیده شد.
یکی از مهمترین پیامدها، اختلال در عبور نفت از تنگه هرمز بود؛ مسیری که بخش قابل توجهی از انرژی جهان از آن عبور میکند. این وضعیت باعث شد که بازارهای جهانی انرژی دچار شوک شوند،قیمت نفت افزایش یابد و زنجیرههای تأمین جهانی آسیب ببینند.
در واقع، ایران توانست از موقعیت جغرافیایی و ابزارهای کمهزینه، بهعنوان یک اهرم فشار استراتژیک استفاده کند.
*تقویت موقعیت ایران بهجای تضعیف آن
یکی از پارادوکسهای اصلی جنگ این بود که بهجای تضعیف جمهوری اسلامی، برخی عوامل موجب تقویت موقعیت آن شد:
الف) انسجام داخلی در برابر تهدید خارجی
ب) مشروعیت بیشتر برای سیاستهای سختگیرانه
ج) افزایش نقش نیروهای نظامی در ساختار قدرت
در بسیاری از موارد تاریخی نیز، حملات خارجی نهتنها باعث فروپاشی نظامهای هدف نشده، بلکه به تحکیم آنها کمک کرده است و این الگو در مورد ایران نیز تکرار شده است.
ایالات متحده اهداف متعددی را دنبال میکرد، از جمله:
1 - توقف برنامه هستهای ایران
2 - محدود کردن نفوذ منطقهای
3 - و حتی تغییر رفتار یا ساختار سیاسی
اما جنگ نهتنها این اهداف را محقق نکرد، بلکه تحقق آنها را دشوارتر کرد. بهویژه:
-ایران انگیزه بیشتری برای حفظ و توسعه ابزارهای بازدارنده پیدا کرد
-فضای دیپلماسی بهشدت محدود شد
-هزینههای هرگونه توافق احتمالی افزایش یافت
-هزینههای اقتصادی و سیاسی برای آمریکا بالاتر رفت
این جنگ برای خود آمریکا نیز بدون هزینه نبود:
1- افزایش قیمت سوخت و فشار اقتصادی داخلی
2 - شکاف در میان متحدان غربی
3 - تضعیف اعتبار بینالمللی
حتی این تصور که آمریکا بهعنوان بزرگترین تولیدکننده انرژی از شوکهای نفتی مصون خواهد بود، در عمل نادرست از آب درآمد.
نتیجهگیری: یک جنگ انتخابی با پیامدهای ناخواسته
در نهایت، این جنگ نمونهای از «جنگ انتخابی» بود—جنگی که ضرورت اجتنابناپذیر نداشت، اما آغاز شد و پیامدهای پیشبینینشدهای بهبار آورد.
*مهمترین جمعبندی مقاله فارین افیرز این است:
برتری نظامی لزوماً به پیروزی راهبردی منجر نمیشود
جنگ با بازیگران دارای توان نامتقارن، میتواند فرسایشی و پرهزینه شود.
گزینههای دیپلماتیک ، اگر دشوار در بسیاری موارد کمهزینهتر و مؤثرتر هستند.
به بیان دیگر، جنگی که قرار بود قدرت آمریکا را تثبیت کند، در عمل نشان داد که استفاده از زور بدون درک دقیق از واقعیتهای میدانی، میتواند نتیجهای کاملاً معکوس داشته باشد.
مجله Foreign Affairs یکی از معتبرترین و تأثیرگذارترین نشریات در حوزه سیاست خارجی و روابط بینالملل است که از سال ۱۹۲۲ توسط Council on Foreign Relations در ایالات متحده منتشر میشود. این نشریه محلی برای انتشار تحلیلهای عمیق از سوی سیاستمداران، دیپلماتها، دانشگاهیان و کارشناسان برجسته جهان است و اغلب بازتابدهنده دیدگاههای جریان اصلی نخبگان سیاست خارجی آمریکا محسوب میشود؛ هرچند طیفی از نظرات از واقعگرایانه تا لیبرال بینالمللگرا در آن منتشر میشود.
«فارین افیرز» بهدلیل نفوذ بالایش، نقش مهمی در شکلدهی به بحثهای راهبردی و تصمیمسازی در واشنگتن و فراتر از آن ایفا میکند.