عصر ایران؛ احمد فرتاش - کتاب شش جلدی «جنگ جهانی دوم» به قلم وینستون چرچیل، نخستوزیر مشهور بریتانیا، یکی از برجستهترین آثار تاریخی و ادبی قرن بیستم است که جایزۀ نوبل را هم برای چرچیل به ارمغان آورد. این مجموعه که ابتدا در شش جلد منتشر شد، حاصل تجربۀ شخصی چرچیل، به عنوان رهبر بریتانیا، از جنگ جهانی دوم است
چرچیل در این شش کتاب روایتی دقیق و مستند از وقایع جنگ جهانی دوم ارائه میدهد، بلکه با تحلیلهای سیاسی و نظامی، نگاهی ژرف و ادبی به بحرانهای جهانی، تصمیمات رهبران و پیامدهای جنگ دارد. او با تلفیق تجربۀ مستقیم خود از جنگ و تحلیل تاریخی وقایع جنگ، توانست خواننده را به درک عمیقتری از فرایندهای جهانی و پیامدهای سیاسی و انسانی جنگ جهانی دوم برساند.
چرچیل بابت این اثر ادبیتاریخیِ ششجلدی، در سال ۱۹۵۳ برندۀ جایزۀ نوبل ادبیات شد. هیئت داوران نوبل، چرچیل را به دلیل «توانایی استثنایی در ترکیب تحلیل تاریخی با سبک ادبی جذاب و روایتی شاعرانه» و همچنین «تأثیر عمیق این آثار بر فهم تاریخ معاصر جهان» شایسته این جایزه دانست. چرچیل در مقدمۀ کتابش نوشته است: «من ادعا نمیکنم که این کتاب، تاریخ است زیرا نوشتن تاریخِ عصر ما وظیفۀ نسل دیگری است، اما این نکته را تایید میکنم که این اثر به تاریخ این زمان کمکی خواهد کرد که در آینده مفید خواهد بود.»
به دلیل حجم و گستردگی محتوا، این شش جلد کتاب بعدها در نسخههای چهار جلدی یا سه جلدی نیز منتشر شد تا برای خوانندگان عمومی قابل دسترستر باشد. با این حال، ترتیب و عناوین اصلی شش جلد عبارتند از:
توفان در شرف وقوع
بهترین ساعت آنها
اتحاد بزرگ
محور سرنوشت
حلقه بسته میشود
پیروزی و تراژدی
در این نوشته، نگاهی میاندازیم به اولین کتاب از مجموعۀ ششجلدی «جنگ جهانی دوم»، به قلم وینستون چرچیل.
جلد اول مجموعۀ تاریخیادبی وینستون چرچیل، با عنوان «The Gathering Storm»، که «توفان در شرف وقوع» یا شاید هم «جمعشدن گردباد» (یا «شکلگیری گردباد») ترجمۀ مناسبی برای آن است، با نگاهی جامع و تحلیلی به زمینهها و علل اصلی جنگ جهانی دوم میپردازد. چرچیل، که نه تنها رهبر بریتانیا در دوران جنگ بود بلکه تجربۀ دیپلماتیک و تاریخی گستردهای داشت، در این جلد از کتابش تلاش میکند ریشههای بحران اروپا و جهان در دهههای پیش از ۱۹۳۹ را نشان دهد و شرایطی را تحلیل کند که جنگ عظیم را ممکن ساخت. آن ریشهها از نظر چرچیل چنین بودند:
۱. اروپا پس از جنگ جهانی اول
چرچیل در ابتدا اروپا را پس از جنگ جهانی اول بررسی میکند. او به پیامدهای ویرانگر این جنگ میپردازد که مهمترین آنها عبارت بودند از:
فقدان ثبات اقتصادی و اجتماعی در کشورهای اروپایی
تنشهای سیاسی و ظهور دولتهای ناپایدار
تأثیر تحقیرآمیز معاهدۀ ورسای بر آلمان
چرچیل معتقد بود معاهدۀ ورسای، اگرچه به قصد تثبیت صلح تدوین شده بود، با تحمیل محدودیتها و فشار اقتصادی بر آلمان، زمینۀ نارضایتی و تضعیف اعتماد به نظام بینالمللی را فراهم آورد. این شرایط، در نهایت، زمین مناسبی برای ظهور رهبران افراطی و بازگشت ملیگرایی شدید در آلمان فراهم کرد.
چرچیل کتابش را با پرداختن به زندگی هیتلر شروع میکند. عنوان اولین فصل کتاب «آدولف هیتلر» است. چنین آغازی، به نظر کاملا مناسب میرسد چراکه اگر هیتلر نبود، تاریخ به گونۀ دیگری رقم میخورد؛ و البته هیتلر صرفا یک "فرد" نبود بلکه فردی آلمانی بود که طعم تحقیر ملت آلمان در جنگ جهانی اول را به خوبی چشیده بود. با این حال چرچیل از زندگی شخصی هییتلر شروع میکند و دربارۀ او نیز چنان مینویسد که انگار نه انگار هیتلر به مدت پنج سال با بریتانیا درگیر بود و بارها دستور بمباران لندن را صادر کرده بود. در واقع غلبۀ "چرچیلِ نویسنده" بر "چرچیل سیاستمدار" در این فصل و در کل کتاب مشهود است و به همین دلیل چرچیل بابت این کتاب برندۀ جایزۀ صلح نوبل شد.
کتاب او عقدهگشاییهای یک دولتمرد نیست بلکه چیزی است مابین رمان و بیوگرافی و تاریخ. چرچیل در طول جنگ جهانی دوم، روزانه پنج هزار کلمه مینوشت و همین به خوبی نشان میدهد که او اولا "نویسنده" بود و ثانیا نویسندهای پرکار هم بود. البته او قلمبهدست نبود؛ چونکه آنچه را که در ذهن داشت، تقریر میکرد و منشیاش جملات او را تایپ میکرد؛ کاری که داستایفسکی به دلیل کمبود وقت حین نوشتن رمان "قمارباز" انجام داد. بدیهی است که چرچیل هم در آن ایام کمبود وقت داشت و ترجیح میداد که بگوید و منشیاش به جای او تایپ کند.
۲. بحران اقتصادی و پیامدهای اجتماعی
چرچیل تأکید میکند بحران اقتصادی دهه ۱۹۳۰، به ویژه رکود بزرگ ۱۹۲۹–۱۹۳۳، موجب افزایش تنشها و بیثباتی سیاسی شد. افزایش بیکاری و کاهش سطح زندگی، مردم را به رهبران افراطی و ایدئولوژیهای رادیکال سوق داد. چرچیل نشان میدهد که این شرایط نه تنها در آلمان، بلکه در ایتالیا و ژاپن نیز زمینهساز سلطه حکومتهای اقتدارگرا و توسعهطلب شد.
۳. ظهور رهبران اقتدارگرا
یکی از محورهای اصلی جلد اول، ظهور رهبران اقتدارگرا است: آدولف هیتلر در آلمان، با وعدۀ بازسازی غرور ملی و اصلاح معاهدۀ ورسای، با ترکیبی از ملیگرایی شدید، تبلیغات سیاسی و سرکوب مخالفان، پایههای قدرت خود را محکم کرد.
بنیتو موسولینی در ایتالیا، با شعارهای فاشیستی و تمرکز قدرت، حکومت اقتدارگرای خود را تثبیت نمود. امپراتور ژاپن و نظامیان ارتش ژاپن نیز در آسیا به دنبال گسترش سرزمین و منابع بودند و به شدت از سوی مردم ژاپن حمایت میشدند.
چرچیل میگوید این رهبران، هرچند متفاوت در فرهنگ و سیاست، یک هدف مشترک داشتند: بازنویسی نظم جهانی بر اساس قدرت و ملیگرایی افراطی.
۴. ضعف و محدودیت سازمانهای بینالمللی
چرچیل همچنین ناتوانی جامعۀ ملل (League of Nations) را بررسی میکند. او نشان میدهد که این سازمان بینالمللی پس از جنگ جهانی اول، با کمبود اقتدار و فقدان حمایت عملی از اعضا، در ممانعت از تجاوزات نظامی ناتوان بود. این ضعف، نه تنها به آلمان و ایتالیا فرصت داد تا سیاستهای تهاجمی خود را ادامه دهند، بلکه اعتماد سایر ملتها به صلح بینالمللی را تضعیف کرد. اشارۀ چرچیل به "صلح بینالمللی" نشاندهندۀ تاثیرپذیری او از ایدۀ "صلح جهانی" است که ایمانوئل کانت در قرن هجدهم مطرح کرده بود. چرچیل از عملکرد جامعۀ ملل ناراضی بود و به اتفاق سران کشورهای پیروز در جنگ جهانی دوم، نقش مهمی در ایجاد سازمان ملل متحد داشت. او البته یک دهه پس از تاسیس سازمان ملل درگذشت و عمرش کفاف نداد تا ببیند که این سازمان هم در مجموع مثل جامعۀ ملل، نهادی کمخاصیت است و در حفظ و تحقق صلح جهانی، کار چندانی از دستش برنمیآید.
۵. سیاست بریتانیا
چرچیل همچنین دیدگاه خود دربارۀ سیاست بریتانیا در قبال بحران اروپا را بازگو میکند. چرچیل منتقد رویکرد انزواطلبانه و مصالحهگرایانۀ دولتهای بریتانیا و فرانسه در دهه ۱۹۳۰ بود و میگوید سکوت و کوتاه آمدن این دولتها در مقابل هیتلر و موسولینی، فقط این دو دیکتاتور را جسورتر میکرد.
او به تفصیل شرح میدهد که چگونه تصمیمات سیاسی، توافقهای محلی و عقبنشینیها، مقدمات جنگ را فراهم آوردند. وی همچنین نقش دیپلماسی شخصی و هشدارهای مداوم خود را در مقابله با تهدیدات توضیح میدهد و خواننده را با نگرش تحلیلی و پیشبینیهای خود از آینده آشنا میکند.
۶. تحلیل نظامی و استراتژیک
هرچند جلد اول بیشتر تاریخی و سیاسی است، چرچیل نکاتی نظامی و استراتژیک نیز ارائه میدهد، از این قبیل:
اهمیت موقعیت جغرافیایی کشورهای اروپایی
نقش نیروی دریایی و دفاع هوایی در بازدارندگی
تهدیدات بالقوهای که هیتلر و متحدانش میتوانستند ایجاد کنند
این تحلیلها نه تنها برای درک جنگ جهانی دوم، بلکه برای فهم چگونگی شکلگیری استراتژیهای دفاعی بریتانیا و متحدانش ارزشمند هستند.
۷. پیام انسانی و اخلاقی
چرچیل در این جلد به ابعاد انسانی بحرانها و تصمیمات سیاسی نیز توجه دارد. او نشان میدهد که جنگ جهانی دوم نه تنها نبرد میان کشورها، بلکه نبرد میان ایدئولوژیها و اخلاقیات بود. نازیسم با رهبریِ هیتلر، در واقع مبتنی بر "داروینیسم اجتماعی" بود. داروینیسم به مثابه یک نگرش زیستشناختی، عیب و ایراد اخلاقی ندارد. داروین بر این رای بود که نوعی "انتخاب طبیعی" موجب میشود که برخی گونههای حیوانی و گیاهی در طبیعت باقی بمانند و برخی دیگر از بین بروند. در حقیقت، گونهای که از قدرت "تکامل" برخوردار بود، میتوانست باقی بماند و گونههایی که تغییر و تکامل نمییافتند، ممکن بود به تدریج از بین بروند.
داروینیسم، درست یا غلط، از "هست"ها سخن میگفت نه از "باید"ها. یعنی داروین نمیگفت فلان گونۀ حیوانی باید از بین برود بلکه میگفت چنان گونهای، چون تکامل نیافت، از بین رفت. اما داروینیسم اجتماعی معطوف به "باید"ها بود و در واقع یک نظام اخلاقی بیرحمانه را تجویز میکرد. مثلا هیتلر معتقد بود یهودیها و کولیها و معلولین باید از بین بروند چراکه انسانهایی پست هستند و اگر انسان برتر انسان پست را نابود نکند، پستی در جهان انسانی فراگیر میشود و نهایتا انسان از بین میرود. او همچنین میگفت اگر قرار باشد به موجودات پست رجم کنیم، نهایتا انسان و شیر و ببر و ... باید از بین بروند و کرمها سرتاسر کرۀ زمین را پر خواهند کرد.
لیبرالیسم اما بر ارزش ذاتیِ هر فردِ انسانی تاکید داشت و معلولیت و یهودیت و کولیبودن را دلیلی بر نابودی افراد انسانی نمیدید. چرچیل هم نخستوزیر کشوری بود که مهد لیبرالیسم محسوب میشود. بنابراین عجیب نبود که او تقابل خودش و هیتلر را تقابلی ایدئولوژیک و اخلاقی ببیند. نحوۀ مدیریت جامعه و ساماندهی اقتصاد و کارکرد نظام سیاسی نیز در نازیسم و لیبرالیسم تفاوت بنیادی داشت. از کتاب چرچیل به خوبی پیداست که او لیبرالمحافظهکاریِ دموکراتیکِ بریتانیا را مصداق "خیر" در تاریخ انسانی میدید و نازیسم و فاشیسم را مصداق "َشر".
۸. سبک نگارش و اهمیت ادبی
یکی از دلایل اعطای جایزۀ نوبل به چرچیل، سبک نگارش شاعرانه و تحلیلگرانۀ اوست. در کتاب «طوفان در شرف وقوع»، او توانسته تاریخ، سیاست، ادبینویسی و تحلیل شخصی را با یکدیگر تلفیق کند. متن، با دقت و صراحت، خواننده را به تفکر و تأمل وامیدارد و نه صرفاً به یادآوری وقایع تاریخی. چرچیل در این جلد، با استفاده از تصاویر زنده، روایت شخصی و تحلیل مستدل، به خواننده این امکان را میدهد که پیچیدگی تاریخ پیش از جنگ و فشارهای سیاسی و اجتماعی را درک کند. در کتاب چرچیل، جملات خواندنی متعددی به چشم میخورد. حتی اگر با آرای او موافق نباشیم، نمیتوان انکار کرد که او نظرش را به شکلی تاثیرگذار بیان کرده است. کتاب او، برخلاف کتاب "نبرد من" آدولف هیتلر، مبتنی است بر "قدرت نویسندگی"؛ در حالی که کتاب هیتلر نثری شلخته دارد و فاقد ارزش ادبی است.
۹. جمعبندی
«طوفان در شرف وقوع» بیش از یک روایت تاریخی ساده است. چرچیل در این کتاب، عمدتا به این موضوعات میپردازد:
علل جنگ جهانی دوم را از منظر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تحلیل میکند.
ضعف سازمانهای بینالمللی و سیاستهای کوتاهمدت را نشان میدهد.
نقش رهبران اقتدارگرا و پیامدهای ملیگرایی افراطی را توضیح میدهد.
تجربۀ شخصی و دیدگاه تحلیلی خودش را ارائه میکند.
درسهای اخلاقی و انسانی دربارۀ مسئولیت، رهبری و آیندهنگری را بازگو میسازد.
این جلد پایهای است برای درک سلسله رویدادها و تحلیلهای مطرح در جلدهای بعدی و نشان میدهد که وینستون چرچیل نه تنها رهبر جنگ، بلکه تاریخنگاری تحلیلی و ادبی بود که توانست بحرانهای جهان را با بینشی ژرف و انسانی روایت کند. پرداختن چرچیل به تجربۀ شخصی خودش از کوران حوادث جنگ جهانی دوم، ماهیتی بیوگرافیک نیز به کتاب ششجلدی چرچیل داده است و به همین دلیل کتاب او را اثری تاریخی-سیاسی-نظامی-ادبی-بیوگرافیک میدانند.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر