فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۵۰۱۲۳
تاریخ انتشار: ۲۲:۳۰ - ۲۵-۱۲-۱۴۰۴
کد ۱۱۵۰۱۲۳
انتشار: ۲۲:۳۰ - ۲۵-۱۲-۱۴۰۴

«اوریانا فالاچی» تماشاگر توئیتر فارسی!

«اوریانا فالاچی» تماشاگر توئیتر فارسی!
«ما اصلاً فکرش را نمی‌کردیم این اتفاقات اینطور رخ بدهد؟»، «به ما گفته بودند قرار نیست بچه‌ها کُشته شوند!»، «قرار بود غیرنظامی‌ها در امان بمانند!»
عصرایران؛ احسان محمدی « ... ناگهان صدای جنگ گوش‌ها را پُر کرد. همه جا می‌لرزید. خرابی‌ها به بار آمد. قلب‌ها سوراخ شد و در یک آن، ضجه کودکان بی‌سرپرست و مادرانی که کودکشان از دست رفته بود به گوش رسید و من خیلی زود فهمیدم که در بهار کسی دوباره زنده نمی‌شود.
 
من به این فکر می‌کردم که در طرف دیگر دنیا بحث بر سر این است که آیا می‌توان قلب بیماری را که فقط ده دقیقه از زندگی‌اش باقی است، به جای قلب بیمار دیگری گذاشت تا شفا یابد؟ در حالی که اینجا هیچ‌کس از خود نمی‌پرسید که آیا صحیح است جان یک عده انسان پاک و سالم را بگیریم؟ ...  در این دنیا با تلاش‌ها و معجزه‌ها زندگی انسان رو به مرگی را نجات می‌دهند ولی باعث مرگ صدها، هزارها و میلیون‌ها موجود زنده و سالم می‌شوند! ...» 
 
این بُرشی از کتاب «زندگی، جنگ و دیگر هیچ» نوشته «اوریالا فالاچی» با ترجمه «لیلی گلستان» است. یک‌سال از زندگی روزنامه‌نگار و نویسنده و مصاحبه‌گر برجسته ایتالیایی که هم به عنوان چریک ضد فاشیسم در دوران جنگ جهانی دوم فعال بود و هم به عنوان یکی از خبرنگاران میدانی در جنگ ویتنام و چندین شورش و جنجال بزرگ قرن بیستم به عنوان شاهد دست اول حضور داشت.
 
او می‌گوید این کتاب را در پاسخ به خواهرش «الیزابتا» نوشته که از او پرسیده بود: «زندگی یعنی چه؟». کتاب روایت حضور او در جنگ آمریکا و ویتنام است. جنگی که خیلی‌ها فراموشش کرده‌اند. ماجرای هولناکی که آنقدر دردناک بود که بالاخره صدای خود آمریکایی‌ها درآمد و به یک رسوایی ملی تبدیل شد.
 
 وقتی که سربازهای آمریکایی شروع به فروختن عکس‌هایشان به روزنامه‌ها و مجلات کردند، عکس‌هایی مثل سرهای بریده ویتنامی‌ها در دست‌شان، زُل زده به دوربین در حالیکه آلت تناسلی سربازهای ویتنامی را بُریده و توی دهانشان گذاشته بودند ... جنگی که بیش از 50 هزار سرباز آمریکایی و میلیون‌ها ویتنامی در آن کُشته شدند. جنگ ویتنام شمالی و جنوبی با مداخله آمریکا و شوروی، کره شمالی و کره جنوبی و ... چند نفر یادشان هست؟ برای چند نفر مهم است که آنجا چه فاجعه‌هایی رخ داد؟
 
نه اینکه «ویت‌کنگ‌ها» و «هوشی‌مینه» که با آمریکایی‌ها می‌جنگیدند قدیس باشند، نه! اتفاقاً فالاچی در این کتاب به خوبی نشان می‌دهد که جنگ چه هیولایی را درون آدم‌ها زنده می‌کُند و در نهایت چه می‌ماند جز جنازه، ساختمان‌های ویران شده، غرورهای زخمی، زن‌های بی‌همسر و بی‌فرزند، مادرهای سوگوار، بچه‌های یتیم، دست و پاهای قطع شده، چشم‌های تا ابد کور شده، گورهای دسته جمعی، نفرت و ...
 
چند هفته مانده به آغاز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، در توئیتر فارسی عده‌ای با توصیه «تاریخ بخوانید» شوخی می‌کردند، این جمله کوتاه را دست می‌انداختند، می‌گفتند کسانی که این حرف را می‌زنند «خونشور» هستند، «ماله‌کش» وضع نامطلوب موجود هستند، وسط‌بازی می‌کنند» و ... از آن برچسب‌های جذابی که در شبکه‌های اجتماعی آدم‌های زیرکی می‌سازند و بعد بقیه دست می‌گیرند و از هر کس خوششان نمی‌آید آن را به پیشانی‌اش می‌چسبانند تا او را رسوای جماعتی کنند که خشمگین و ناراضی هستند و دنبال قربانی‌هایی از این دست می‌گیرند .... می‌گفتند بهترین راه این است که نیروی خارجی مداخله نظامی کند و کشور را نجات بدهد.
 
 یک جنگ هدفمند و حساب‌شده که در آن قرار نیست خانه آدم‌های عادی که با قسط و قرض و وام خریده‌اند یا حتی اجاره کرده‌اند ویران شود، قرار نیست بچه‌ها کُشته شوند، قرار نیست کسب و کارها تعطیل شود، قرار نیست خون بی‌گناهان ریخته شود.
 
به هر کس که می‌گفت جنگ آن هم از سوی نیروی خارجی «راه حل ملی» نیست، گلوله و موشکِ شلیک شده سواد ندارد، بین موافق و مخالف قدرت تشخیص ندارد، نیروی خارجی برای رضای خدا چنین کاری نمی‌کند، کشور خاک و خاکستر می‌شود و ... چنان رکیک فحاشی می‌کردند که خیلی‌ها ترجیح دادند سکوت کنند. 
 
نمی‌گویم «دونالد ترامپ» و «بنیامین نتانیاهو» صرفاً با دعوت فارسی‌زبانانی که حمله به سرزمین مادری را توصیه می‌کردند جنگ علیه ایران را شروع کردند اما تردیدی ندارم که بخش زیادی از افرادی که برای شروع و استمرار این جنگ سوت و کف می‌زنند فارغ‌التحصیلان و دانشجویان دانشگاه تاریخ «اینستاگرام و توئیتر»، دانشکده خبر «ایران‌اینترنشنال» و هنرکنده «من‌و‌تو» هستند. 
 
جایی که همه چیز را کپسولی و فشرده و تزریقی به مخاطب ناراضی می‌فروشند و توهم دانایی می‌دهند. توهم اینکه نیازی به خواندن تاریخ نداریم، به ما چه که در ویتنام، در افغانستان و عراق، در سودان و لیبی و سوریه و ... چه گذشته! ما فرق داریم، این آمریکا فرق دارد و هر کس هر چیزی غیر از این بگوید لابد خون‌شور است و وسط‌باز و ماله‌کش و ... 
 
بخشی از آنها همین کسانی هستند که این روزها بعد از سیلی تلخ و خشن و بی‌رحم جنگ دارند می‌گویند: «ما از کجا می‌دانستیم اینطور می‌شود؟»، «ما اصلاً فکرش را نمی‌کردیم این اتفاقات اینطور رخ بدهد؟»، «به ما گفته بودند قرار نیست بچه‌ها کُشته شوند!»، «قرار بود غیرنظامی‌ها در امان بمانند!» و ... این جملات را آمریکایی‌ها و ویتنامی‌هایی که موافق آغاز جنگ کتاب فالاچی بودند هم بعدها زدند. اعتراف‌های دیر موقع، بی‌فایده ... از سوی آن‌ها که تاریخ خواندن را دست انداختند و دل به رویافروشی‌های یک دقیقه‌ای اینستاگرام و توئیت‌های خوشبینانه چند کلمه‌ای بستند. 
 
خدا آخر و عاقبت این سرزمین را به خیر کُند!
برچسب ها: جنگ ، آمریکا ، ایران
ارسال به دوستان